در این شبهای تنهایی که غم با من هم آغوشه
بجز نیرنگ و تنهایی کسی با من نمیجوشه
شعر می گویم ولی آن را نخوانی بهتر است
گفتم از پیشم برو، اما بمانی بهتر است
عشق را در سینه ام عمری ست پنهان می کنم
دوستت دارم، اما شاید ندانی بهتر است
در کنارت هستم و نادیده می گیری مرا
همدمت هستم ولی حتما فلانی بهتر است