eitaa logo
منور
2هزار دنبال‌کننده
42هزار عکس
43.5هزار ویدیو
1.2هزار فایل
.
مشاهده در ایتا
دانلود
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مجید محمدی اصلاح طلب دوره‌ی خاتمی که به غرب فرار کرد و پناهنده شد و به سلطنت طلب ها پیوست اکنون به ترامپ التماس می کند که دستور تخلیه تهران را صادر و این شهر را ویران کند.
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه سؤال! چرا ارزش زن مدرن در ناف و عمدتا در باسن اوست؟ که اینقدر اصرار به نمایش این ارزش‌هاش داره؟
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه سؤال! چرا زن مدرن این قدر اصرار داره ناف و باسن و حجم سینه هاش رو نشون بده؟ آره تقریبأ درست حدس زدی! آخه ارزش زن مدرن توی ناف و حجم باسنش تجمیع شده و هیچ هنر دیگه‌ای نداره، پس مجبوره ارزش هاشو نشون بده
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه سؤال! هنر باسن شات چه هنریه؟ یه راهنمایی می کنم؛ لوکیشن فیلمبرداریش عمدتا توی مال ها و کنار خیابون های جلو اون مال هاست! بله درست حدس زدی! هنر باسن شات، هنر بلاگرهایی است که کارشون اینه که با دوربین می افتن توی خیابون ها و مال ها و ارزش های نهادینه ی زن مدرن در باسن اون رو ثبت و در اینستا و یوتیوب منتشر می کنن
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه سؤال! ناف و باسن برای نمایش داری؟ تبریک می گم! تو زن مدرن و مستقلی که همه چیز داری. همه چیز زن مدرن و مستقل خلاصه می شه توی باسنش، به این دلیله که هنرمندای مدرن، اینقدر اصرار دارن تا این استعداد نهفته در باسن زنان مدرن رو کشف کنن و به نمایش بگذارن
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شعرخوانی محمد رسولی ای چرک پر از چروک! باید بروی دیوانه‌ی کله پوک! باید بروی از ترس ترور نخواب که دفعه‌ی بعد با خاور حمل خوک باید بروی این پرچم سرخ، موج اقیانوس است این بال و پر شعله ور ققنوس است پایان ترامپ، لعنت الله علیه در وضعیت شمارش معکوس است
16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زیر جزایر ایرانی چه خبر است؟ « جلسه ۱۱۹۱ کلبه کرامت استاد حسن عباسی ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۵»
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
راهکار دولت برای مدیریت مصرف بنزین 1
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
راهکار دولت برای مدیریت مصرف بنزین 2
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
راهکار دولت برای مدیریت مصرف بنزین 3
بیانیه حزب کارگزاران : پس از دو بار تجاوز ناکام به ایران در طول یک سال، از سوی دشمنان این آب و خاک، بار دیگر نغمه شوم جنگ به گوش می‌رسد. در سال ۱۴۰۴ سرانجام پس از نیم‌قرن بحران در روابط ایران و آمریکا، به تحریک اسرائیل، وضعیت «نه جنگ، نه صلح» به جنگی تمام‌عیار بدل شد. انقلاب اسلامی ایران، با توجه به تجربه ضربه ایالات متحده آمریکا، در ساقط ساختن دولت ملی دکتر محمد مصدق و حمایت از دیکتاتوری پهلوی، از همان آغاز نسبت به این کشور بدگمان بود که این بی‌اعتمادی سرانجام خود را در اشغال سفارت آمریکا در تهران نشان داد که منجر به قطع روابط دو کشور شد. با وجود این، جمهوری اسلامی ایران هرگز در این ۴۸ سال، در رویارویی مستقیم با آمریکا، از خود استقبال و اشتیاق نشان نداد، بدون آنکه به برقراری روابط دو کشور هم روی خوش نشان دهد. اسرائیل همواره با هرگونه عادی‌سازی روابط ایران و آمریکا مخالف بود و هنوز هم بر همان راهبرد هست و افتخار می‌کند که نه‌تنها آمریکا را وارد جنگ با ایران کرد، بلکه جنگ اعراب و اسرائیل را به جنگ بخشی از