eitaa logo
مُنتها...
246 دنبال‌کننده
59 عکس
59 ویدیو
0 فایل
مطلب تویی،طالب تویی/هم مُنتها،هم مبتدا «مولانا» یادداشت‌ها و گزارش‌های یک مادر گاااهی نویسنده و گااااهی‌تر خبرنگار. اینجام:«راضیه‌ابراهیمی» @Ebrahimi62 (استفاده از مطالب این کانال بدون ذکر منبع اشکال شرعی ندارد هرچند که با ذکر منبع به تقوا نزدیکتر است.)
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی لایه های درونی زمین هم عطر نرگس می‌گیرند! بچه‌ی آدم هر چقدر هم مثلا درسخوان و شاگرد زرنگ باشد وقتی خودش از نمی دانم کجا، به این دریافت رسیده باشد که درس های حفظی به هیچ دردی نمی خورند و ارزش نگهداری طولانی مدت در حافظه را ندارند، نتیجه اش می شود اینکه برای سه امتحانی که معلم بزرگوار از ده روز پیش معین کرده این طوری برنامه ریزی می کند:« ببین مامان! من خودم مطالعات اجتماعی و هدیه های آسمانی و علوم را از درس اول تا جایی که امتحان داریم می خونم، کاربرگ ها را هم حل می کنم اما خواهشاً هی نگو بیا بپرسم. پرسیدن بمونه برای عصر جمعه که نزدیک ترین زمان به امتحان های روز شنبه میشه، تا من مجبور نشم این همه اطلاعات حفظی به درد نخور را ریز به ریز برای یک مدت طولانی توی حافظه ام نگهدارم. البته حالا علوم قضیه اش یکم فرق داره. قبوله؟»‌. همین که در برنامه ریزی‌اش خواندن خودش را هم موکول نکرده بود برای نیم روز قبل از امتحان ها، باید می گفتم منّت خدای را عزوجل و قبول. پس طبیعیست که عصر جمعه به محض برشمردن فواید داشتن دوست خوب در آخرین سوال مطالعات اجتماعی، برویم سراغ برشمردن اقدامات پیامبران در زمان حیاتشان و امثالهم به روایت کتاب هدیه های آسمانی، در نهایت هم مشغول شویم به برشمردن لایه های درونی زمین. ادامه 👇👇
(ادامه‌ی مطلب بالا) خیلی طولانی تر از آنچه که فکر می کردم مشغولیم. درحالی که خودم هر سوالی را با سریعترین حالت ممکن می‌پرسم دلم می خوا هد دکمه‌ی 2x پسرم هم فعال شود و با دُور‌تندترین حالت ممکن پاسخ سوالات را بگوید و هر دویمان را از این وضعیت خلاص کند. دلم می سوزد به حال معلم هایی که کار هر روزه شان همین وضعیت است تازه آن هم با بیست سی نفر بیشتر و با استعداد های گوناگون برای یادگیری. کلافگی و کسالت از سر و رویم می‌بارد، محمد طاها هنوز دارد با حوصله محدوده ی خمیر کره را توضیح می دهد که همسرجان با یک دسته گل نرگس وارد می‌شود‌. وای که چقدر لایه های زیرین زمین، بعد از چند بار استشمام گل‌های نرگس، قابل تحمل تر شدند! بازهم گل های نرگس را عمیقا بو می کنم،اینبار با حسّ خیلی بهتری سوال می پرسم. انگار گوشته‌ی بالایی زمین،گوشته‌ی زیرین،سنگ کره، خمیر کره، هسته‌ی خارجی و هسته‌ی داخلی زمین، همگی بوی نرگس گرفته اند... پی نوشت یک: طبق نظر اساتید طب اسلامی، عطر نرگس داروی تقویت سیستم ایمنی‌ است. در واقع خاصیت ویژه زمستانی رایحه گل نرگس تقویت ایمنی و پیشگیری از انواع سرماخوردگی و آنفولانزا است. امام رضا علیه السلام می‌فرمایند: استشمام گل نرگس را به تاخیر نیندازید؛ همانا بوییدن گل نرگس، پیشگیری از ابتلا به زکام و سرما خوردگی در زمستان است. پی نوشت دو: چقدر خوب می‌شد اگر مدیریت محترم هر مدرسه، توی این دو سه ماه فصل نرگس، حداقل یک روز در هر هفته، با بُردن یکی دو شاخه گل نرگس برای معلم هر کلاس، علاوه بر انرژی بخشی و محبّت پراکنی،معلم های مدرسه اش را هم از خواص بی نظیر این گل در این روزهای آلوده و پر دود و دم بهره مند می‌کرد. پی‌نوشت سه: در روزهای غیر از روز تولد و ورود به دنیای چهل و سه سالگی، حتی یکی دو شاخه گل نرگس هم، قطعاً همان کار یک دسته گل نرگس را می کند و کافیست.😊 ✍ د مُنتها... https://eitaa.com/montahaaa https://eitaa.com/montahaaa
