هدایت شده از یاران وفادار
🔅#پندانه
✍️ دارکوبها را از درخت زندگیتان دور کنید!
🔹به دارکوبها نگاه کنید. آنها اَرهبرقی ندارند. مته همراهشان نیست اما تنه سختترین درختها را سوراخ میکنند و در دلشان لانه خودشان را میسازند.
🔸دارکوبها با ضربههای سریع، کوتاه اما پشتسرهم درختها را سوراخ میکنند. آنها سردرد نمیگیرند، خسته نمیشوند، تا لحظهای که موفق نشوند دست از کار نمیکشند، نه ناامید میشوند و نه پشیمان. دارکوبها به خودشان ایمان دارند.
🔹در زندگی هر کدام از ما دارکوبهایی هست که با نوکزدنهای مکرر، با سماجت و بدون آنکه خسته شوند، به درونمان نفوذ میکنند و لانهشان را میسازند.
🔸این دارکوبها خسته نمیشوند، به کارشان ایمان دارند و تا وقتی که پیروز نشوند، دست از آن نوکزدنهای مکرر برنمیدارند. سردرد نمیگیرند، کلافه نمیشوند اما ما را کلافه میکنند.
🔹دارکوبهای طبیعت اگر لانه میسازند و زندگی تازهای خلق میکنند، دارکوبهای زندگی فقط یک حفره سیاه خلق میکنند، توی دل آدم را خالی میکنند و بعد میروند سراغ درخت زندگی یک نفر دیگر و خلق یک حفره دیگر.
💢به روان آدمهای دیگر نوک نزنیم، نیش نزنیم، ما دارکوب نیستیم، انسانیم.
رسول عزیزی نژاد
✨ #پندانـــــــهـــ
۷چیزکه خدانفرت دارد
۱: #نگاه متکبرانه
۲:#زبان دروغگو
۳:#خون بی گناه ریختن
۴: #افکارپلید
۵:#پاهایی که برای بدی
کردن می شتابند
۶:#شاهدی که دروغ میگوید
۷:#شخصی که میان
دوستان تفرقه می اندازد
#اَلَّلهُمعجِّللِوَلیِڪَالفرَج
#لبیک_یاحسین 🦋🦋
#پندانه
✍ مشکلاتی که صدای زندگی را بهتر میکنند
🔹پسری با همسر خود دعوا کرده و میخواست او را طلاق دهد و از زندگی ناامید بود.
🔸روزی پدرش او را با خود به جنگل برد. شب کنار رودی خوابیدند. صدای رود پسر را آرام کرد و به خواب رفت.
🔹شب بعد، صدای آب زیبا نبود و پسر خوابش نمیبرد. از پدرش علت را پرسید.
🔸پدر گفت:
چند سنگ در مسیر رود بود، من آنها را برداشتم. صدای رود دیگر زیبا نیست. بدان مشکلات تو، سنگهای مسیر زندگی تو هستند که صدای زندگی را بهتر میکنند.
🔹پس زیاد به فکر برداشتن برخی سنگها مباش، که خالقِ تو برای زیباشدن زندگی و دوری از یکنواختی، آنها را در مسیر زندگیات قرار داده است.
