🌴خاطره شهید حسین برهانی از زبان شهید عباس قربانی🌴
آن روز داشت کم کم غروب می شد نزدیک عصر این قدر نیرو با بالگرد خالی کرد و آنقدر تپه را با خمپاره زد که از دود دیگر تپه دیده نمی شد.
داشتم میرفتم پهلوی خرازی که بگویم برای شب آب برسانند که وسط راه ضد حمله شروع شد.
بچه ها که پشت بیسیم بودند گفتند که آخرین حرف برهانی (شهید حسین برهانی جانشین گردان) که من هم رفتم خداحافظ بود.
این آخرین حرفش جگر من را آتش زد. خیلی دلم می خواست که اون لحظه اونجا پهلویش بودم. خدا رحمتش کند تا آخرین لحظه مقاومت کرد و مظلومانه شهید شد.
🔗 کانال مُنَور را برای شنیدن بخشی از خاطره های دفاع مقدس به دیگران معرفی نمایید👇
eitaa.com/monavar48
شهید-تورجی زاده.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
🔰روضه ای که مشکلگشای شهید حاج حسین خرازی شد و پرهای علمدار سپاه عشق را تا بی نهایت باز کرد.
🔗 کانال مُنَور را برای شنیدن بخشی از خاطره های دفاع مقدس به دیگران معرفی نمایید👇
eitaa.com/monavar48
🌷شهید تورجی زاده فرمانده گردان یا زهرا (س) لشکر امام حسین (ع)
🔗 کانال مُنَور را برای شنیدن بخشی از خاطره های دفاع مقدس به دیگران معرفی نمایید👇
eitaa.com/monavar48
25.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰قسمت شد بعد از عملیات #والفجر_هشت رفتیم مشهد.
محمد دجله گفت اولین بار هست میام حرم امام رضا (ع) و یقین دارم آخرین باره که میام...
تو چند روزی که مشهد بودیم محمد دجله یک کبوتری خریده بود و هر دفعه می خواستیم بریم حرم، کبوتر رو میآورد حرم و دوباره وقتی بر میگشتیم محمد هم کبوتر رو با خودش میآورد تا محل حسینیه. تو این فاصله یک بار محمد دجله رو در صحن گوهرشاد دیدم و...
✍ محمد احمدیان
#دفاع_مقدس
#کربلای_پنج
🔗 کانال مُنَور را برای شنیدن بخشی از خاطره های دفاع مقدس به دیگران معرفی نمایید👇
eitaa.com/monavar48
30.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و شوخی با حاج صادق آهنگران...😂
🔗 کانال مُنَور را برای شنیدن بخشی از خاطره های دفاع مقدس به دیگران معرفی نمایید👇
eitaa.com/monavar48
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹لحظه کشف پیکر فدایی حضرت زهرا سلام الله علیها از لشکر امام حسین علیه السلام
🔗 کانال مُنَور را برای شنیدن بخشی از خاطره های دفاع مقدس به دیگران معرفی نمایید👇
eitaa.com/monavar48
📷عکسی نادر از لحظه کشف شهدا در منطقه کوشک که در ادامه منجر به کشف شهدای جاده شهید شاه حسینی که الان به پاسگاه زید معروف شده است.
دو شهید و انباشت قمقمه ها در کنارشان!!!
