eitaa logo
محمد مومن | آکادمی مُنیل
586 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
1.1هزار ویدیو
24 فایل
آکادمی مُنیل؛ جایی برای ساختن نسخه‌ای توانمندتر از خودت 💪✨ محمد مومن هستم مشاور و مدرس رشد فردی 🌱 اگر آماده‌ای روی خودت سرمایه‌گذاری کنی، من در کنارت هستم برای مشاوره و شرکت در دوره‌ها: @moniill_pv
مشاهده در ایتا
دانلود
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سالروز سقوط بالگرد حامل شهید رئیسی و هیئت همراه... جبران نمیشوی حتی به گریه های سخت 😭 🆔آکادمی استاد محمد مومن| "مُنیل" ╭┅──"""🪴"""──┅╮ @moniill ╰┅""""""""""""""""""""─┅╯
🔹دست مرا بگیر آقای جمعه‌ها… امروز که جمعه از راه رسیده، دلم آرام‌آرام به سمت تو متمایل می‌شود؛ از جنس همان دلتنگیِ آشنایی که هر جمعه در جانم جوانه می‌زند… 🌾💛 🍃 آقا… گاهی می‌نشینم و فکر می‌کنم چقدر حضور تو در زندگی ما جاری‌ست؟ حتی اگر نبینیمت، حتی اگر فاصله‌ها بلند باشد. همان‌طور که در روایت آمده است: "يَنتَفِعُ بِهِ النّاسُ كَما يَنتَفِعُونَ بِالشَّمْسِ إِذا غَيَّبَها السَّحابُ" ( یعنی مردم از وجودت بهره می‌برند چنان‌که از خورشید حتی پشت ابر… ☀️☁️ ✨ و من… هر جمعه که می‌آید، احساس می‌کنم خورشیدِ وجودت از پشت ابرهای زمان کمی نزدیک‌تر می‌شود؛ نه به چشم، به دل. همان دلِ خسته‌ای که فقط می‌خواهد لحظه‌ای گرمایت را حس کند. حتی اندک… 💛🌤️ 🤲🏻 به یاد آن روایت که فرمودی: "إِنّا غَيرُ مُهمِلِينَ لِمُراعاتکم" ما هرگز از رسیدگی به امور شما غافل نیستیم… چقدر امیدبخش است این جمله. چقدر آدم را آرام می‌کند که بداند دیده می‌شود، شنیده می‌شود، حتی اگر سکوت زندگی چیز دیگری بگوید. 🌿💚 🌸 آقا… جمعه آمده و من فقط یک خواهش کوچک دارم: اگر دلِ ما در میان هزار شلوغیِ دنیا گم می‌شود، تو راهش را نشان بده. اگر گاهی صدایمان آرام می‌شود، تو شنیدنش را از ما نگیر. من می‌دانم… تو نزدیک‌تر از همیشه‌ای. ✨ 🌧️🕊️ و شاید همین امیدِ آرام، همین دلتنگیِ بی‌صدا، همین لبخندِ خفیف پشت غبارِ غم، برای جمعه کافی باشد… 🌙 یا صاحب الزمان… به دل‌هایمان سر بزن و ما را در راه آمدنت ثابت‌قدم‌تر کن. 🆔آکادمی استاد محمد مومن| "مُنیل" ╭┅──"""🪴"""──┅╮ @moniill ╰┅""""""""""""""""""""─┅╯
