مُنیل🌱
🔻میتونستن بگن امیرالمؤمنین میخواست علیه ما کودتای نظامی کنه ما هم مقابله کردیم اما خطبه خوانی یک زن
• نهکه بگیم کار کردن کم ارزشه! ×
• اما مادری یک نقش استثنائی تره!
🖇 تربیت ابراهیم هادی کار هرکسی نیست. اما پر شدن شغل فلان وزارت خونه کار هرکسی هست!
اصلا نمیخوام بگم شاغل بودن بَده!
بلکه در ذهن های ما
بانویی که شاغل هست ولو درست کردن شمع و فروختنش ،
از مادری که خانه داره ارزشمند تره!
نوع نگاه سخیفه و اسلامی نیست!
🔻شما هررررچی سلحشوری از
یاران امام در روز عاشورا میبینید
صد برابر سختتر و شجاعانهتر
رو از بانوان اسیر در شام مبینید!
▫️چقدر جلو سرهای بریده
▫️اقتدار نشون دادن!
کار به جایی رسید که مردان ناپاک زاده انقدر نزدیک شدن تا دست زنان بنی هاشم رو به گردن ببندند.
🖇حتما برای حضرت زینبی که کسی سایه شون رو هم ندیده بود تا کربلا خیلی سخت بوده...
▪️هرچی فشار روحی آوردن
▪️این خانوم ها نشکستن !
[میدونستن چه باری روی دوششونه]
•
📌مدینه برای خانومها امن نبود اما سیدالشهدا میتونست در راه یه جایی بهشون پناه بده فراری بده نبره کربلا.
ولی اینها لشکر پدافند حضرت بودن که باید بودند و دفاع میکردن از داشته های حرم حسینی!
+ وارد شام که شدن
خیلی بی ادبی شد..
وارد روایت مجلس یزید نمیشم..
جلسه که تمام شد بردن اسرا رو به خرابه ، طاقت حضرت رقیه تمام شده بود گفت من بابامو میخوام
اون پست ملعون که شکست خورده بود از کلمات زینب کبری انتقام گرفت و سر رو فرستاد ؛
این بی بی سه ساله
شهید راه تبیینه❤️🩹
مُنیل🌱
[ کلید حل مشکلات ]
- هروقت گیر میکنی ،
چطور رفعش میکنی؟
+ ۳۱۳ تا صلوات برای نرجسخاتون میفرستم گره باز میشه...
این مادر خیلی کار از دستش میاد.
- شیخ حسین انصاریان
+ تصمیم های بزرگ همیشه منتظر نمی مانند تا تو در آنها بیاویزی. بسیاری در بزنگاه تصمیم هایشان را دفن می کنند تا به وقتش آنها را استخراج کنند، اما این وقت قضا می شود مانندِ نماز صبحی که قضا می شود و با هیچ قضا کردنی، ادا نمی شود...
کتاب نخل و نارنج| وحید یامین پور
+یکی از پسران امامحسنعلیهالسلام
که تازهداماد امام حسین هم بود ،
بدجوری زخمی شد ؛ فکر کردن شهید
شده.
روز عاشورا از هاشمیها فقط سر امام حسین رو جدا کردن ؛ سر بقیه شهدا رو بعد جنگ بریدن..
بهش بگیم عاشورای دوم؟!❤️🩹
خانوم ها و بچه ها روز عاشورا یکبار داغ دیدن ، یکبار هم وقتی سر ها رو جلو چشمشون از بدن جدا میکردن..
سرها رو که جدا کردن ریختن تا هر قبیله سهم برداره..
یکی ۱۳ سر ، یکی ۱۷ سر، یکی...
اقوام مادر این آقا ،
قبل اینکه سرش رو جدا کنن از بین شهدا آوردنش بیرون و فراریش دادن. یکسال طول کشید تا سرپا شد.
بعدها قد علم کرد جلو امام سجاد :)))
شاید اگه شهید شده بود
جزء حلتبفنائک هایی بود که تو زیارت عاشورا میخونیم ؛ شاید یکی از ۱۰ شب محرم به نامش بود..
اما زمان و زمانه عوضش کرد ؛
مجدد به خودم یادآوری میکنم :
[ هیچ کس تضمین نداره ]
مُنیل🌱
+یکی از پسران امامحسنعلیهالسلام که تازهداماد امام حسین هم بود ، بدجوری زخمی شد ؛ فکر کردن شهید
+ پسر همین آقا ،
یکی از امامزادههای صالح بود
به نام ابراهیم غمر ؛
به بخشندگی شهرت داشت.
بارگاه امامزاده ابراهیم غمر ،
که جد سیدهای طباطبائیه در کوفه ست .