eitaa logo
مُنیل🌱
1.7هزار دنبال‌کننده
828 عکس
419 ویدیو
6 فایل
اینجا زندگیمون رو آغشته به عقلانیت و دین میکنیم :) و در کنارش صفحات تاریخ رو ورق میزنیم🪴📚 . . مُنیل؟! به مقصود رساننده ؛ ای آنکه قادری برسانی مارا به آرزوهایمان نِیل به نوکری و مصاحبت امام حی را روزی فرما. گوش ِجان: https://daigo.ir/secret/4717359015
مشاهده در ایتا
دانلود
+ منو از هر چيزي كه از طرف شما واسم فرستاده نشده، در امان بدار.
+ یک کاغذ بردار ، بدون موضع گیری صحبت‌های امروزِ حضرت آقا رو گوش کن و برداشتِ شخصیت رو بنویس ؛ بعد بیا در فضای مجازی تحلیل ها رو بخون و ببین چه اشخاصی شروع به تأویل و تفسیر صحبت ها کردن. با برداشت خالص خودت مقایسه کن.
+ روایت میگه اگر یک مدح از اهل بیت رو جایی بنویسید تا اون متن باقی باشه فرشته ها برای شما تسبیح میگن و استغفار میکنن ؛ مثلا من الان اینجا بنویسم «لا امیرالمؤمنین الا علی» تا وقتی سرور های ایتا هستن برام تسبیح و استغفار میکنن :) یا مثلا روی یک سنگ مدح بنویسید بذارید هزاران سال تو طبیعت بمونه..
مُنیل🌱
+ روایت میگه اگر یک مدح از اهل بیت رو جایی بنویسید تا اون متن باقی باشه فرشته ها برای شما تسبیح میگن
این روایت رو اوایل دبیرستانم خوندم ؛ یادمه از همون سال هروقت دبیر درس می‌داد یا خودم درس میخوندم ، کنار کتاب و دفترم هرمدحی که یادم بود رو مینوشتم ؛ برام یک روتین شده بود که پیش از شروع درس خوندن صلوات می‌نوشتم :) احتمالا مکتوبات دوران دبیرستان تنها توشه ای هست که میتونم برای آخرت روش حساب کنم👀😂 • • [ كسي كه در نوشته‌ای صلوات بر من را بنویسد، تا زماني كه نام من در آن نوشته باشد فرشتگان براي او استغفار مي‌كنند.] - بحار الأنوار‌ج‌۹۱‌ص‌۷۱
استاد کاشانی رو منبر از سر تواضع گفتن: «خاک بر سر کاشانی هایی که حقایق امام زین العابدین رو برای مردم تبیین نکردن» (منظورشون خودشون بودن) اونوقت یه عده توی نظرات گفتن چرا به مردم کاشان توهین کردی! خدایا منو بزن😂😭😂
مُنیل🌱
قدیم تو تهران هرمحله ، واسه یه لات بود...
اسمش علی بود ؛ لاتِ محله گنداب؛ محل فعلیِ مصلای همدان. آرامش نداشتن مردم از دستش..
چهره زیبایی داشته. بور و چشم رنگی و قد بلند ؛ و حسابی اهل تیپ زدن.. یه روز با رفقاش تو قهوه‌خونه نشسته بوده میبینه یه خانوم که شوهر داره بهش خیره شده.. رفقاش متلک میگن و میخندن کلاهش در میاره موهاشو به هم ریخته میکنه و میزنه بیرون.. میگن دیگه اون کلاه و لباسا رو نپوشید
شیخ حسن روضه‌خوان نامی تعریف میکنه.. میگه یه شب تو روستایی دعوت شده بودم برای روضه خوانی ؛ تا برگشتم نصف شب شد دیدم ای واااای علی گندابی و رفقاش یه دستشون شیشه عرق یه دستشون قمه ، مست...
گفت آشیخ این موقع شب اینجا چیکار میکنی؟! گفتم رفته بودم روضه خوانی. با عصبانیت گفت بسه دیگه شیخ ؛ چقدر روضه؟ چه خبره؟ شنبه روضه، یکشنبه روضه ، دوشنبه روضه، بس کنین دیگه! گفتم امشب فرق داره علی جان امشب شب اول محرمه اباعبدالله الحسین.
تا شنید شب اول محرّمه، سرشو زد به دیوار... نشست به خودش میگفت آهای علی خجالت نکشیدی محرم اومده تو عرق خوردی!؟ ای بی حیا همه وقت گناه تو محرمم گناه؟! بلند شد قمه رو برداشت گفت شیخ اگه امشب برام روضه نخونی به خدا قسم تکه تکه ت میکنم
- گفتم آخه روضه منبر میخواد چایی میخواد مستمع میخواد... + گفت منبر میخوای من چهار دست و پا میشینم بیا بشین پشت من. من این حرفا حالیم نیست باید بخونی... - تا شروع کردم بسم الله الرحمن الرحیم ، گفت شیخ من حوصله ندارم معطلم نکن‌. منو یک راست ببر در خونه قمر بنی هاشم..