eitaa logo
"مونلایت-
388 دنبال‌کننده
235 عکس
39 ویدیو
3 فایل
Attends-moi یه‌چیزی‌خالیه شب و روز به آسمون خیره میشم،دست باد رو میگیرمو با بارون میرقصم ، من خودمو تو تموم شهر از اتوایل تا کنکورد رها کردم... شاید زیر آب‌ شاید‌ کنار ابر شایدم‌ تو شانزالیزه ،کسی‌چه‌میدونه
مشاهده در ایتا
دانلود
روز دختر و زنِ ایران باستانتون مبارک :>>💙
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تنها چیزی که میتونم بگم اینه که... این اوضاع تاسف باره.
همه چیزی که میتونم بگم اینه که ، هر مشکل هر تبعیض هر سدِ راهی که جلوتونه رو نادیده بگیرید باهاش مقابله کنید و باور داشته باشید که هیچ چیزی غیرممکن نیس همیشه بهترین آرزویی که بنظرم میتونم برای بقیه بکنم "شاد "بودنه ، روزتون مبارک و آرزو میکنم همیشه شاد باشید:))))
کل دیشب بیدار بودم و سینمایی خانه پدریو دیدم هر لحظه و سکانسی که از فیلم میگذشت عمق قضیه زجر آور تر میشد و تنها کاری که میتونستم بکنم این بود که اشک شورم رو مزه مزه کنم و امید ببندم که توی گذشته ملوک های زیادی وجود نداشته باشن هرچند که حقیقت مثل یه پتک کوبیده میشد تو افکارم که بیشتر از اونچه تصور کنم ملوک وجود داشته و حتی هنوزم داره. ملوک به مظلوم ترین و بی‌پناه ترین شکل ممکن مرد و تنها گناهش دختر بودنش بود دردمندانه تر اونجا بود که به قاتل به چشم افتخار نگاه میکردن و میگفتن درود به شرفت ، درود به غیرتت مَرد... مَرد؟ محض رضای خدا کسی که همچین کار جاهلانه ای کرده لایق اسم انسان نیس چه برسه تشویق بسه فکر میکنم ، واقعا بسه
بی تجربه ِ تازه کار ، کارت خیلی سخته قشنگم چیزی که توقعشو داشتی نیست ، نه؟ متاسفم تا جایی که بتونم راهتو سنگفرش میکنم بقیش با خودته
احتمالا فقط یه نقاشیه ، احتمالا؟ بعید میدونم
"مونلایت-
این جور مواقع که بقیه خیلی گُنگ زل میزنن و میگن "چی؟؟" تنها چیزی که نصیبشون میشه خنده های زیر لبیمه ، چون چی میدونن از اینکه فقط یه نقاشی نیس؟
Mohamad FathiMohamad Fathi - Mano To [128].mp3
زمان: حجم: 3M
زندگی سیگار کاپتان بلکه... میکشیش تلخه ، فقط بوش خوبه باز کن روسریتو موهاتو رو شونه بریز ، با تو تجریش و ولیعصر و ری و شوش خوبه خیلی خوبه منم که غرق دردامونو بکنیم یکم فراموش خوبه:))))))))))
افسانه ای غم افزا.
لیست امروز جلومه و با مود "شوخی میکنی" دارم بهش نگاه میکنم استرس از درجه کم میاد بالا و بالا و بالاتر و چنگ میزنه به آرامشم ولی انجام دادن این لیست از منی که الان فقط میخوام پلکای سنگینمو ببندم و سر سنگینمو تکیه بدم به در بعیده تو اوج سرما حس میکنم گرممه و میدونم حد اکثر تا نیم ساعت بعد میان سراغم که بریم بیرون ولی اخه قشنگ، من الان حس اینو ندارم که این اکسیژنو ببرم تو ریه‌هام بعد بیام بیرون؟ میدونم جوابی بجز "حالا تو بیا" قرار نیست بگیرم احتمالا یه ساعت بعد با دستای تو جیب پالتو و پاهایی که دارن با قدمای تلفیقی محکم و نرم روی زمین ریتمای آروم آروم خلق میکنن تو راهم هوا به طوری سرده که لبخندِ با وجود استرسم روی لبم خشک میشه بدترین بخش ماجرا؟؟ بدترین بخش اونجاست که دیر وقت که برگردم و خسته تر از الانم همین لیستی جلومه که الان جلومه بدون کوچیک ترین تغییری و محض رضای خدا با اولین نگاه میشه حدس زد چقدر بلند بالاست منتظری؟ منم منتظرم شر این لیست از سرم کمشه