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آرام باش خدا همیشه به موقع از راه می‌رسه 🥺😍 🆔آکادمی استاد محمد مومن| "مُنیل" ╭┅──"""🪴"""──┅╮ @moniill ╰┅""""""""""""""""""""─┅╯
✨گاهی انقدر غرقِ سختی‌ها میشیم که یادمون میره زندگی، همین لحظه‌هاییه که داره میگذره. ⏳🌱 بدون که: تمرکز روی مشکلات، فقط اونا رو بزرگ‌تر می‌کنه؛ 🌪️ اما تمرکز روی زیبایی‌ها و شکرگزاری، حالِ دلت رو بهاری می‌کنه. 🌸✨ یادت باشه، جهانِ تو همون‌جاییه که نگاهت اونجاست. 🔭❤️ پس دوربینِ ذهنت رو تنظیم کن روی قشنگی‌ها، تا خیر و برکت، مهمونِ لحظه‌هات بشه. 🤲🎁 تو لایقِ بهترین‌هایی... 🎈💎 🆔آکادمی استاد محمد مومن| "مُنیل" ╭┅──"""🪴"""──┅╮ @moniill ╰┅""""""""""""""""""""─┅╯
بسم الله الرحمن الرحیم وَ مَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقَى فراخوان مشارکت در ساخت فاطمیه «ریحانة‌النبی سلام‌الله‌علیها» خداوند متعال را شاکریم که توفیق خادمی بر سفره حضرت زهرا سلام‌الله‌علیهارا به جمعی از دوستداران اهل‌بیت علیهم‌السلام عطا فرموده است. با توجه به نیاز منطقه و نبود فضای مناسب برای برگزاری مراسم مذهبی، قرآنی و فرهنگی ویژه بانوان و خانواده‌ها، بر آن شدیم تا با توکل بر خدا و توسل به اهل‌بیت علیهم‌السلام، اقدام به احداث فاطمیه «ریحانة‌النبی سلام‌الله‌علیها» نماییم. این مجموعه، ان‌شاءالله با اهداف زیر بنا خواهد شد: برگزاری مجالس عزاداری و جشن‌های اهل‌بیت (ع) برگزاری کلاس‌های قرآن، عقیدتی، احکام و سبک زندگی اسلامی ایجاد فضای فرهنگی، تربیتی،درسی و معنوی برای تمام اقشار و سنین اکنون در مرحله‌ای هستیم که بدون همراهی و همت شما عاشقان اهل‌بیت علیهم‌السلام، ادامه کار ممکن نیست. از شما مؤمنین و خیرین ارجمند دعوت می‌شود در این عمل صالح و باقیات‌الصالحات مشارکت فرمایید. کمک‌های شما، هرچند اندک، آجری از این فاطمیه را بنا می‌کند و ان‌شاءالله تا روز قیامت برای شما ثواب جاری خواهد بود. راه‌های مشارکت مالی شماره کارت: 6037708800197099 شماره شبا: IR560160000000001125400295 به نام: «هیئت مذهبی امام زمان عج و حضرت رقیه (س)» شماره تماس: برای ارسال رسید و اطلاع از روند پیشرفت ساخت 09025719728 (روبیکا / ایتا / تماس) لطفاً در حد توان، با نیت سلامتی و تعجیل در فرج حضرت ولی‌عصر ارواحنافداه، در این امر خیر شریک شوید و در نشر این فراخوان میان دوستان و آشنایان نیز ما را یاری کنید.