اعراب و ایران بدل ساخت. از سوی مقابل هم، آمریکا در تجاوز صدام به ایران، پس از اشغال سفارت، جانب رژیم بعث را گرفت و تا زمانی ‌که صدام به کویت تجاوز نکرد، متوجه اشتباه راهبردی خود نشد. آمریکا حتی در جریان مجازات صدام به فکر مهار ایران هم بود اما شکوه رأی ملت در دوم خرداد ۱۳۷۶ سبب تردید آمریکا در تجاوز به ایران شد. انتخابات، مشروعیت سیاسی حاکمیت ایران را تقویت کرد و مشروعیت جنگ با ایران را از بین می‌برد، چون آن جنگ دیگر نه با یک حکومت، که با یک ملت بود؛ ملتی که به دولتش مشروعیت می‌داد. مشروعیتی که از انقلاب ریشه می‌گرفت و با اصلاحات تداوم می‌یافت . از سوی دیگر، ظهور بنیادگرایی سنی در صورت القاعده -در ماجرای ۱۱سپتامبر با استقرار حکومت طالبان- آمریکا را متوجه جریان غرب‌ستیزی کرد که در برخورد با آن، ایران متحد طبیعی و ناگفته غرب بود. دشمنان مشترک مانند صدام، طالبان، القاعده و داعش، درنهایت می‌توانستند بحران در روابط ایران و آمریکا را حل کنند و همکاری‌های ایران و آمریکا در عراق پس از صدام، افغانستان پس از طالبان و نبرد با داعش، می‌توانست کلید حل این بحران باشد. حتی پس از بهار عربی و تشکیل حکومت‌های اخوانی (وابسته اخوان‌المسلمین) در خاورمیانه، روشن شد که اسلام ایرانی، بسیار میانه‌روتر از اسلام سلفی است و به همین سبب حکومت شیعیان عراق، مجاهدین افغان (تأسیس جمهوری اسلامی افغانستان) و مشارکت شیعیان لبنان در حاکمیت ملی آن و مواردی دیگر از نفوذ منطقه‌ای ایران در عمل برای جهان، می‌توانست از بنیادگرایی سنی و سلفی مطلوب‌تر باشد و این بهترین فرصت برای جمهوری اسلامی ایران بود که در تداوم موازنه منفی و راهبرد نه شرقی – نه غربی بتواند به هژمونی مثبت خاورمیانه بدل شود و امنیت در منطقه رقم بخورد. چهره خشن این بنیادگرایی در اپوزیسیون سوریه هم خود را نشان داد؛ اما انحصار مقاومت در سوریه به حفظ بشار اسد و بی‌توجهی او به مشکلات داخلی (به بهانه دست‌های خارجی)، سبب شد، استراتژی محور مقاومت آسیب ببیند و به‌خصوص پس از ترور سپهبد شهید سلیمانی، با وقوع ماجرای هفتم اکتبر به‌صورت دومینو‌وار جنبش‌های مقاومت در فلسطین و لبنان آسیب ببیند و با فروپاشی حکومت اسد، زنجیره آن گسسته شود و اسرائیل جنگ را به تهران بکشاند. متأسفانه نحوه مدیریت رسانه‌ای پرونده هسته‌ای ایران در سال ۱۳۸۲ سبب شد با خبرچینی مجاهدین خلق و صهیونیست‌ها، مرحله تازه‌ای از ایران‌هراسی در غرب شکل بگیرد و دو دهه مذاکرات با همه توفیقات نسبی در نهایت نتوانست، جلوی تحمیل جنگ را بگیرد. ادامه 👎👎👎
ادامه 👍👍👍 ما در اینجا نمی‌خواهیم به ریشه‌های داخلی ناکامی مذاکرات به‌خصوص در هشت سال ریاست محمود احمدی‌نژاد بر دولت ایران بپردازیم و با نگاهی بدبینانه به طرح مسائلی چون انکار هولوکاست بنگریم و آن را به فرصتی فراخ‌تر واگذار می‌کنیم. فقط می‌دانیم حذف دلسوزانی چون آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در انتخابات ۱۳۸۴ سبب شد، توافقاتی که در دولت اصلاحات بر سر پرونده هسته‌ای صورت گرفته بود، نابود شود و با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد، زمینه جنگ تحمیلی بعدی فراهم آید. تشدید اختلافات داخلی در سال ۱۳۸۸ با نقش منفی دولت وقت در برانگیختن طبقات اجتماعی و جناح‌های سیاسی علیه هم درنهایت منجر به تضعیف «نظام» و «جامعه» سیاسی کشور شد و هرچند پس از آن دولت، با رأی ملت به دیپلماسی، دولتی دیپلمات شکل گرفت که برجام را برای عبور از بحران هسته‌ای پدید آورد، اما درست در شرایطی که همه‌چیز مهیای صلح و توسعه می‌شد، این‌بار چهره‌ای تندرو در آمریکا به قدرت رسید. با بدعهدی دونالد ترامپ، باز