مُنیلارنیالطلعهالرشیده .mp3
زمان:
حجم:
6.3M
جریان ِ جالب ِ ارتباط و راهنمایی حضرت امام خمینی توسط امام زمان عجل الله تعالی فرجه
#تشرفات
+ زن مبدا همه خیرات است. مانهضت خودمان را مرهون زن ها میدانیم. مردها به تبع زن ها به خیابان ها میریختند. بانوان رهبر نهضت ماهستند. ما دنباله ی آنان هستیم. من شما زنان را به رهبری قبول دارم و خدمتگزار شمایم.
- امام خمینی
Vs
هیچ کسی نمیتواند در من تاثیر بگذارد، چه برسد به یک زن!
شما زنان هرگز میکل آنژ یا باخ نداشته اید. شما حتی یک آشپز بزرگ نداشته اید.شما جز خودتان هیچ چیز با ارزشی برای عرضه ندارید. هیچ چیز!
- محمدرضاپهلوی در مصاحبه با اوریانا فالاچی سال ۱۳۵۲
شما اگر منتقد و مخالف جمهوری اسلامی باشید و چهل سال هم با آن مبارزه کرده باشید،
نمی توانید مضحک ترین
موضع آیت الله خمینی را
با حکومت داران قبلی خودش مقایسه کنید؛ حداقل تفاوت این است که او
#باسوادترین زمامدار ایران از دوره هخامنشیان تا زمان خودش بوده است :)
- عبد الکریم سروش
#اعترافات #اعترافات #اعترافات
من تعدادی ازاین پازل رو خریدم دختر۵ ساله ام پخش کنه براخودش هم چون همش ازمن میخواست چادر مشکی بخرم چادر مشکی سفارش دادم ان شاالله غدیر سرش میکنم برامن خیلی مهمه مناسبات مذهبی برا بچه هام مهم باشه در راه اهلبیت علیه السلام باشند
پ ن:عکس ازنته امروز سفارش دادم پازل رو
#شمافرستادید😍
مُنیل🌱
+ زن مبدا همه خیرات است. مانهضت خودمان را مرهون زن ها میدانیم. مردها به تبع زن ها به خیابان ها میر
این بخش کوتاه مصاحبه محمدرضا با فالاچی رو خوندید؟!
فالاچی با امام خمینی هم مصاحبه ای داشته که انصافا خوندنش بسیار جالب و هیجان انگیزه ^^)
یه جا فالاچی درباره حجاب از امام میپرسه ، امام میفرمایندما اجباری در کار نداریم و .. شیطنت میکنه چادرش رو میندازه😅 امام با سرعتتتت بلند میشن از اتاق میرن بیرون. فالاچی میگه اون سرعت برای سن امام عجیب بود.
سه روز بعد مجدد وقت میگیره و میرسه خدمت امام و به محض اینکه امام رو میبینه بحث حجاب رو وسط میکشه😅 ( <-- کلیک کنید )
جواب امام فقططط😂
میفرمایند برای حدود زنهایی که به سن و سال شما رسیدهاند هیچ چیزی نیست. ما زنهای جوانی که وقتی آرایش میکنند یک فوج را دنبال خودشان میکشند، اینها را داریم جلوشان را میگیریم..😂🤦♀
حالا فالاچی اون موقع فقط ۵۰ سالش بود😂
+ امام خميني وقتی جوون بودن آقا روح الله صداشون میکردن ؛ یه روز با دوستان و اساتید رفته بودن تفریح. یکی از رفقا اومد خدمت شيخ عبدالكريم حائري و گفت من از آقا روح الله شكايت دارم.
شيخ فرمود چه شكايتي؟
گفت: آقا روح الله هر وقت توپ ميزنه سعي داره به صورت من بزنه. به طوری كه دو سه بار به دماغم خورده و خون دماغ شدم.
شيخ تبسم کرد و گفت آقا روح الله! عزيزم! مواظب باش دوستان اذيت نشن و شكايت نداشته باشن.
آقا روح الله گفت آقا! من قصدي ندارم. وقتي توپ رو پرت ميكنم از بس دماغ اين آقا بزرگه توپ بهش ميخوره؛ تقصير من نيست.
شيخ و رفقا همه خنديدن😅
- امامخمينیدرآئينهخاطرههاص۵۳.