🌺#پندانه🌺
✍ از بزرگی پرسیدند مردم در چه حالت شناخته میشوند؟ پاسخ داد:
1⃣ #اقوام در هنگامِ غربت🌺
2⃣ #مرد در بیماریِ همسرش🌸
3⃣ #دوست در هنگامِ سختی🌺
4⃣ #زن در هنگامِ فقرِشوهرش🌸
5⃣ #مؤمن در بلا و امتحانِ الهی🌺
6⃣ #فرزندان در پیریِ پدر و مادر🌸
7⃣ #برادروخواهر در تقسیمِ ارث🌺
اللهم عجل لولیک الفرج🤲💚🤲
🌸🌹🌸🌹🌸🌹
🌸🌹🌸🌹🌸🌹
✨﷽✨
✨ #پندانـــــــهـــ
در برابر انتقادات
اگر نادرست بود،
بی اعتنا باشید
اگر غیر منصفانه بود،
عصبانی نشوید
اگر از روی نادانی بود،
لبخند بزنید
اگر عادلانه بود،
از آن درس بگیرید..🌸🦋
┈┉┅━❀💌❀━┅┉┈
#پندانه🌱
🤍سه چیز را به آسانی از دست نده؛
🌼"جوانی"، "وقت"، "دوست"
🤍سه فرد را همیشه احترام داشته باش؛
🌼"مادر"، "پدر"، "استاد"
🤍از سه چیز همیشه به نفع خودت استفاده کن؛
🌼"عقل"، "صبر"، "همت"
🤍سه چیز را بیشتر از همیشه بشناس؛
🌼"خود"، "خداوند"، "حق دیگران"
🤍سه چیز را همیشه با احتیاط بردار؛
🌼"قلم"، "قسم"، "قدم"
🤍سه چیز را همیشه به یاد داشته باش؛
🌼"مرگ"، "احسان"، "قرض"
🤍لذت سه چیز را از دست نده؛
🌼"مال"، "اولاد"، "آزادی"
🌸🌸🌺🌸🌸🌺🌸🌸
#پندانـه
🔻 تصور کن تمام این افراد در روز قیامت منتظر گرفتن حقشان از تو هستند
❌ بخاطر دروغ ، بهتان ، غیبت ، خوردن مال مردم ، تمسخر دیگران ، ظلم ، تایید ظالمان ، خیانت و... که در دنیا انجام دادهای.
⭕️ فقط یکی از آنها میتواند تمام نیکیها و حسنات تو را برای خود بگیرد و بقیه از بدیهایشان به تو میدهند و اینجاست که زیانبار میشوی.
🖌 نیازمند اندیشیدن و بازخواست خودمان هستیم
الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِلوَلــیِّڪَاَلْفــَرَجْ🌱
ا༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕❀ا
حَضـــــرت امـٰــــام صــــٰـادق ﷺ:⇩⇩⇩
⇦شـٰــــایستہ أســـــت مـــــؤمـــــن،
هَشـــــت⁸ ویـــــژگے دٰاشـــــتہ بــٰـــاشـــــد :⇨
¹_ در نـــٰــامـُــــلایمـــــٰات روزگار، سَنـــــگین (باوقار) بــٰـــاشـــــد.
²_ در هِنـــــگام نــــُـزول بـــــلٰا بـــُردبــــٰـار بــــٰـاشـــــد.
³_ هنـــــگام رٰاحتے شُکـــــرگـــــزٰار بــــٰـاشَـــــد.
⁴_ بہ آنـــــچہ خــُـداونـــــد بہ او دٰاده قــٰـــانـــــع بـــــٰاشـــــد.
⁵_ بہ دُشمنـــــٰان خـُــــود ظُلـــــم نکــُـــند.
⁶_بـــــٰار خـــُــود بہ دوش دوستـــٰــانش نَیـــــفکند.
⁷_ بـــَــدنـــــش أز او خَـــــستہ بـــٰــاشـــــد.
⁸_ مــَـــردم أز دســـــت او آســـــوده بــــٰـاشَنـــــد.
↶📚 کــٰـــافے ، ج² ، ص⁴⁷ .↷
#سخن_بزرگان
#کلام_بزرگان
#پندانه
#پندانه
✍️ﻣﺠﻠﺲ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩ.
ﭘﯿﺮ ﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﺶ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﺩ.
ﺍﻣﺎﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ،ﻋﺼﺎﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻋﮑﺲ
ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﻬﺎﺩ.ﻭ ﭼﻮﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﻋﺼﺎ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﻮﺩ،
ﺗﻌﺎﺩﻝ ﮐﺎﻣﻞ ﻧﺪﺍﺷﺖ.
ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﭼﻮﻥ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻩ،
ﺩﯾﮕﺮ ﺣﻮﺍﺱ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ
ﻭ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻋﺼﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻋﮑﺲ
ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﻬﺎﺩﻩ.ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺘﯽ
ﮐﻪ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻪ ﻭﯼ ﮔﻔﺘﻨﺪ :
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻋﺼﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻋﮑﺲ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﯼ؟ !
