کتاب ها فرصت فرار از نوعی زندگی را به من میدادند که هیچگونه رضایت خاطری از آن نداشتم.
هدایت شده از در همسایگی زحل
چجوری واقعا سه سال پیش هزار و هفصد نفر ادم تو چنلم بودن
هدایت شده از آبیغمرنگ
مدت هاست برای هیچی جز تو و وطن گریه نمیکنم.
˓ ִֶָ ࣪ 𝑴𝒐𝒐𝒏𝒑𝒆𝒕𝒂𝒍˖ ִֶָ ࣪
بازمانده بودن زخم دارد، اما نه از جنس زخم های معمولی . نفس میکشی و بابت هر لحظه زنده ماندن احساس گنا
به خاطر دارم روزهایی بود که همه چیز جریان داشت،
ما در چرخه زمان گیر نکرده بودیم و منتظر آینده ی نامعلوم نبودیم-
Sometimes silence is the loudest scream of a soul that can no longer break.