هرگونه تفسیر و توافق درمورد تنگه هرمز باید بتونه یک اصل رو برای ما تضمین کنه: «ایران باید بتونه مانع عبور شناور کشورهای متخاصم بشه»
از شناور نظامی آمریکایی یا شناوری که تسلیحات نظامی علیه ما وارد منطقه میکنه گرفته تا هر شناور تجاری مربوط به تحریمکنندگان ایران یا کشورها و شرکتهایی که به هرنحوی با تحریمها علیه ایران همراهی میکنند یا حتی کشورهایی که عملیات روانی و رسانهای علیه ایران رو تأمین مالی میکنند، میتونه مصداق این تخاصم باشه و تفسیر و تشخیصش هم با ایرانه.
با این منطق اگه بتونیم بجای معادله «هستهای - تحریم» وارد معادلهی «تنگه هرمز - تحریم» بشیم، دیگه درآمدزایی و عوارض گرفتن از تنگه، موضوع درجه دو محسوب میشه.
تا اینجا نظامیون برای شکلگیری این نظم، زمینهسازی لازم رو در حد اعلی انجام دادهن؛ از سیاسیون هم انتظار میره که از دل مذاکرات بتونن این نظم رو تثبیت کنند.
حزب آزادی کردستان (پاک) اعلام کرد که در عملیات چند هفته پیش نیروهای ایرانی (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) فرزند حسین یزدان پناه رئیس این حزب کشته شده است
نیویورک تایمز:
جنگ با ایران برای سالها در دانشگاهها تدریس خواهد شد به عنوان نمونه ای از کارهایی که نباید انجام می شد!
برنامه موشکی و هستهای ایران نابود نشده و حملات، ظاهراً تهران را مصممتر کرده است.
ایران با استفاده از تنگه هرمز، جنگ را از یک نبرد نظامی به بحران جهانی انرژی و کشتیرانی تبدیل کرده و عملاً مهمترین اهرم فشار خود را یافته است.
آمریکا با کمبود برخی مهمات حساس، بهویژه موشکهای رهگیر پاتریوت، روبهروست و فرماندهان درباره فرسودهشدن ذخایر در صورت گسترش حملات هشدار دادهاند.
متحدان آمریکا نگراناند که جنگ، محدودیت قدرت نظامی واشنگتن را مقابل چین و روسیه آشکار کرده باشد.
اعتماد متحدان به آمریکا آسیب دیده، زیرا واشنگتن بهجای ایجاد ثبات، بیشازپیش بهعنوان یک قدرت غیرقابلپیشبینی دیده میشود.
آمریکا و اسرائیل بر سر مسئولیت وضعیت فعلی و چگونگی ادامه جنگ اختلاف دارند و هر طرف دیگری را مقصر بنبست میداند.
ایران ظاهراً بهدنبال پیروزی نظامی کلاسیک نیست؛ راهبردش فرسایشیکردن جنگ و افزایش هزینههای اقتصادی، سیاسی و نظامی آمریکاست تا واشنگتن پیش از تهران عقبنشینی کند.
خطر اصلی برای آمریکا تکرار الگوی ویتنام، عراق یا افغانستان است: برتری در میدان نبرد، بدون دستیابی به نتیجه سیاسی روشن و درگیرشدن در جنگی طولانی و پرهزینه.