eitaa logo
🚩مُنیبین
779 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
1.9هزار ویدیو
19 فایل
گروه جهادی منیبین به نیابت از باباعلی جان امیرالمومنین علیه السلام و ۷۲شهید عزیز و رهبر شهید عزیزمون نذر ظهور و دیدار مولا شماره کارت دائمی گروه ۶۰۳۷۷۰۱۵۴۸۸۸۴۰۶۰ الهه کیقبادی بانک‌کشاورزی ارتباط با خادم الشهدا @Khadem_monibin110
مشاهده در ایتا
دانلود
داستان یک تغییر (قسمت اول) برای دختری که از ابتدا نماز و روزه والدینش را دیده و از اهل بیت علیهم السلام در خانه شنیده و در نوجوانی روحش با خواب هایی نوازش شده و سعی در رعایت داشته ، رفتن به دانشگاه در شهری دیگر چالش سختی نبوده چون میگفتم همیشه پای عقایدم محکم خواهم ماند ... اتفاقا همیشه هم همین اتفاق افتاد و قلبم برای امور معنوی می تپید اما روزمرگی و دانشگاه گیلان و جوان بودن و جلوه گری شیطان رفته رفته ظاهرم را مد روز تر کرد و نمازم را دورتر از اول وقت...اما هنوز در قلبم امام زمان عشق بود! عزیز بود در شاه نشین بود و به قول معروف ظاهر و باطن با هم تناسب نداشتند! اما همیشه معتقدم ذات خوب پشتش خداست و این ذات دلش نمی خواست من انقدر دیده بشم موهای بیرون ریخته و آرایش و مانتو کوتاه و غرور جوانی انگار داشت هرروز منو از خدای مهربون دورتر می کرد...ادعای عاشق امام زمان بودن رو داشتم از چادر و چادری ها هم بدم میومد و همیشه میگفتم من بمیرم ! بمیرم هم چادر سر نمی کنم! نمازمم میخوندم اما خب یه جای کار می لنگید...‌گذشت و گذشت تا روزی کتاب های آیت الله بهجت جانم رو در کتابخانه منزل عمه مهربونم دیدم قبلا نماز آقاجانم و صحبت هاشون رو در تلویزیون دیده بودم اما کتاب و علاقه عمه جان و شنیدن از داستان های دیدار ایشون، مشتاق ترم کرد...کتابارو بردم خوابگاه و کم کم خوندم، خیلی حس نابی داشت انگار روحم و از دنیا جدا می کرد از آدم ها فاصله میداد و می برد به ملکوت و برمیگشت! یاد خواب هام میفتادم خواب امام زمان جان در نوجوونی وقتی دیدم آقاجانم پشت به من بر روی یه صندلی نشستن و ۵مرد سفید پوش که اطرافشون بودن و هرچه خواهش میکردم آقا نگام کنن اما اصلا برنمی گشتند💔 خواب بهشت و جهنم خواب مردن و در قبر رفتن و همچنان گذشتم تو ذهنم مرور میشد و هی روحم رو قلقلک میداد... ادامه دارد... @monibinn @khadem_monibin110
رفیق شیش دونگِ هم بودند .. به‌هم گفتند هرکی اول شهید شد باس بره دمِ خونه سیّدالشهدا بس بشینه تا شهادت اون یکی رو از آقا بگیره مصطفی گفت نری آبرو ریزی راه میندازم مرتضی گفت هرکی نره شهیدِ پَستیه چند وقت بعد ... تیر در پهلوی مصطفی تیر در گلوی مرتضی و سالگرد مصطفی شد چهلم مرتضی.. ‌ ♥️ 💚 @monibinn
غمت به جانم پیر نشو ...💔😭 @monibinn
دل ماهم همینطور 😭😭😭😭😭 @monibinn
تفاوت از زمین تا آسمان است... @monibinn