رک بگویم... از همه رنجیده ام!
از غریب و آشنا ترسیده ام
با مرام و معرفت بیگانه اند
من به هر ساز ی که شد رقصیده ام
در زمستانِِ سکوتم بارها...
با نگاه سردتان لرزیده ام
رد پای مهربانی نیست...نیست
من تمام کوچه را گردیده ام
سالها از بس که خوش بین بوده ام...
هر کلاغی را کبوتر دیده ام
وزن احساس شما را بارها...
با ترازوی خودم سنجیده ام
بی خیال سردی آغوشها...
من به آغوش خودم چسبیده ام
من شما را بارها و بارها...
لا به لای هر دعا بخشیده ام
مقصد من نا کجای قصه هاست
از تمام جاده ها پرسیده ام
میروم باواژه ها سر میکنم
دامن از خاک شما بر چیده ام
من تمام گریه هایم را شبی...
لا به لای واژه ها خندیده ام
_فریدون مشیری
از لحاظ روحی نیاز دارم همزمان نزدیک ولیعصر تهران زندگی کنم ، اصفهان بگردم، تو حافظیهی شیراز قدم بزنم ، تو مشهد هر روز برم حرم امام رضا زیارت ، توی مازندران همهی غذاهارو امتحان کنم ، توی کیش ماشین سواری کنم ، عصرها تو جنگل های گلستان چایی بخورم ، غروب خورشیدو از ساحل بوشهر و شب ، ستاره ها رو از آسمون کویر یزد ببینم ، بعدش پاشم برم [کـــــربـلـا] و برای همیشه بمونم اونجا .
نـــــــورِ مــــــاه :)🇵🇸
الهی به امید خودت نه به امید خلق روزگار ...
تا خدا هست به مخلوق دمی تکیه مکن ،
که خدا کوه ِثبات است و بشر عین ِنیاز .
حال دل پرسیدی و گفتم خوبم بارها
خوبم ، اما خوب ویرانم ، نفهمیدی مرا!..
غمگین نبود؛ اما حوصله زندگی را نیز نداشت!
خوابی میخواست عمیق، طولانی و بدون بیداری.
نـــــــورِ مــــــاه :)🇵🇸
حرف و حدیثی اگر هست بفرمایید :《 https://harfeto.timefriend.net/16982390084585 》🥀🌔
چند وقته داره اینجا خاک میخورها:)؟!