سکوتِ این کلاس، بلندترین فریاد علیه تاریکی است. 🕯️ وقتی به این صندلی‌های خالی نگاه می‌کنم، جای خالیِ خنده‌های شما را نه در چهاردیواریِ کلاس، که در میانِ آوارِ ظلمِ دشمنانی می‌بینم که از جوششِ دانش و ایمانِ شما هراس دارند. این کلاس، به دلیلِ همان حملاتِ ناجوانمردانه‌ی جبهه‌ی استکبار و صهیونیسم خالی شد؛ آن‌ها فکر کردند با گرفتنِ فرصتِ مدرسه، می‌توانند نورِ شما را خاموش کنند. 🚫🔥 اما نگاه کنید... امروز در فضایِ معطرِ مسجد، و در ایام شهادتِ شکافنده‌ی علوم، امام محمد باقر (ع)وقتی دورِ هم جمع شدیم، فهمیدم که مدرسه‌ی شما، وسعتی به اندازه‌ی کلِ زمین دارد. این آخرین روزِ دیدنِ چهره‌های شما در این قابِ کوچک نبود، بلکه آغازی است برای اینکه هر کدام از شما، خود یک مدرسه‌ی سیار و یک کانونِ امید باشید. ✨🤲 عزیزانِ دلم دشمن هر چقدر هم خشمگین باشد، نمی‌تواند اراده‌ی نسلی را بشکند که سرش بر سجاده و قلبش برای اعتلای حق می‌تپد. شما نه تنها دانش‌آموز، که سربازانِ خطِ مقدمِ علم و بیداری هستید. 🛡️💡 این کلاس خالی می‌ماند تا شاهدی باشد بر ظلمِ آن‌ها، اما شما پر می‌شوید از قدرتِ خدا برای ساختنِ فردایی که در آن، دیگر هیچ کلاسی بخاطرِ جنگ خالی نخواهد ماند. پرواز کنید، که آسمان برایِ دیدنِ عظمتِ شما لحظه‌شماری می‌کند. 🕊️🚀 با یاد و نامِ امام باقر (ع) در مسیرِ دانایی گام بردارید که پیروزی نزدیک است 🏴🤲✨ پ.ن: کلاس درس من در سالی که گذشت. 🆔آکادمی استاد محمد مومن| "مُنیل" ╭┅──"""🪴"""──┅╮ @moniill ╰┅""""""""""""""""""""─┅╯
بسم الله الرحمن الرحیم 🌹 شروع شد... ✨ گاهی دل، فقط دلش راه می‌خواد... نه دلیل می‌فهمه، نه منطق؛ فقط یه چیز رو می‌دونه: باید بره سمت حسین علیه‌السلام... 🕊️❤️ حکایتِ دویدن به سمت حرمش، حکایتِ کسی نیست که فقط از دنیایِ دور و اطرافش فرار می‌کنه؛ حکایتِ کسیه که تشنه‌یِ رسیدن به مهربون‌ترین آقای عالمه... 🌙✨ کَرَمِ حسین علیه‌السلام بی‌پایانه... آقایی که بدونِ هیچ سوال و جوابی، فقط بغلِ باز می‌کنه و می‌گه: "رسیدی... من اینجام." 🏴🤲🏻💫 حالا که قراره چند روزی رو با هم همسفر باشیم و قدم‌به‌قدم، نیت‌هامون رو گره بزنیم به مسیرِ نور، دلم می‌خواد این سفرنامه‌یِ مختصرِ دلی و ثواب نشرش رو با شما شریک بشم... 📖👣✨ قراره توی این چند روز، هم‌مسیرِ لحظه‌هایی باشیم که فقط قراره آروممون کنه... همراهِ من باشید تا تکه‌های این پازلِ معنوی رو کنارِ هم بچینیم... 🕌💧 فَرّوا اِلَی الحُسَین علیه‌السلام... 🚩✨ فرار کن به سمتِ اون نقطه‌ای که آدم نمی‌فهمه چطوری دلش آروم می‌گیره و روحش دوباره جون می‌گیره... 🕊️🌹 این راه، راهِ برگزیده شدنه... وقتی داریم می‌ریم، یعنی ارباب بهونه‌اش رو جور کرده. پس بسم‌الله... همراهِ من باشید توی این قدم‌هایِ پر از حال ِ خووب... 👣🏴🌹 یا حسین... 🤍✨🕊️ 🆔آکادمی استاد محمد مومن| "مُنیل" ╭┅──"""🪴"""──┅╮ @moniill ╰┅""""""""""""""""""""─┅╯