🔷کلمه‌‌هایی در قالب حمد شفا🔷 «روي زمين افتاديم و اشک‌هايمان محکم روي زمين ريخت و شکست، دلمان. تنها بنايي که اگر بلرزد، محکم‌تر مي‌شود، دل است. دل آدمي زاد. بايد مثل انار چلاندش تا شيره‌اش دربيايد… حکما شيره‌اش هم مطبوع است… اشک‌هايم را پاک کردم. مطبوع بود...» (صفحه‌ی۸۸)📕 پی‌نوشت: صاحب این کلمه‌های حال‌خوب‌کُن، همین حالا نیازمند کلمه‌ است، کلمه‌هایی در قالب حمد شفا، برسد به رضا امیرخانی خوش‌قلم در بخش آی‌سی‌یو‌... مُنتها... https://eitaa.com/montahaaa https://eitaa.com/montahaaa
عبارات خاص توی ایتا قسمتی را برای خودم درست کرده‌ام با عنوان «عبارات خاص».‌جمله های‌کوتاه خاص و یا حتی اصطلاحات خاص دو سه کلمه‌ای را که کلمه‌ها و جمله‌ها یک جور خاص و بچسبی، خوب چفت‌و‌بست شده‌اند را می‌فرستم آنجا و ذخیره‌شان می کنم تا هر وقت برای نوشتن، کلمه کم می آورم نگاهشان کنم و بعد کلمه‌ها هی بجوشند و سرریز شوند. امروز در مجازستان،پیامی دریافت کردم که قبل از پاسخ دادن به فرستنده‌ی آن پیام، اول پیامش رافرستادم توی همان قسمت عبارات خاص. بعد که هی چندین بار دیدمش و خواندمش، مطمئن شدم از لحاظ فنّی و ظاهری، فقط دو سه تا جمله‌ی معمولیست. پس چرا درجا و در لحظه ذخیره‌اش کردم توی عبارت های خاص و مطمئن هم هستم جایش همان‌جاست؟؟! به گمانم حال خوبی که کلمه ها و جمله‌ها و عبارات کسی برای آدم می‌سازد آن ها را هم تبدیل می‌کند به عبارات خاص، حتی اگر به لحاظ ظاهری و فنّی عبارت ها و کلمه‌ها، کلمه‌های معمولی باشند... ✍ مُنتها... https://eitaa.com/montahaaa https://eitaa.com/montahaaa
33.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقایون ولایتمدار قطعا متوجه شدند که با وجود اینکه مخاطب حضوری صحبت‌‌های دیروزِ ره‌بر‌جانمان، خانوم‌ها بودند اما قسمت مهمی از صحبت هاشون هم به این صورت بود که خانمها شنیدند و کیف کردند و آقایون محترم باید عمل کنند. اوصیکم به دقیق‌تر گوش کردن این سه دقیقه👆 مُنتها... https://eitaa.com/montahaaa https://eitaa.com/montahaaa
🔷آدم از یک صدم ثانیه‌ی بعدی خودش هم خبر ندارد دو روز است که بعد از مدرسه چندین ساعت مشغول ساختن آتشفشانی شده‌اند که سرکه و جوش شیرینش ازطریق پمپ و بابرق باهم مخلوط شود، آتشفشانی برای درس علوم کلاس ششم ابتدایی.‌ بوی سرکه اتاق را پر کرده،فقط با نوک پنجه ها می‌توان توی اتاق قدم از قدم برداشت و درصد پایینی این شانس را داشت که در این حالت،چیزی توی پایت فرو نرود‌.می گویم:« حالا نمیشه بی خیال پمپ وبرق بشید و با دستاتون جوش شیرین و سرکه را بریزید داخل حفره‌ی آتشفشانی که می‌سازید و زودتر جمعش کنید دیگه؟» محمد طاها می‌گوید:« این‌طوری که از عهده‌ی هر کسی برمیاد، واقعا مسخره میشه». امیرعلی هم با تکان دادن سر،دوستش را تایید می‌کند. پنج دقیقه بیشتر از این پیشنهاد بی حاصل نگذشته که محمد طاها وای وای کنان از اتاق بیرون می‌‌آید، دست امیرعلی ناخواسته خورده به آتشفشان و آتشفشان از آن سمتی که تازه چسب حرارتی زده‌اند افتاده روی چهار انگشت محمد‌طاها. وسط ناله‌هایش می‌گوید:« حالا تکالیفم را چیکار کنم؟ می خواستم شب زود بخوابم تا صبح زود بیدارم کنی تکالیفمو بنویسم. اما حالا از این سوزش زیاد دستم نمی تونم زود بخوابم که. پس چیکارکنم آخه ؟» اژدهای درونم به خشم می‌آید وقتی که می‌فهمم باز هم قبل از انجام تکالیفش، مشغول ساخت و ساز و کاردستی شده. صدا بلند می کنم که:« ببین محمد طاها! گفتند تکلیف! اسمش هم روی خودشه ، تکلیفه! یعنی باااید انجام داد،بااااید. واقعا هنوز نمی فهمی که باید اول تکلیفت را می نوشتی بعدش میومدید سراغ ساخت و ساز؟» آه و ناله‌اش را بیشتر می کند و می گوید:« آخه من از کجا می دونستم که یکهو این طوری داغون میشم و برنامه‌ریزی ها می‌ره روی هوا ؟» امیرعلی اینبار بی خیال تایید حرف دوستش می شود‌.چشم دوخته به آتشفشان نیمه کاره‌ی رهاشد‌ه‌یشان و می‌گوید:« به قول آقا، آدم از یک صدم ثانیه‌ی بعد خودش هم خبر نداره. واقعا راست می‌گفت آقای شاکری». زنگ خوردن گوشی ام مجالی برای شنیدن باقی حرف هایشان نمی‌گذارد. آن طرف خط مادرم است، کیلومترها آن طرف‌تر، با صدای بغض آلودی که به چند ثانیه نرسیده، تبدیل می‌شود به گریه. تلفن که تمام می‌شود چشمهایم قفل می‌شود روی چمدانی که آماده کرده‌ام تا آخر هفته با آن راهی منزل پدری شویم،برای جشن میلاد حضرت زهرا، جشنی که برادرم تدارکش را از یکی دو ماه قبل دیده بود و برای باشکوه‌تر کردن پذیرایی و شام مهمانان حضرت زهرا خیلی برنامه‌ریزی کرده بود.اما حالا،دو روز مانده به مراسم جشن میلاد، برادرم صاحب عزا شده بود، مادرم با آن تلفن خبر داد که پدر‌خانم برادرم فوت کرده.بازهم با همان چمدان قراراست آخر هفته راهی منزل پدری شویم اما اینبار با لباس هایی مناسب مجلس ختم. باید محتویات چمدان را تغییر بدهم. صدای چند دقیقه قبل امیرعلی دوباره توی سرم می‌پیچد:« به قول آقا، آدم از یک صدم ثانیه‌ی بعد خودش هم خبر نداره. واقعا راست می‌گفت آقای شاکری». 🔷🔷🔷🔷🔷 پی نوشت یک: پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند:«بر میت ساعتی سخت‌تر از شب اول قبر نمی‌گذرد. پس بر مردگان خود رحم کنید و برایشان صدقه دهید و اگر نتوانستید، دو رکعت نماز برای شخص درگذشته بخوانید. پس همان لحظه حق تعالی هزار فرشته به سوی قبر او می‌فرستد که با هر فرشته جامه‌ای و حلّه‌ای است، و تنگی قبر او را تا روز نفخ صور وسعت می‌دهد و به نمازگزار به عدد آنچه آفتاب بر آن طلوع می‌کند، حسنه عطا می‌کند و او را چهل درجه بالا می‌برد.» پی‌نوشت دوم: در روایات به صدقه دادن به نیت فردی که فوت شده زیاد تاکید شده است. پیامبر (ص) فرمود: «هنگامی که فردی به نیت مرده خود صدقه می‌دهد خداوند به جبرئیل امر می‌کند تا هفتاد هزار فرشته آن صدقه را به قبرش حمل نمایند و به دست هر کدام از فرشتگان یک طبق است که به قبر او حمل می‌نمایند و می‌گویند سلام بر تو! این هدیه‌ای است که از فلانی به سوی تو آمده است، سپس قبرش نورانی می‌شود.» پی‌نوشت سوم: هم صدقه به نیت فرد فوت شده و هم نماز لیله الدفن هردو هم برای متوفی اثر و برکات زیادی دارد و هم برای کسی که این اعمال را انجام می دهد. پی‌نوشت چهارم: اگر خواستید خیری در قالب نماز لیله الدفن، برای‌متوفای این یادداشت بفرستید نامش حسن است، حسن عطایی فرزند حسین عطایی. ✍ مُنتها... https://eitaa.com/montahaaa https://eitaa.com/montahaaa
