کنار چای و آتش بارها یاد تو افتادم
چه دلتنگی شیرینی، چه خوشبختی کوتاهی
#حامد_عسکری
اونقدر ناراحتم که دیگه وقتی از دور میبینمش،
راهم ُ کج میکنم . میفهمی چی میگم؟!(:
سکوت رو لبم رفتن اونا که فکر میکردم خونمن
پر زخمم با این که نمیاد خون ازم
───• · · · ⌞💔⌝ · · · •───𝄞