15.66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
∞♥∞
🎥 امام زمان (عج) تنهاست .....
خودتان را در سخنوری
و نوشتن ماهر کنید ✅
#استاد_پناهیان
5.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
∞♥∞
📹 #استاد_پناهیان :
#|ذِکرامام زمان علیه السلام ..!(:📿
❣#لَـیِّن_قَـلبی_لِوَلِیِّ_اَمرِک ❣
🌸 #حرف_حق
❋هر حرفی ڪه می زنی ،
هر ڪاری ڪه انجام می دهی ،
⛔️ متوجه باش ڪه باید
در خانه قبر و در قیامت
جوابی برای آن نزد
پروردگار متعال داشته باشی❢
👤•.آیت الله بهجت•.
ابتاکار عجیب و جالب شهید میثم نظری برای فرار از گناه 😳🌺
ناگهان از عکس شهیدی که بر سردر خانه زده بودند، منزل شهید را پیدا کردیم.
از عکس پیدا بود که سن و سال چندانی ندارد. استقبال گرم و صمیمی خانواده نظری که یک ساعتی بود میثم 27 سال داشت ، که در خان طومان به شهادت رسید.منطقه ای در حلب که تکفیری ها با سوءاستفاده از آتش بس، تعداد زیادی از مدافعان حرم را به شهادت رساندند. از همان لحظه ای که شنیده بود از ایران برای دفاع از حرم اهل بیت نیرو اعزام می کنند.
مادرشهید برایمان تعریف کرد که در این سه سال بارها مرا قسم می داد و التماس می کرد که با رفتنش موافقت کنم. هر بار که با مخالفت من و پدرش مواجه می شد، دلش می شکست و به من می گفت، مادر پس دیگر برای روضه غریبی و اسیری حضرت زینب(س) اشک نریز چون امروز هم یزیدی ها یک قدمی حرم اهل بیت اند و تو راضی نمی شوی پسرت از حریم زینب(س) دفاع کند. غصه بزرگی در کنار شهادت میثم داشتند. غمی که بر قلب خانواده سنگینی می کرد و آن جاماندن پیکر میثم در سوریه بود. حالا پسرشان هم شهید است و هم تن او زیر آفتاب سوزان مانده؛
میثم وصیت کرده بود تا پس از شهادتش انگشترش را به رهبری بدهند و انگشتر آقا را برای تبرک از ایشان بگیرند.
مادر شهید از کنایه ها و کملطفیهای مردم گله کرد اما پدر، صحبت هایش را برید و گفت مردم گناهی ندارند، مقصر رسانه ها و دولت هستند که حقایق جنگ سوریه را برای آنها روشن نمی کنند و فضا را برای شایعات مهیا می کنندی
چطور شد که میثم ادامه تحصیل نداد؟ به خاطر روحیات اش خیلی در مدرسه اذیت می شد و احساس می کرد که در این مسیر آینده ای ندارد اما در این میان معلم دینی دوران دبیرستانش تاثیر عمیقی بر او گذاشت، طوری که او نماز شب و نماز اول وقتش ترک نمی شد. غیرت میثم زبانزد خاص و عام بود طوری که در محل نمی گذاشت به کسی بی احترامی شود اما این غیرت باعث نشده بود که او با بی احترامی و خشونت با دیگران برخورد کند. میثم در تاکسی با زن بدحجابی مواجه می شود که با بی مبالاتی فاصله خود را با میثم رعایت نمی کرده و میثم با نقشه ای جالب خود را از ورطه گناه می رهاند. ساعت 9 شب با تماس گرفتن و پس از سلام و احوالپرسی مختصر گفت که بیماری واگیرداری گرفته که حتی از فاصله ای کوتاه قابل سرایت است. بدون درگیری و ناراحتی، زن بدحجاب از او فاصله گرفت.قبل از شهادت میثم خواب دیده بود که رهبری با جمعی از سادات به خانه ما آمده و به پدرم بابت تربیت میثم تبریک گفته بودند.
اما متاسفانه دولت برای کشته های آمریکا و فرانسه به سرعت پیام تسلیت می فرستد. کم کم زمان افطار نزدیک می شود مادر برایمان از دلتنگی اش برای میثم می گوید چون این اولین ماه رمضان بدون او برای خانواده نظری است او می گوید تنها یک هفته پس از رسیدن میثم و همرزمانش به سوریه، میثم توسط تکفیری ها به شهادت رسیده و این شهادت زودهنگام برایشان قدری غیر منتظره بود اما به هر حال به میثم افتخار می کند و می گوید که او را در دنیا و آخرت سربلند کرده.
پدر در سر سفره افطار از خاطرات جبهه و جنگ می گوید، از زمانی که برای خاتمه غائله کردستان در رکاب چمران جنگیده و تا دوران دفاع مقدس که در بیابان های تفتیده جنوب خدمت کرده. آماده است تا جای میثم را در جبهه های نبرد در سوریه، پر کند.
#بازگشت
#انتشاراتشهیدابراهیمهادی
#پارت59
او رفت و نور ها ناپدید شدند.من خواستم دستم را به طرفش دراز کنم که...به خودم اومدم.متوجه شدند دستم تکان میخورد.فریاد اطرافیان را شنیدم:او زندهاست...آری من پس از ساعتی مردن دوباره زنده شدم!وقتی آنچه را دیدم برای خانوادهام تعریف کردم پدرم گفت:آن شهید گمنام،مهربانی های تو را جواب داد.