وصال... نقطه پایانِ تمامِ بی‌قراری‌ها و آغازِ تمامِ آرامش‌ها... ❤️🕊️ می‌گن وقتی جابر بن عبدالله انصاری، اون پیرمردِ نابینا و عاشق، بعد از روزها پیاده‌روی و تحمل سختیِ راه، بالاخره به کربلا رسید، دستش رو گذاشت رو شونه‌یِ عطیه و گفت: «من رو ببر کنارِ قبرِ حبیبم...» 👣🏴 وقتی دستش به خاکِ مزار رسید، از هوش رفت... و وقتی به‌هوش اومد، سه بار صدا زد: «یا حسین... یا حسین... یا حسین...» 😭😭🚩 بعد با اون دلِ شکسته‌ش گفت: «حبیبٌ لا یُجیبُ حبیبَهُ؟»؛ یعنی مگه می‌شه رفیق جوابِ رفیقش رو نده؟... ✨ همون لحظه انگار ندایی در جانش پیچید که: «چطور جواب ندادم، در حالی که رگ‌های گردنم بریده شده و بینِ سر و بدنم فاصله افتاده...» 🕌💧💔 حکایتِ وصال، حکایتِ شسته شدنِ تمامِ خستگی‌هایِ راه تو یه لحظه نگاهه... 😍✨ وصالِ محبوب یعنی همون لحظه‌ای که دیگه "من" وجود نداره و همه‌چیز می‌شه "او"... یعنی تمامِ اون دویدن‌ها، انتظارها و بی‌خوابی‌ها، پشتِ درِ ورودیِ حرم جا می‌مونن و آدم سبک‌بال، مثلِ پرنده‌ای که به آشیونه رسیده، آروم می‌گیره... 🕊️ شبیه قطره‌ای که بالاخره به دریا رسیده و دیگه از طوفان نمی‌ترسه... 🌊💎❤️ کَرَمِ محبوب همین‌جاست؛ که زائرش رو تشنه نمی‌ذاره. 🏴🤲🏻 وقتی برسی، وقتی چشمات به ضریح گره بخوره، دیگه فرقی نمی‌کنه از کجا اومدی یا چقدر سختی کشیدی، فقط حس می‌کنی که «خانه پدری» یعنی اینجا... جایی که صاحب‌خونه، خودش منتظر ایستاده تا غبارِ راه رو از چهره‌ت پاک کنه... 🕌✨🌹 🆔آکادمی استاد محمد مومن| "مُنیل" ╭┅──"""🪴"""──┅╮ @moniill ╰┅""""""""""""""""""""─┅╯
بفرمایید 😋😋☺️ 🆔آکادمی استاد محمد مومن| "مُنیل" ╭┅──"""🪴"""──┅╮ @moniill ╰┅""""""""""""""""""""─┅╯
دلم اربعین خواست😢 مولا برای همه ی دلتنگها بنویس... 🆔آکادمی استاد محمد مومن| "مُنیل" ╭┅──"""🪴"""──┅╮ @moniill ╰┅""""""""""""""""""""─┅╯
🔷اندر احوالات روز عرفه لابلای گرد و غبار غلیظ مرز مهران نشستم و خیره شدم به جاده‌ای که انگار در افق کش می‌آید و خیال تمام شدن ندارد 🌫️ نگاهم مدام بین صفحه‌ی ساعت و مسیر پیش‌رو می‌چرخد؛ قرار بود ساعت ۲ ظهر، درست وقتِ نجوای عارفانه، زیر سایه‌ی خنک حرم باشیم. اما حالا عقربه‌ها با بی‌رحمی تمام به من پوزخند می‌زنند و من هنوز اینجا، داخل مرز، میان رفتن و ماندن معلقم ⏳ ایستادن در این غبار، وقتی می‌دانی زمان با سرعت برق و باد از دست می‌رود، مثل تماشای ذوب شدن سرمایه‌ای است که جلوی چشمت دود می‌شود و به هوا می‌رود 💨 داستان این جاماندگی از یک زنجیره‌ی فرساینده شروع شد؛ قطاری که با تاخیر راه افتاد، اتوبوسی که دیر به ایستگاه رسید، رستورانی که سرو غذا را به درازا کشاند و حتی زائرانی که با دیرکردشان، آخرین قطعات