🔗 کانال مُنَور را برای شنیدن بخشی از خاطره های دفاع مقدس به دیگران معرفی نمایید👇
eitaa.com/monavar48
خاطره هتل طویله 😂🌴
رفتیم پادگان گرمک در نزدیکی پنجوین عراق مستقر شدیم . بچه ها خیلی زود برای پادگان اسم جدیدی پیدا کردند و شد هتل طویله 🙊
و دلیل انتخاب این اسم این بود که محل استقرار نیروهای گردان استبل قاطرها بود 🙊
حالا اونها رو بیرون کرده بودند و ما چایگزین آنها شده بودیم 🙄
خلاصه تا اینجای کار مشکلی نبود اما مسئول تدارکات گردان ول کن نبود روز اول میوه آورد و به جای تقسیم بین بچه ها ریخت تو آخور قاطر ها (محل علوفه خوری )و با یک صدای عجیب بچه ها رو به خوردن میوه ها دعوت کرد و خودش فرار کرد🏃🏃🏃
این کار اون باعث خنده بچه ها شد اما خیلی زود بچه ها به خودشون اومدن یا باید قید میوه ها رو می زدیم یا باید مثه حیوانات به آخورها یورش می بردیم ،چاره ای نبود بعضی از بچه ها قیدش رو زدن اما لامصب شکم عزا گرفته وسوسه می کرد دل به دریای بی خیالی زدیم و به میوه ها حمله کردیم و شروع به خوردن کردیم اما نکته جالب بعضی بچه ها به شکل قاطر سر و صدا می کردند و ...
خنده بازاری شده بود که بیا و ببین 😂😂
از فردا دیگه این امر بسیار عادی شد و حتی بعضی ها که برایشان سخت بوو به جمع ما پیوستند و جالب تر ابنکه گوی سبقت از ما ربودند و جفتک هم می زدند😂😂 شادی و طراوت به همین راحتی بین بچه ها حاکم شد .😳😳😳
🔗 کانال مُنَور را برای شنیدن بخشی از خاطره های دفاع مقدس به دیگران معرفی نمایید👇
eitaa.com/monavar48
29.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰تو اینستا داشتم میچرخیدم که یه پست آشنا اومد برام بالا: انیمهای از شهید حسن فاتحی.
🔸دیدنش یه حس عجیبی بهم داد و دلم خواست با شما هم به اشتراک بزارم تا شب جمعهای یادی کرده باشیم از این شهید که انشاءالله پیش خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها یادی از ما بکنه🤲✨
🔗 کانال مُنَور را برای شنیدن بخشی از خاطره های دفاع مقدس به دیگران معرفی نمایید👇
eitaa.com/monavar48
🔰با توکل و امید به خداوند به زودی خاطرات شنیده نشده از عملیاتهای کربلای ۴ و ۵ و خیبر و بدر و ماجراهای روزی های پایان جنگ هشت ساله در همین صفحه به حضورتان عرضه خواهد شد.
منتظر باشید...
🔗 کانال مُنَور را برای شنیدن بخشی از خاطره های دفاع مقدس به دیگران معرفی نمایید👇
eitaa.com/monavar48
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«شب های ولوله در شهرک»
🌷سنگ بنای شهادت آنجا گذاشته می شد.
🔗 کانال مُنَور را برای شنیدن بخشی از خاطره های دفاع مقدس به دیگران معرفی نمایید👇
eitaa.com/monavar48
امشب سینه ام سنگینی میکند. هوای دیده ام ابری شده تشنه باران اشکم.
چنین شبی من کربلا را دیدم که به تعبیری میدان رزمش کربلا و روزش روز عاشورا و فقط حسین علیه السلام را کم داشت.
امشب اروند تابلو عشقی خونبار را ترسیم کرد که اثر ماندگار از بچههای بی ادعای عصر روح الله بود.
آغاز حرکتمان با اشک شروع شد و پایان حرکت با چشمانی خونبار.
ستونهایی از پرستو که به پرواز در آمده بودند و بی خبر از کمین صیاد ها.
نمی دانم زمین آسمان شده بود یا آسمان زمین را در آغوش کشیده بود. امیدوارم قلبم یاری کند و قلم با حالم راه بیاید.
می نویسم گوشههایی از کتاب خاک خورده در کنار جزایر الرصاص، بلجانیه، بوارین، ام البابی.
خاطرات و ناگفتههای کربلای ۴ را از امشب به مناسبت آغاز سالگرد عملیات مرور می کنم. قلم مناسبی ندارم ولی با همین حال نامناسب می نویسم امیدوارم نوشته هایم گواه حالم باشد.
✍ محمد احمدیان
🔗 کانال مُنَور را برای شنیدن بخشی از خاطره های دفاع مقدس به دیگران معرفی نمایید👇
eitaa.com/monavar48