آن همه شعری که میخواندم برایَـت هیچ بود
ذوقهایت ، خندههایت ، بغضهایت هیچ بود ؟
عـَهد بستی گفته بودی تا نهـایت با منی ...
قول هایی را كِ دادی در نَهایت هیـچ بود ؟
ماه نقره ای؛
برام ژلوفن بود دوای حالم واسه همه بله بودم واسه ی اون جانم:)))
من سر ستاره ها یادم نرفت ماهم
اینا که جات میان میرن همشون فانن؛
تو پوست و استخونمی ..
تو جونی واسه همه ذرات تنم ..
تو تسکین و پناه واسه دردامی ..
تو آرامشِ خیال منی ..تو،تمامِ منی :)💔
#مخاطبدار