گفت: مرا یادت هست؟
دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی
دارم، چرا یادم به وسعت همه تاریخ است؟
و چرا آدم ها در یاد من زندگی میکنند
و من در یاد هیچکس نیستم؟
- عباس معروفی
گاهی دلم میخواهد بگذارم بروم بی هرچه آشنا
گوشه دوری گمنام، حوالیِ جایی بی اسم، بی اسمِ
خودم اشاره به حرف، بیحرفِ دیگران اشاره به
حال بعد بی هیچ گذشتهای به یاد نیارم از کجا
آمده کیستم، اینجا چه میکنم!
- سیدعلی صالحی
آدما حرفاتو نمیفهمن، اونوقت توقع داری
سکوت ِ معنا دارتو بفهمن ؟!
با دل آزردهام چیزی نمیگویی ولی
از دل آزردن که حرفی میشود آمادهای
اونجا که شاهرخ مسکوب میگه:
نمیدانم چرا اینقدر خالی شدهام
نه حرفی برای گفتن دارم
و نه کاری برای کردن.
نمیدونم
کی انقد بزرگ شدیم که دغدغه هامون از وای فردا امتحان داریم
رسید به اینکه وای آیندم چی؟
نمیدونم کی بزرگ شدیم که وقتی به این فکرمیکنم قرار نیست،مدرسه نریم به گریه میندازه ادمو..
خندهی خشکی به لب دارم ولی بارانی ام
ظاهری آرام دارد باطن طوفانی ام
- سجاد سامانی
هدایت شده از نادِم
به قول شاعر که میگفت:
ز بس خندیدم و پنهان نمودم راز خود را؛
کسی باور ندارد در دلم دریای درد است