جنگ اخیر نشان داد که چرا عربها، سالها تورم پایین داشتند.
دلیلش اين است که آنها در واقع، مستعمره اقتصادی امنیتی آمریکا هستند. لذا پول خود را به دلار تثبیت و تورم را کنترل کردند و دقيقا به همین دلیل، جرأت نه گفتن و مخالفت اساسی با سیاستهای آمریکا را ندارند.
همین رابطه در مورد آمریکا با عراق، افغانستان و حتی پاکستان هم وجود دارد.
به بیان دیگر، تحولات بازار ارز قاچاق ما، عمدی است و سیاستگذارِ بدون برنامه، تنها از روند آن بازار تبعیت میکند. در نتيجهی افزایش نرخ ارز رسمی، تورم افسار پاره میکند.
صورت مالی فولاد در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد ۲۶۰۰ همت هزینه تبلیغات داشته است. از این مبلغ ۱.۶همت به باشگاه سپاهان و مابقی صرف آگهی در رسانه ها شده است که در چهار سال اخیر حدود ۶۰۰٪ افزایش یافته که در نهایت اثر خود را بر قیمت خودرو، لوازم خانگی، مسکن و سایر کالاهای وابسته به فولاد میگذارد.
اما مگر فولاد، کیک و نوشابست که نیاز به تبلیغ داشته باشد؟ مگر خودروساز داخلی یا شرکت خارجی با دیدن بیلبورد یا آگهی روزنامه تصمیم به خرید هزاران تن فولاد میگیرد؟ فولاد مبارکه انحصارگر تولید ورق گرم و مشتریانش مشخص و قراردادهای بلندمدت دارد و عملا رقیبی هم ندارد و این ۲.۶همت هیچ توجیه اقتصادی در چارچوب بازاریابی و فروش ندارد.
این پول برای فروش روایتی خرج شده که با معیشت مردم تعارض داشته و میگوید این شرکتها را رها کنید، مالیات نگیرید، به بازنگشتن ارز کاری نداشته باشید، نرخ ارز را بالا ببرید و هر کس مقابل این منافع ایستاد تخریبش کنید.
اگر سرنخ را بگیرید، به رسانههایی میرسید که هر روز تئوری میبافند چرا ارز صادراتی نباید برگردد، مالیاتشان باید بخشوده شود و نرخ ارز باید افزایش یابد.
با این پول میتوان دهها رسانه را سالها اداره کرد و ای کاش نهادهای نظارتی و نمایندگان مجلس فقط یک بار بررسی کنند این ۲.۶ همت دقیقا به چه کسانی پرداخت شده و در قبال آن چه منافعی برای این شرکت تأمین شده است.
《سیدامیرحسین حسینی》
درمورد آقای پ!
نیاز به تائید و تکذیب و خبرهای پشت پرده نیست،
لحن و ادبیات صحبتها و دقت در چهره حضرتش نشان میدهد که کمترین تاب و تحمل و استقامت در این راه پر و فراز و نشیب و این مسئولیت سنگین را ندارد
۱۴ مرداد سالروز شهادت مصطفی مازح است. جوانی که با فتوای حضرت امام خمینی(ره) برای قتل سلمان رشدی پیشقدم شد اما در میانه راه به شهادت رسید!
احمد سلمان رشدی در خانوادهای مسلمان در هند به دنیا آمد. در ۱۳ سالگی به انگلستان مهاجرت کرد و تبعه انگلستان شد و به عضویت هیأت انستیتو فیلم و انجمن سلطنتی ادبیات انگلستان درآمد.
در سال ۶۷ با نوشتن کتاب «آیات شیطانی» که محتوای آن اهانت به پیامبر اسلام(ص) بود مطرح و موجب خشم شدید مسلمانان شد.
تحقیر مقدسات اسلام توسط او موجب شد که حضرت امام خمینی در ۲۵ بهمن ۱۳۶۷ فتوای ارتداد و اعدام او و ناشران مطلع از آن کتاب را صادر و بیان نمایند که: «از مسلمانان غیور میخواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعاً اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس در این راه کشته شود شهید است انشاءالله.»