ﭘﯿﺮ ﻣﺮﺩ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﻣﺘﯿﻦ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ :
ﺯﯾﺮﺍ ﺍﻧﺘﻬﺎﯾﺶ ﺧﺎﮐﯽ ﺍﺳﺖ؛
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻓﺮﺵ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﺎﻥ ﺧﺎﮐﯽ ﻧﺸﻮﺩ.
🔴 زود قضاوت نکنید 🔴
📜
🔅#پندانه
✍️ گاهی درمان در دارو نیست
🔹پادشاهی بهعلت پُرخوری و پرخوابی دچار درد شکم شد.
🔸هر حکیمی برای معالجه آوردند، سودی بر بیماری او نبخشید و سفتی شکم روان نساخت.
🔹طبیبی ادعا کرد گیاهی در بالای کوهی است که اگر پادشاه آن را بخورد شکم او درمان شود، ولی خاصیت درمانی آن گیاه این است که باید بعد از چیدهشدن سریع خورده شود.
🔸این شرط سبب آن شد که پادشاه نتواند کسی را بفرستد تا آن گیاه را برای او از کوه بیاورد.
🔹تصمیم گرفت در تخت روان او را بالای کوه برند. ولی کسی حاضر به تضمین این امر برای پادشاه بهعلت صخرهایبودن کوهستان نشد.
🔸و پادشاه را یک راه ماند که خود به پای خود به بالای کوه رود.
🔹پادشاه سنگینوزن یک روز بهسختی کوهپیمایی کرد و روز دیگری راه باقی مانده بود برسد که درد شکم شاه خوب شد و بر بیماری او فرجی حاصل شد. پس بههمراه قراول به دربار برگشت.
🔸او که گمان میکرد طبیب در بالای کوه، کنار آن گیاه منتظر پادشاه است بهناگاه طبیب را در شهر یافت و پرسید:
چرا بالای کوه نرفته بود؟
🔹طبیب گفت:
قبله عالم! چنین گیاهی در بالای کوه وجود نداشت؛ درمان درد تو در خوردن دارو نبود. بلکه فقط در حرکت و راهرفتن بود و من چنین کردم که تو تکانی به خود دهی و راهی بروی تا درمان شوی.
🔸ساعتها اندیشه کردم تا چگونه تو را به درمان مورد نیازت نزدیک کنم و راهی جز این نیافتم.
🔹پادشاه بر ذکاوت طبیب احسنت گفت و او را به دربار خویش در طبابت جای بخشید.
هدایت شده از ایمان و عمل صالح(معنویت)
🔅 #پندانه
✍ زبانت تو را در بند میکند
🔹مردی یک طوطی را که حرف میزد، در قفس کرده بود و سر گذری مینشست.
🔸اسم رهگذران را میپرسید و بهازای پولی که به او میدادند، طوطی را وادار میکرد اسم آنان را تکرار کند.
🔹روزی حضرت سلیمان از آنجا میگذشت. حضرت سلیمان زبان حیوانات را میدانست.
🔸طوطی با زبان طوطیان به ایشان گفت:
مرا از این قفس آزاد کن.
🔹حضرت به مرد پیشنهاد کرد که طوطی را آزاد کند و در قبال آن پول خوبی از ایشان دریافت کند.
🔸مرد که از زبان طوطی پول درمیآورد و منبع درآمدش بود، پیشنهاد حضرت را قبول نکرد.
🔹حضرت سلیمان به طوطی گفت:
زندانیبودن تو بهخاطر زبانت است.
🔸طوطی فهمید و دیگر حرف نزد. مرد هرچه تلاش کرد، فایدهای نداشت. بنابراین خسته شد و طوطی را آزاد کرد.
🔹بسیار پیش میآید که ما انسانها اسیر داشتههای خود هستیم.
✨﷽✨
✨ #پندانـــــــهـــ
هرگز پلی را که از روی آن
عبور می کنی خراب نکن
حتی اگر دیگر مسیرت به آنجا نمی خورد.
در زندگی از اینکه چقدر مجبور می شوی
از روی یک پل قدیمی عبور کنی، تعجب خواهی کرد!