این پازل بی‌نظمی را تکمیل کردند تا ما را اینجا زمین‌گیر کنند 🚌🚧 حالا که خوب فکر می‌کنم، می‌بینم این تاخیرها فقط چالشِ امروزِ من نیستند؛ این‌ها برشی کوچک از یک تراژدی بزرگ در تمام زندگی‌اند 📉 ما مدام در حال از دست دادن هستیم و گاهی حتی متوجه نمی‌شویم که این بی‌نظمی‌ها چه زخم‌های عمیقی به پیکره‌ی عمرمان می‌زنند 👣 درست همین‌جا بود که وصیت تکان‌دهنده‌ی امیرالمومنین (ع) به امام حسن (ع) در ذهنم طنین‌انداز شد؛ آنجا که در حساس‌ترین لحظات عمر، نظم را هم‌سنگ تقوا قرار دادند و فرمودند: «اوصیکُما بِتَقوَی اللّه وَ نَظمِ اَمرِکُم» 📜✨ گویی تقوا بدون نظم، بنایی بی‌حفاظ است. اینجا در مسیر حسین (ع)، با تمام وجود لمس می‌کنم که چرا نظم اینقدر مقدس است؛ وقتی نظم فرو می‌ریزد، آرامشِ بندگی هم زیر آوار کلافگی دفن می‌شود 🛡️ ضرر این تاخیرها، بسیار فراتر از نرسیدن به یک قرار یا یک مختصات جغرافیایی است 📉 تاخیر یعنی سوختنِ «زمانِ طلاییِ تصمیم». ما زمانی ضرر می‌کنیم که انتخابی درست را در زمانی غلط انجام می‌دهیم؛ وقتی که دیگر آن انتخاب، خاصیت و برکتش را از دست داده است 🍎 مثل دارویی که پس از مرگ بیمار برسد، یا بذری که در پایان فصل باران کاشته شود 📉🚫 در جاده‌ی زندگی هم، تاخیر در انتخاب مسیر درست یا تعلل در شروع یک تغییر، می‌تواند کل سرنوشت ما را عوض کند و ما را در ایستگاه‌هایی متوقف کند که اصلا متعلق به ما نیستند 🚶‍♂️ این تاخیرها تمرکز را از «اصل» می‌گیرد و به «حاشیه» می‌برد؛ به جای آنکه روحمان در ملکوت پرواز کند، ذهنمان درگیر چانه‌زنی با ثانیه‌های از دست رفته می‌شود 💸❌ بی‌نظمی مثل یک نشتی پنهان در مخزن عمر است؛ شاید قطره‌قطره به نظر بیاید، اما یک روز بیدار می‌شویم و می‌بینیم تمام ذخیره‌ی حیاتمان خالی شده است 🚰 وقتی کارهایمان با تاخیر پیش می‌رود، آن اشتیاق ناب که باید صرفِ «ساختن» شود، صرفِ «سوختن» و کلافگی می‌شود و این بزرگترین اتلاف انرژی حیاتی است 😫📉 اما با تمام این حسرت‌ها، وقتی از لابلای همین غبار به پرچم‌های در اهتزاز نگاه می‌کنم، شعله‌ی کوچکی از امید در دلم زبانه می‌کشد 🔥 خدارا هزار بار شکر که با تمام این تاخیرها و ضررها، هنوز در «مسیر» هستیم و جاده ما را به حال خود رها نکرده است 🌿🚩 اینکه مقصد این راه به سمت روشنایی و آستانِ حرم است، یعنی هنوز مجالی برای جبران هست 🕌 شاید این انتظار طولانی و این درک تلخ از خسرانِ تاخیر، بزرگترین درسِ توسعه فردی در زندگی من باشد تا از این پس، قدرِ گوهرِ زمان را بیشتر بدانم 🎓✨ باز هم شکر که در این جاده‌ایم و رو به سوی خورشید داریم؛ همین که ناممان هنوز در فهرست زائران باقی مانده، یعنی او هنوز به ما و به تغییر کردنمان امید دارد 🤲🌹🌸 🆔آکادمی استاد محمد مومن| "مُنیل" ╭┅──"""🪴"""──┅╮ @moniill ╰┅""""""""""""""""""""─┅╯