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷قلب‌های این زن ها خیلی حُرمت دارند «به من روز مادر را تبریک نگویید .قلب مبارز من را تحسین کنید بعد از دیدن این حسرت عمیق جگر گوشه ام، صدای غوغای رگ های قلبم در اشک های بی امانم فریاد می زد اما هنوز در تقلای زنده بودن این قلب می تپد 😭😭». این جملات را خواهرم مرضیه کپشن همین ویدیویی نوشته که مهشیدِ نوزده ساله‌اش که فقط یکسال از عمرش سایه‌‌ی پدر بر سرش بود، سرشب استوری کرده.هوش‌مصنوعی سر مهشید را در شش سالگی‌اش گذاشته روی پاهای بابا مسعود، و دستهای پدرانه موهایش را نوازش می‌کند. ساعت دو نیمه شب است و مرضیه همچنان ویدیوی دخترش را پلی می کند و اشک می ریزد. من اما کیلومتر ها دورتر از خواهر، خبر نداشتم تا همان ساعت دو نیمه شب که خواهر همین ویدئو و کپشنی که خودش نوشته بود را برایم فرستاد. بارها و بارها و بارها اشک‌ریزان دیدمش. می گویند اشک،زبان دل است. مطمئنم زبان دل مرضیه، توی این هجده سال و از همان سن بیست و چهار سالگی که همسرش را در سانحه ی تصادف از دست داد، بارها به سخن آمده و هیچ کس هم از آن خبردار نشده. مسعود که پَر کشید مرضیه مبارز شد،مبارزی که مهشیدِ یک ساله و مجید شش ساله‌‌اش را همیشه و همه جا توی یک زندگیِ با نشاطِ کاملا مستقل و بدون تکیه به هیچ کس، همراه خودش داشت. ادامه👇
مبارز باید اول از همه با دلبستگی هایش به مسعود مبارزه میکرد،مبارزه‌ی سختی بود. مثلا سخت بود که هی توی ذهنش یازدهمین سالگرد ازدواجشان زنده نشود، همان سالی که به پیشنهاد مسعود، مرضیه آرایشگاه رفت، لباس عروس پوشید و‌مسعود با ماشینِ گل زده و تیپ دامادی آمد دنبال مرضیه، درست مثل شب عروسی شان. اما اینبار بدون مهمان این لحظات را فقط برای خودشان ثبت کردند. مرضیه توی ذهن من نماد واقعی یک مبارز است، یک مبارز قویِ لطیف. نه فقط مرضیه، بلکه تمام زنانی که دلتنگی از دست دادن همسرانشان را از سنین جوانی به دوش کشیده اند و راهی به جز مبارزه با دلتنگی‌های خودشان و مهمتر از آن، دلتنگی‌های بچه هایشان نداشته‌اند،مبارزند. مبارزه با دلتنگی کار آسانی نیست.خصوصا اگر مسئولیت مبارزه با دلتنگی های جگر گوشه هایت هم به دوش بکشی. من حتی مرضیه و امثال مرضیه را از همسران بزرگوار شهدا هم مبارزتر می دانم. همسر شهید دلش گرم است به اینکه همسرش با شهادت از پیشش رفته است ورسیده‌ است به مقام بی همتای عِند ربّهم یرزقون. اما مرضیه و امثال مرضیه توی این مبارزه‌ها دلشان به هیچ چیز گرم نیست، تنها مبارزه می کنند، تنهای تنها، مبارزه با خیلی چیزها، مبارزه با دلتنگی فقط یکی از آن مبارزه‌هاست. قلب های مبارز این زنان حُرمت زیادی دارند، خیلی زیاد... مبارک و پُرخیر باد روز مادر بر صاحبان این قلب‌های مبارز! مُنتها... https://eitaa.com/montahaaa https://eitaa.com/montahaaa
