5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به نیابت از عارف بزرگوار آیت الله آقا سیدجواد حیدری هدیه به امام زمان جان صلوات
@monibinn
13.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از بچگی بهمون گفتن هروقت خواستید از زمین بلند بشید "یاعلی" بگید
اما من بهتون توصیه می کنم
هرجا کم آوردین "یاعلی" بگید
هرجا دلتون گرفت "یاعلی" بگید
هرجا دلتون و شکستن "یاعلی" بگید
هرجا غم عالم ریخت رو سرتون "یاعلی" بگید
هرجا سینه تون به تنگ اومد "یاعلی" بگید
هرجا شیطان اومد سمتتون "یاعلی" بگید
هرجا موجودات ماورائی در خواب و بیداری بهتون حمله کردن "یاعلی" بگید
هرجا به در بسته خوردین "یاعلی" بگید
انقدر صبح و شب تو دنیا "یاعلی" بگید تا دم رفتن و تو قبر و برزخ و قیامت هم "یاعلی" بگید ...
@monibinn
کجـاست زنده دلی، کاملی، مسیح دمی
که فیض صحبتش از دل بَرَد غبار غمی
خلیل بتشکنی کو که نفسِ دون شکند
که نیست در حرم دل به غیر او صنمی
ز کید چرخ در آن دور گشت نوبت ما
که نیسـت سـاقی ایّـام را سـرِ کَرَمی
زمانه خرمن دانش نمیخرد به جوی
بهـای گنـج هنـر را نمیدهـد درمی
🌹به نیابت از عارف کامل و واصل آیت الله قاضی قدس الله نفسه الزکیه هدیه محضر امام زمان جان صلوات
@monibinn
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما حواسمون بهتون هست💔
اللهم عجل لولیک الفرج
@monibinn
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دل که می شکند
فقط دست نوازش امام رئوف تکه هایش را جمع می کند...
@monibinn
داستان یک تغییر (قسمت چهارم)
بالاخره یکی از دوستان به سفارش بنده از قم چادر مشکی خریدند و به ضریح خانم جان متبرک نموده و برام آوردند. سال ۹۴ در شب عاشورا چادر بر سر نهادم و این تازه اول ماجرا بود...انواع و اقسام قضاوت ها،تهمت ها، بعضا توهین ها و مسخره کردن ها و قطع ارتباط ها و ...شروع شد.
حتی همون هیاتی که میرفتم و قبلا با انگشت نشونم میدادن الان میخواستن بهم نزدیک بشن و ببینن چرا چادری شدم! (بعدا از تجربیاتم در هیات خواهم نوشت)
روزها گذشت و دل من به شکستن عادت کرده بود نه نفرین می کردم نه اعتراض فقط در خفا اشک میریختم گاهی برای هرکسی مسخرم میکرد ۲رکعت نماز میخوندم یه تسبیح استغفار هم میزدم تا خدا از سر تقصیراتشون بگذره! خیلی خلاصه نوشتم اما در واقع دردسرهای زیادی کشیدم...
اما خب هنوز دنبال امتحان وکالت و قضاوت بودم برای آینده شغلیم
صبح روز امتحان قضاوت خواب دیدم آقایی فرمودن امام زمان راضی نیستن شما حقوق و ادامه بدین!
از خواب پریدم یه ساعت دیگه امتحان شروع میشد
مگه میشد نرفت
کلی درس خونده بودم و مادرم و خواهرم کنارم بودن و همه چشم انتظار امتحان عالی و قبولیم
دنیا دور سرم میچرخید
رفتم سر جلسه
هرچی بلد بودم و جواب دادم گفتم شاید اصلا قبول نشدم خب.
اما اتفاقا قبول شدم!
و حالا مرد بودن میخواست پشت کردن به دنیای مادی و اعتبار قاضی شدن!
در کمال ناباوری همه ، کتابام و جمع کردم و مصاحبه قضاوتم نرفتم و برگشتم خونه پدری و گفتم امام زمان من به حرفتون گوش کردم دنبال این شغل مورد شبهه نرفتم و پولشم تو زندگیم نیاوردم از جایگاهمم گذشتم به جای اون۲۴سال...دیگه خودتون میدونین و زندگی من!
@monibinn