• هر ۴ مذهب گفتن هیچ
• راه حلی وجود نداره جز اینکه👀
• همسر مطلّقه ات با مردی
• ازدواج کنه و اون مرد بعد از
• ارتباط باهاش زنت رو طلاق بده ؛
یکی از وزیران شاه گفت🧑💼
من یکی از علما رو می شناسم👳♂
که در شهر «حلّه» سکونت داره🏠
و به فتوای او این طلاق، باطله :)
علمای اهل سنت گفتن
«مذهب علاّمه حلّی(شیعه)باطله!
رافضی ها بی عقل هستند!🥸
برای شاه، صحیح نیست که چنین افرادی رو دعوت کنه»
اما شاه گفت:«حتما باید بیاد و این مسأله، مورد بررسی قرار بگیره»
• علاّمه احساس وظیفه کرد
• و رنج پیمودن راه طولانی رو
• تحمّل کرد و خودش رو
• از حلّه ( ۳۰ کیلومتریِ کربلا)
• به سلطانیّه (پنج فرسخی زنجان)
•رسوند . به دستور شاه مجلس باشکوه و بزرگی تشکیل شد ؛
ببینید علامه چه کرده😂🤦🏻♀
•
•
علاّمه وارد مجلس شد و هنگام ورود، کفشهاشو به دست گرفت و سلام بر اهل مجلس کرد و در کنار شاه نشست ؛
•
علمای حاضر در مجلس به شاه گفتن بهت نگفتیم که علمای رافضی ها ضعف عقل دارند؟!👀
شاه گفت از خودش میپرسیم☺️
پرسیدند :
▫️چرا هنگام ورود در برابر شاه
خم نشدی و سجده نکردی؟!
▪️علاّمه در پاسخ گفت:
رسول خدا عالیترین مقام حکومت را داشت و مردم تنها برای او سلام می کردند نه اینکه او را سجده کنند قرآن کریم می فرماید:
" فَاِذا دَخَلْتُمْ بُیُوتا فَسَلِّمُوا عَلَی اَنْفُسِکُمْ تَحِیَّةً مِنْ عِنْدِاللّهِ مبارَکَةً طَیِّبَةً "
▫️گفتند:«چرا رعایت ادب نکردی
و در کنار شاه نشستی؟»
▪️علاّمه در پاسخ گفت:
در مجلس جز در کنار شاه
جای خالی نبود و پیامبر فرمودند وقتی وارد مجلسی میشید هرجای خالی دیدید همونجا بشینید ؛
▫️گفتند چرا کفشهای خود را به دست گرفته و همراه خود آوردی؟! این کار را هیچ عاقلی نمی کند!
▪️علاّمه گفت: ترسیدم پیروان مذهب حنفی آن را بدزدند چنانکه ابوحنیفه کفش رسول خدا را دزدید.
علمای حنفی گفتند: این تهمت را نزن، در زمان رسول خدا هنوز ابوحنیفه متولّد نشده بود🥸
▫️علاّمه گفت: فراموش کردم شافعی این دزدی را کرد ؛
▪️علمای شافعی فریاد زدند تهمت نزن که تولّد شافعی روز وفات ابوحنیفه بود.
▫️علامه گفت اشتباه کردم مالک این دزدی را کرد ؛
▪️علمای مالکی فریاد زدند: ساکت باش! بین مالک و پیامبر بیش از صد سال فاصله بود.
▫️علاّمه گفت پس احمد حنبل دزدید ؛ علمای حنبلی، منکر شده و مثل سایرین پاسخ دادند.
علاّمه رو به شاه خدابنده کرد و گفت: «دانستی که به اعتراف خود علمای اهل سنت هیچیک از رؤسای چهار مذهب در زمان پیامبر نبودند ؛
پس این چه بدعتی است که اینان در آوردند و در میان مجتهدین خود، چهار نفر را انتخاب نموده اند و اگر مجتهدی از آنان اعلم و افقه و اتقی باشد ولی فتوایش برخلاف فتوای آنان باشد، به قول او عمل نمی کنند؟!
علاّمه گفت جامعه شیعه، مذهب خود را از امیرمؤمنان علی گرفته که آن حضرت جان پیامبر و پسر عمو و برادر و وصیّ آن حضرت بود😎🌱
▫️شاه خدابنده گفت از این حرفها بگذرید من شما را برای امر مهمی دعوت کرده ام و آن اینکه:
«آیا سه طلاق در
یک مجلس واقع می شود؟»
▪️علاّمه گفت: طلاق شما باطل است؛ زیرا شروط آن محقّق نشده است؛ یکی از شرایط آن استماع دو نفر عادل است؛ آیا دو نفر عادل شنیده است؟!
▫️شاه گفت نه.
▪️علاّمه گفت:«بنابراین طلاق واقع نشده و همسر شما بر شما حلال است. زندگی که مسخره بازی نیست تاهربارکه عصبانی شدی تصمیمی بگیری »
سلطان خدا بنده بسیار علاقمند به علامه حلی شد . سپس به بحث و مناظره با علمای مجلس پرداخت و همه آنان را مجاب کرد.
شاه خدابنده در همان مجلس
مذهب تشیّع را قبول کرد.
سلطان گفت کتابی بنویس از تشیع بیشتر بدانیم . علامه حلی مفتاح الکرام رو نوشت که این کتاب باعث شد تمام سران و تمامی مغول ها شیعه شدند. سکههایی که قبلا به نام خلفا رایج بود جمع آوری و به جای آن سکه به نام علی امیرالمؤمنین و اهل بیت ضرب شد.
برای مطالعه منابعی که این ماجرا در اون ذکر شده کلیک کنید ؛