🔷آمده‌ایم از شما خیر و برکت بگیریم... از اهالی مدینه بود.در زد،وارد شد.بانو سلامش کرد. از دلیل آمدنش پرسید. گفت:«آمده ام از شما خیر و برکت بگیرم.» فاطمه گفت:«هرکس سه روز بر پدرم یا برمن سلام کند،خدا بهشت را بر او واجب می‌کند.» پرسید:«تاوقتی زنده هستید؟» فاطمه سلام الله علیها جواب داد:«هم در حیات، هم در ممات.» (صفحه‌‌ی۳۸)📕 پی‌نوشت: یکی از اصحاب امام حسن عسکری (ع) سامرا خدمت امام رفته بود و به ایشان گفت «آقا اگر ما بخواهیم بر شما صلوات خاصه بفرستیم چگونه است»؟حضرت یکی یکی صلوات خاصه امام‌ها را آموزش دادند تا رسید به صلوات خاصه حضرت زهرا سلام الله علیها.👆👆👆 مُنتها... https://eitaa.com/montahaaa https://eitaa.com/montahaaa
🔷گروه فرهنگ؛ خبرگزاری فارس: آدم ها درنسبت با کتاب یا کتابخوان حرفه‌ای هستند، یا علاقه مند به کتاب خواندن و یا بی علاقه به خواندن کتاب. کمتر کتابیست که برای هر سه گروه هم خسته‌کننده نباشد و هم آورده‌ای داشته باشد. کتاب مادر آفتاب از انتشارات خوشنام شهید‌کاظمی از همان دست کتاب‌هاست. 🔷نویسنده با جملاتی ساده و روان، صد برش‌ کوتاه از زندگی و زمانه حضرت فاطمه سلام الله علیها را در صد صفحه نوشته است. 🔷صفحه های آبی نشان و صفحه بندی جذاب و چشم نواز این کتاب، یکی دیگر از عوامل پیش‌برنده در خواندن این کتاب کم حجم است. 🔷کتاب مادر آفتاب که دومین جلد از مجموعه‌ی چهارده‌جلدی « چهارده خورشید، یک آفتاب» است از آن کتاب هایی است که خواندن برش‌هایی از آن بهترین حالت است برای معرّفی آن کتاب خصوصا اگر در روزهایی باشیم که هنوز عطر برکت میلاد حضرت زهرا توی لحظه‌هایمان حس می‌شود. برش‌‌هایی از کتاب تقدیمتان.👇👇👇 https://farsnews.ir/R_ebrahimi/1765535814439771505
گروه فرهنگ؛ خبرگزاری فارس: «هنرمندان جوان و انقلابی متعددی بر اساس این کتاب اقدام به ساخت و تولید پادکست، پویانمایی، نمایشگاه‌های هنری و حتی نمایشنامه های صوتی کرده اند.» این جملات را دکتر محمد صادق کوشکی، نویسنده‌ی کتاب «تاریخ مستطاب آمریکا» می گوید. 🔷چیز کمی نیست که کتابی در پاسخ به پرسش جدّی «چرا مرگ بر آمریکا» و فقط با استناد به جزئیات و داده‌هایی از منابع و مراجع آمریکایی به زبان طنز نوشته شود و بعد عنوان کتاب برگزیده ی نمایشگاه بین المللی کتاب روسیه( ادبیات تفکری) را به خود اختصاص دهد. 🔷 در این نمایشگاه چهار روزه که با حضور۴۰۰ ناشر از کشورهای مختلف در مسکو برگزار شده بود و شانزدهم آذرماه به کار خود پایان داد، کتاب «تاریخ مستطاب امریکا» از انتشارات شهید کاظمی عنوان کتاب برگزیده را به خود اختصاص داد.‌ 🔷گفتگوی خبرگزاری فارس با نویسنده کتاب، دکتر محمد صادق کوشکی مختصات و گام‌هایی که در جهت مورد پسند عموم واقع شدن این کتاب برداشته شده است را واضح و بی پرده بیان می کند.‌ مثلا حتما برایتان جالب است بدانید که چرا دو‌سوم این کتاب سانسور شد تا کتاب به مرحله‌ای برسد که قابلیت خواندن در جمع خانوادگی را داشته باشد.‌ گفتگوی کامل خبرگزاری فارس با نویسنده‌ کتاب را از اینجا بخوانید:👇 https://farsnews.ir/R_ebrahimi/1765738610647414594
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از حال خوب روز‌‌ امام‌رضایی تا حال‌خوب پلی‌استیشن یلدایی؛ همه در یک جهت از جمله لذت‌های حلال در مجازستان و خصوصا در مجازستان شاد، این است که آدم در گروه کلاسی دلبندش، هشتک روز امام رضایی ببیند، و بعد با جمله‌ی بعدی‌اش متوجه شود این روز امام‌رضایی آن قدری برای بچه ها حال خوب ساخته که آقای معلم به حالشان غبطه بخورد. ادامه👇👇