eitaa logo
مُنیل🌱
1.7هزار دنبال‌کننده
828 عکس
419 ویدیو
6 فایل
اینجا زندگیمون رو آغشته به عقلانیت و دین میکنیم :) و در کنارش صفحات تاریخ رو ورق میزنیم🪴📚 . . مُنیل؟! به مقصود رساننده ؛ ای آنکه قادری برسانی مارا به آرزوهایمان نِیل به نوکری و مصاحبت امام حی را روزی فرما. گوش ِجان: https://daigo.ir/secret/4717359015
مشاهده در ایتا
دانلود
سید قوام تعریف میکنه دیدم داره هق هق گریه می کنه حاج آقا منو می شناسی گفتم نه گفت من همونی هستم که سال گذشته شام غریبان سیدالشهدا تو کوچه لاله زار کنار خیابون ایستاده بودم شما اون پاکت پول رو به من دادید . من تا یک ربع فقط نشستم گریه کردم که امام حسین من فاسدم با من چیکار داری... اما فهمیدم امام حسین با منم کار داره هر کسی که رشته ای از محبت اهل بیت تو دلش باشه اهل بیت باهاش کار دارن. همونجا عهد بستم با سیدالشهدا که خلافامو میذارم کنار ...
محجبه شدم🧕 بعد از یک مدت کوتاهی خدا عنایت کرد خواستگاری برام اومد . همین آقایی که اونطرف ایستاده ؛ باهاش ازدواج کردم الان بعد از یکسال اومدیم کربلا برای زیارت از حرم که اومدیم بیرون شما رو دیدم . اومدم بهتون بگم حاج آقا تا قیامت مدیونتم شما سرنوشت زندگی منو عوض کردید دست منو گذاشتی تو دست امام حسین..!
[ برکت ] یک پول اینطوره! برکت یک نفس حق.. شاید اگه من و شما با پول خودمون همچین کاری میکردیم این تحول رخ نمیداد.. چی میشه که یک نفر عمرش ، پولش ، زبانش ، زندگیش برکت میگیره؟!
مُنیل🌱
[ برکت ] یک پول اینطوره! برکت یک نفس حق.. شاید اگه من و شما با پول خودمون همچین کاری میکردیم این ت
برکت زیاد بودن نیستا ! برکت مال این نیست که مال زیاد باشه برکت عمر این نیست که عمرش زیاد باشه نه! [ میتونه طول عمر کم باشه اما عرض عمر خیرش زیاد باشه ]
یک نفر دید لباس مندرسی تن پیغمبره.. دوازده درهم به پیامبر داد گفت آقا این هدیه خدمت شما ؛ پیامبر هدیه رو قبول کردن
فرمود علی جان💚 این پولُ بگیر یک لباس تهیه کن ؛👕 حضرت امیر رفتن از بازار دوازده درهم یک لباس خریدن برگشتن خدمت پیغمبر پیامبر فرمود با قیمت کمتر هم میشد لباس گرفت :) امیرالمؤمنین لباس رو پس دادن ۱۲ درهم آوردن خدمت آقا💰
با هم رفتن بازار . تو مسیر که می رفتن برخورد کردن به یک زنی که نشسته بود تو کوچه داشت گریه می کرد . کنیزی بود ؛ پیامبر فرمود برای چی گریه می کنی گفت یا رسول الله چهار درهم اربابم به من داده خرید بکنم گم شده هر چی که می گردم پیدا نمی کنم آقا ۴ درهم رو بهش دادن و خوشحال شد :)
پیامبر در بازار برای خودشون یک لباس ۴ درهمی خریدن. در راه نیازمندی رو دیدن که لباس پاره پوشیده. لباس رو دادن بهش و رفتن یکی دیگه خریدن ۴ درهم.
موقع برگشت دوباره همون زن رو دیدن داره گریه میکنه ؛ پیامبر فرمود من که بهت پول رو دادم چرا گریه میکنی؟! گفت الان دیر شده و اربابم تنبیهم میکنهಥ‿ಥ⁩⁦ پیامبر فرمود خودم میام همراهت🤝
با زن رفتن در خونه ارباب. پیامبر دوبار سلام کرد جوابی نیومد . بار‌سوم که سلام کردن مرد جواب داد. پیامبر فرمود شما که داخل منزل بودی چرا جواب ندادی گفت آقا جان میدونستم شما سه بار سلام میکنید بعد میرید. میخواستم سلام های بیشتری از شما سمت خونه من بیاد :))))
پیامبر فرمود این کنیز دیر اومده اما بخاطر من ببخشش. مرد گفت بخشش که هیچ! بخاطر شما آزادش هم میکنم.انقدری هم بهش پول میدم زندگیش تامین بشه🪴
پیامبر به امیرالمؤمنین فرمود چه پول با برکتی بود ! ▫️دو برهنه رو پوشاند ! ▫️یک کنیز رو آزاد کرد! دوازده درهم می شد یک لباس باهاش خرید اما کار راه انداز بود خیلی بیشتر کار راه انداخت...