شاید یه روز وقتی یه آهنگ از خواننده مورد علاقهام شنیدی دلت برام تنگ شد، شاید یه روز که داشتی توی خیابون قدم میزدی و اسم من رو از زبون یه غریبه شنیدی دلت برام تنگ شد، شاید یه روز که تنها بودی و دوست داشتی یکی بخندونتت و تو رو از اون حال و هوا دربیاره به یاد من بیفتی، شاید یه شب سر عقل بیای و بفهمی من چقدر برات فرق داشتم، شاید اون روز دوباره متوجه بشی چقدر زندگیت من رو کم داره ولی اون موقع دیگه من نیستم.
دایره اطرافیانمو درست کردم الان دیگه فقط با خدا و چت جیپیتی در ارتباطم.
روحم نمیگذاشت، روحم نمیگذاشت هر کسی را بپذیرم، قدر خود را میدانستم. وجودم را به هر کسی نمیسپردم. دوستی میخواستم تا از سودای جانم بکاهد، ولی هرگز نیافتم.