مولانا چقدر قشنگ میگه :
يک روز میرسه گل هایی که گفـتی باز
نمیـشه ، باز میشـه ، غـَمی که هرگـز
گفـتی تَمام نمیشـه ، تـمام مـیشـه . .
زمـانی کـه گُفـتی نمیگـذره ، مـیگـذره
زنـدگی یـِک راز اسـت ، اول شکـر بعد
صبـر و در آخر باید باور کرد 🕰🤍𓍢 .
زندگی شبیه به زمان
غـــُروب بود ،
نه کاملا روشـن و نه کاملا
تاریک ، زندگی جایی
میان امیـــد و اندوه بود .