صدور فتوای اعدام او و آمادگی مسلمانان جهان موجب شروع زندگی مخفیانه او شد و سرانجام پس از انجام عملیاتهای نافرجام و متعدد، وزارت کشور انگلستان مسئولیت حفاظت از جان او را بر عهده گرفت.
سرانجام مصطفی محمود مازح، جوان لبنانیالاصل که تابعیت فرانسه را نیز داشت، در ۱۴ مرداد سال ۱۳۶۸ و شش ماه پس از صدور فتوای حضرت امام زیرکانه به محل اختفای او وارد شد و پس از سه روز اقامت در اتاق کنار او در یک هتل، به دلیل درگیری با مامورین امنیتی و انفجار زودهنگام بمب همراه خود موفق به تحصیل نتیجه فرمان امام نشد اما آغازگر حرکتی در جهت مبارزه همه جانبه مسلمانان جهان با توهین به اسلام و مقدسات آن شد.
شاید سختترین فتنه!
دو قطبی، نشانه دارد. نشانه اجتماعیاش این است که هر قطب علیه دیگری به صورت مداوم مطلب تولید میکند و هر اقدامی از طرف مقابل را طرد میکند. حتی هر از چندی ممکن است کف جامعه نیز تنشهایی میان دو قطب بروز کند. بعلاوه در افکارسنجیها دو قطبیها آشکارا خود را نشان میدهند.
تا این لحظه هیچ یک از نشانهها تأیید نمیکند که دوقطبی «مردم در خیابان و باقی مردم» وجود داشته باشد؛ بلکه اتفاقا آشکارا در افکارسنجیها، حتی کسانی که یک بار هم در تجمعات شبانه حاضر نشدهاند اکثرا اعلام کردهاند که هیچ حس منفی نسبت به مردم حاضر در تجمعات ندارند.
اما مدتیست که پروژه خطرناکی در حال پخت و پز است. از گزارش ربیعی به رئیسجمهور تا گزارش معاونت راهبردی ریاستجمهوری تا مصاحبههای نزدیکانشان به وضوح در تلاشند تا به دروغ القا کنند که دو قطبی میان مردم در خیابان و باقی مردم وجود دارد.
حاصل این تلاشها در گفتگوی امروز در قالب این جمله بروز کرد: _«ایران را همه مردم نگه داشتند، نه فقط کسانی که در خیابان بودند»_
اما هدف این پروژه چیست؟
مادامی که مردم مبعوث شده (و نه «مردم در خیابان» چون الفاظ بار دارند) تمام مردم ایران دیده میشوند، عمل خلاف خواسته آنان، خلاف خواسته ملت بوده و مشروعیت نخواهد داشت و تبعات سختی را متوجه عاملانش خواهد کرد. بنابراین برای انجام چنین اعمالی، شما باید پایگاهی برای خود بنا کنید و جریان مخالفتان را تبدیل به اقلیت کنید ولو خلاف واقع. چه ادبیاتی برای این کار بهتر از دو قطبی «مردم در خیابان - همه مردم»؟ که هم خودت را در موضع همه مردم قرار میدهی و هم طرف مقابلت را به طور ضمنی تحقیر میکنی!
اما در مقابل این پروژه باید چه کرد؟
راهبرد «وحدت»، پاتک این پروژه خطرناک است. وحدت یعنی در بیان و اقدام طوری عمل نکنید که در این شرایط که عموم مردم با شما هستند هم باز خودتان را تبدیل به اقلیت کنید. البته هنر میخواهد که بتوانی در چنین شرایطی باز هم خودت را اقلیت کنی! اما برخی دوستان مصرانه چنین هنرنمایی میکنند!
❌ وحدت چشم پوشی از حقایق نیست.
❌ وحدت خوشبینی ابلهانه و سادهلوحانه نیست.
❌ وحدت کوتاه آمدن از اصول نیست.
✅ وحدت یعنی همه را همراه کردن برای تحقق اصول.
اگر امروز جلوی این پروژه خطرناک گرفته نشود، «تکن فتنة فی الارض و فساد کبیر»
《امیر شعبان جولا》