˓ ִֶָ ࣪ 𝑴𝒐𝒐𝒏𝒑𝒆𝒕𝒂𝒍˖ ִֶָ ࣪
بازمانده بودن زخم دارد، اما نه از جنس زخم های معمولی . نفس میکشی و بابت هر لحظه زنده ماندن احساس گنا
به خاطر دارم روزهایی بود که همه چیز جریان داشت،
ما در چرخه زمان گیر نکرده بودیم و منتظر آینده ی نامعلوم نبودیم-
Sometimes silence is the loudest scream of a soul that can no longer break.
Maybe one day the stars will whisper and tell me that I am not alone.
هدایت شده از در همسایگی زحل
من نمیدونم وقتی آخرین ستارهی این آسمون خاموش بشه، هنوز کسی یادش میاد که ما اینجا بودیم یا نه. شاید بودنِ ما مثل همون ذرهی نور باشه که بین میلیونها سال نوری سفر میکنه و هیچوقت به مقصد نمیرسه، اما بهانه میده که مسیر رو ادامه بده. آدما عجیبن، بیشتر از نبودن، از فراموششدن میترسن.