بحران هسته‌ای بازگشت و از سال ۱۳۹۷ تا سال ۱۴۰۴ دو کشور در وضع «نه صلح، نه جنگ» قرار گرفتند. وضعی که ذاتاً ناپایدار بود و با وجود رأی دوباره ملت ایران در سال ۱۴۰۳ به دولتی اصلاح‌طلب و صلح‌طلب، بار دیگر با بازگشت دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا، زمینه احیای برجام و صلح از بین رفت. اکنون پس از چند سال وضعیت «نه جنگ، نه صلح» با عبور سرافرازانه ایران از دو جنگ و تجاوز در سال ۱۴۰۴ بار دیگر در تعلیقی تازه قرار داریم و آن وضعیت «هم جنگ، هم صلح» است که با وجود یادداشت تفاهم اسلام‌آباد این وضعیت مانع از پایان جنگ می‌شود. ما با ستایش مقاومت حاکمیت، دولت و ملت ایران، از‌جمله نیروهای مسلح ایران در دو جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه، دستیابی به یادداشت تفاهم اسلام‌آباد را تثبیت مقاومت و پیوند مبارزه و مذاکره و حفاظت از آن را یک ضرورت می‌دانیم. چنان‌که اگر برجام از سوی ترامپ پاره نمی‌شد و در مجلس یازدهم و دولت سیزدهم فرصت احیای آن (همزمان با استقرار دولت بایدن) از کف نمی‌رفت، می‌توانست مانع جنگ‌های سال ۱۴۰۴ شود. جنگ‌های ۱۴۰۴ چون دفاع از ایران و مقاومت در برابر تجاوز بود، به یک معنا، منجی و فرصتی برای بازیابی مشروعیت سیاسی شد و آسیب‌شناسی بحران‌های داخلی مانند حوادث تلخ دی‌ماه ۱۴۰۴ را اگر نه فراموش که موکول به شرایط ثبات سیاسی در برابر دشمن خارجی کرد. تقویت همبستگی ملی تنها دستاورد مثبت جنگ‌ها در کل جهان و تاریخ است. در این همبستگی، موشک همان‌قدر مهم است که رأی جمهور ملت. بدون سلاح و بدون صلاح، نمی‌توان از میهن پاسداری کرد. هیچگاه در ربع قرن گذشته به ‌اندازه امروز سیاسیون و نظامیان ایران این‌چنین همسو نبوده‌اند. آنان با هم در یک جبهه جنگیدند و پای یک میز، مذاکره کرده‌اند. پیوند نیروی مدنی (که در دولت و جامعه متبلور است) و نیروی نظامی (که در سپاه و ارتش جلوه‌گر است)، یک حاکمیت یگانه را می‌سازد که تنها اقلیتی کوچک به‌اندازه یک رأی، چه در شورای‌عالی امنیت ملی، چه در صداوسیما و چه در کف خیابان و چه در صندوق رأی از میان صدها میدان هوادار صلح شرافتمندانه با آن مخالف است. این اقلیت البته حق حیات و مخالفت دارد، اما نباید به‌جای اکثریت حرف بزند. وقتی رهبری جدید کشور به رأی اکثریت سیاستگذاران -به‌خصوص منتخب ملت- احترام می‌گذارد، چرا نباید جناح اقلیت تابع اکثریت باشد؟ چرا باید رسانه ملی کشور در اختیار این اقلیت باشد؟ چرا رؤسای سه قوه باید در رسانه ملی محدود شوند؟ ما کارگزاران سازندگی ایران، با تأکید بر تقویت توان دفاع از کشور با سلاح، از موشک تا پدافند و ضرورت بازسازی ناوگان هوایی کشور و حفظ آمادگی دفاع از هر وجب آب و خاک ایران، بر ضرورت تبدیل آتش‌بس ناپایدار به صلح استوار تأکید می‌کنیم و ضمن ادای احترام به ظرفیت‌های تاریخی و تمدنی جغرافیای سیاسی ایران در خلیج ‌فارس و تنگه هرمز، معتقدیم دستگاه دیپلماسی کشور می‌تواند به توافقی شرافتمندانه برای حفظ این شریان و شاهرگ ژئوپلیتیک ایران در شرایط صلح برسد. باید به وزارت امور خارجه اعتماد کرد. باید به توصیه‌های دوستان ایران توجه کرد. باید به حسن‌نیت میانجی‌های مسلمان احترام گذاشت. حتی اعراب به قدرت بازدارندگی ایران پی برده‌اند. نباید دستاوردهای مقاومت ایران را از دست داد. در بیان اهمیت تنگه هرمز، نه باید کوتاهی کنیم و نه با اغراق شعار دهیم. استیلای نظامی و دیده‌بانی راهبردی ایران، باید در مشورت با استادان حقوق بین‌الملل، به اتکای دریاسالاران ایران حفظ شود، اما مبادا با اتکا به مانورهای تبلیغاتی، باری بیش از واقعیت را به این تنفس‌گاه وطن تحمیل کنیم. ادامه 👇👇👇