عرضی داشتم خدمتتون🌱
رفقا امروز روز ولادت شهید جهاد مغنیه بود :)
تصمیم گرفتیم ختم زیارت عاشورا یه جورایی هدیه تولدشون براشون راه بندازیم که در حقیقت گوشه نگاهی به ما داشته باشن...
هرکس که میتونه بخونه یاعلی بگه،یک ربع بیشتر زمان نمی بره...
هیچ جایی هم لازم نیست اعلام کنید،بین خودتون و خدای خودتون و داداش جهاد:)
اگر توفیق داشتید بخونید ما خادمین رو هم از دعای خیرتون محروم نکنید:)
یاعلی🖐🏻
هدایت شده از ↳🕊Expectation↲
💌 از این به بعد نرخ مکالمات شما با خدا📱،
به صورت عادی محاسبه می شود.
نه خواب تان عبادت است☹️
ونه نفس هایتان تسبیح! 🥺
پس آنچه را بدست آوردید حفظ کنید...😇
هدایت شده از کوچهشهدا -!'🇵🇸
#طنز_جبهه
اینا دیوَند یا اَجِنّه؟😳
🌴خرمشهر بودیم!
آشپز و کمک آشپز👨🏻🍳، تازه وارد بودند و با شوخی بچه ها ناآشنا. آشپز، سفره رو انداخت وسط سنگر و بعد بشقابها رو چید جلو بچهها. رفت نون🍞بیاره که علیرضا بلند شد و گفت: «بچهها! یادتون نره!»
👨🏻🍳آشپز اومد و تند و تند دو تا نون گذاشت جلو هر نفر و رفت. بچهها تند نونهارو گذاشتند زیر پیراهناشون. کمک آشپز اومد نگاه سفره کرد. تعجب کرد😯. تند و تند برای هر نفر دو تا کوکو🍳 گذاشت و رفت. بچه ها با سرعت کوکوهارو گذاشتن لاي نونهایی که زیر پیراهنشون بود. آشپز و کمک آشپز اومدند بالاسر بچهها. زُل زدند به سفره. بچهها شروع کردن به گفتن شعار هميشگي:« ما گُشنهمونه یالله!😉». که حاجی داخل سنگر شد و گفت:« چه خبره؟🤔» آشپز دوید روبروی حاجی و گفت:« حاجی! اینا دیگه کِیَند! کجا بودند!؛ دیوُونهاند یا موجی؟!» فرمانده با خنده پرسید:«چی شده؟😊» آشپز گفت: « تو یه چشم بهم زدن مثل آفريقايي هايِ گشنه، هر چی بود بلعیدند!؟». آشپز داشت بلبل زبانی میکرد که بچهها نونها و کوکوهارو يَواشکي گذاشتند تو سفره. حاجی گفت:« این بیچارهها که هنوز غذاشونو نخوردند!».آشپز نگاه سفره کرد. کمی چشماشو باز و بسته کرد.😳 با تعجب سرشو تکوني داد وگفت:« جَلّ الخالق!؟ اینا دیوَند یا اَجِنّه!؟» و بعد رفت تو آشپزخانه. هنوز نرفته بود که صدای خندهٔ بچهها سنگرو لرزوند.😅
🌱|@rcrcrcrcjik
هدایت شده از 🖤🌹 بهترین مسیر خوشبختی 🌹🖤
https://pay.eitaa.com/v/?link=PM5oA
سلام علیکم طاعاتتون قبول
عیدتون مبارک
نفری یه دونه فقط ممنونم✋
میگـیچراشیطونبہماسجدهنڪرد
اونشیطونبودولیتوچیاونتنهابہخلق
اللهـسجدهنڪرداماتوچرابابینمازی
💔بہخالقتسجدهنمیکنی؟
#بدون_تعارف