چند سال از آن روز ها میگیرد.در شب جمعه به دیدار آن شهید بزرگوار میروم،شهیدی که شاید برای همه گمنام باشد اما برای من نه....¹
*
در مورد عنایت شهدا حکایات بسیاری خلق شده.این مطالب از کتاب مهمان شام اثر گروه و انتشارت شهید هادی نقل میشود:
سال ۱۳۹۴ بود که یکی از جوانان همدانی در سانحه رانندگی با موتور،دچار ضربه مغزی شد و به کما رفت.
تیم پزشکی هفته ها برای او وقت گذاشتند اما اثر بهبودی در او مشاهده نشد.کم کم به این نتیجه رسیدند که با خانواده او صحبت کرده و آن ها را برای اهدای عضو راضی نمایند.
درست در همین ایام بود که مانند یک معجزه،آن جوان به هوش آمد!
ساعتی بعد که شرایط او کمی بهتر شد،با تعجب به اطراف خود نگاه میکرد و میگفت:آقا سید میلاد کجاست؟
با تعجب گفتیم:از کی حرف میزنی؟
گفت:ما توی مسجد یک مربی داشتیم به اسم سید میلاد مصطفوی،من توی عالم دیگهای بودم که آمد بالای سرم،به من گفت تو باید برگردی،بعد هم مرا نصیحت کرد و پیشانی مرا بوسید.
به محض اینکه پیشانیام را بوسید من از آن عالم خارج شدم و دیدم روی تخت بیمارستانم.
1_در مورد کرامات شهدا،بخصوص شهدای گمنام و خاطرات اینگونه،کتابی از سوی انتشارت شهید هادی به نام شهیدگمنام منتشر شده.
#بازگشت
#انتشاراتشهیدابراهیمهادی
#پارت60
همه با تعجب به حرف های او گوش میکردیم.کمی به هم نگاه کردیم و گفتیم:سید میلاد دو روز است شهید شده.
باور نمیکرد میگفت همین امروز پیش من بود.اما واقعیت داشت.حتی رفتیم بیرون از بیمارستان و از تابلویی که در مورد شهادت این شهید مدافع حرم نصب شده بود عکس گرفتیم و به او نشان دادیم.همه منقلب شدهبودیم اما شک نداشتیم که شهیدا زندهاند و بسیاری از مشکلات به عنایت آنها حل میشود¹
*
سال ۶۴ در اداره جبهه بودم.کار اداری انجام میدادم و به پرونده ها رسیدگی میکردم.بعد از مدتی به یکی از رفقایم گفتم:شما اینقدر از معنویت جبهه میگفتی،ما که هیچ معنویتی ندیدیم!او هم لبخندی زد و گفت:بیا توی کردان های عملیاتی تا معنویت را ببینی.
من هم به اصرار او،از واحد اداری لشکر بیرون آمدم و به گردان مالک اشتر در لشکر حضرت رسول(صلیاللهعلیهوآلهوصلم)رفتم.
وقتی داخل چادر شدم،رفقای رزمنده حسابی مرا تحویل گرفتند.شب اول خوابم نمیبرد،اما نیمه های شب احساس کردم چیزی به پایم خورد!از جا پریدم دیدم تک و تنها در چادر خوابیدهام!
صدای مناجات از بلندگوی تبلیغات پخش میشد همهی بچههای چادر ما مشغول خواندن نماز شب بودند.یک ساعت تا اذان صبح فرصت بود
1_شهید مهندس سید میلاد مصطفوی یکی از اسطوره های جوانان شهر همدان است.سال ۹۴ در حلب سوریه شهید شد.او از عاشقان شهید ابراهیم هادی بود برای همین دوست داشت گمنام بماند.زمانی که شهید شد پیکرش دست تروریست های تکفیری ماند.مدتی بعد به خواب فرماندهاش آمد و گفت:پیکر من را در فلان نقطه زیر درخت زیتون دفن کردهاند.مرا برگردانید.فرمانده گفت:تو که میخواستی گمنام بمانی چیشد؟
گفت:پدر پیری دارم در همدان،که مرتب خدا را به حق حضرت فاطمه(سلاماللهعلیها)صدا میزند که من برگردم.دیشب مادرم حضرت زهرا(علیه السلام)به من فرمود که شما برگرد...(برگرفته از کتاب مهمان شام،اثر گروه شهید هادی)
هدایت شده از نداء الاسلام
#گشایش_امور
💙👈 امام کاظم ع ؛↯↯↯
به جهت رفع مشڪلات
بعد از نماز صبح ۱۰ بار بگو↯
سُبحانَ اللهِ الْعَظیمِ وَبِحمدهِ اَستَغفِرُ اللّهَ وَاَسئَلُهُ مِنْ فَضلِه 🌹🍃
📚 مفاتیح الجنان
هدایت شده از شهید گمنام🇵🇸
بسمـ رب الشـهدا..
#مهمـانامشب😊
🌸به مناسبت سالروز #تولد
#شهید_سجاد_دهقان
---------------------------------------------------
📅تاریخ تولد : ۱۱ اردیبهشت ۱٣۶٢
📅تاریخ شهادت : ۱۶ بهمن ۱٣٩۵
محل شهادت : حلب
🥀مزار شهید : کازرون
---------------------------------------------------
اکنون تو هفت سال است که به خدا پناه بردی و در آسمان سکنی گزیدی وَ فرزندانت سی و نهمین سالگرد میلادت را در زمین کنار مزارت جشن میگیرند.
-------------------------------------------------- #تولدت_مبارک_فرماند
🦋🦋🦋
#نشرمطالب_صدقه_جاریه_است
🍃┅🦋🍃┅─╮
@shahidma
╰─┅🍃🦋🍃