همه ی دنیا ، فکر میکنن که تو رفیق منی ولی تو دوتا کلمه اولی ....=)))
یه جا خوندم که گفته بود؛
“هر کسی به اندازه ای که برای ما ارزش قائله
باید ذهن و دلمون رو مشغول کنه
نه به اندازه ای که ما دوسش داریم..”
دیگه واقعا نمیدونم باید چیکار کنم
فقط وایسادم یه گوشه دارم نگاه میکنم...
پروانه به یک سوختن آزاد شد از شمع :)
بیچاره دل ماست ک در سوز و گداز است
«خیلی غریب بود؛ نمیتوانستم گریه کنم
اما جانم داشت پاره پاره میشد.»
فئودور داستایفسکی.