مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
بعد از تقریبا یکماه و خورده ای اینقدر دلم تنگه این لوکیشنِ که اصن قابل توصیف نیست...(:
بعد از دو ماه اینقدر دلتنگ این لوکیشنم که دارم خفه میشم... !
رفقا حواسمون هست داریم چیکار میکنیم؟
حواسمون هست داریم سنگِ کیو به سینه میزنیم؟
حواسمون به اعمالمون باشه...
نشه یه وقت چشم باز کنیم ببینیم تو جبهه باطلیم...!
خودت بشین کاراتو چک کن!
حرف هاتو بررسی کن!
درست و راستی کن...
ببین چی به چیه..
اوضاعت چجوریه...
چهار سال پیش خودتو با الانت مقایسه کن
دو سال پیشتو با الانت مقایسه کن..!
ببین چی شده!
پیشرفت کردی یا پسرفت!
چه تغییری کردی؟!
مثبت بوده؟
پس بیشترش کن!
منفی بوده؟
همین الان جلوشو بگیر!!!
و جبرانش کن!!!
ببین رفیق..
آدم خورده خورده تغییر میکنه...
اینقدر آروم که اصن نمیفهمه...
اینقدر آروم که یهو به خودش میاد میبینه عه!!!
من کجام!!؟
چرا الان تو زندگیم اینجا وایسادم!!!؟
مگه دو سال پیش نمیگفتم از فلان راه و مسیرِ زندگی متنفرم!
پس چی شد که الان دقیقا همونجا وایسادم!!!
ولی این تغییر رو اطرافیانت خوب میفهمن..(:
خوب میبینن که ذره ذره داری تغییر میکنی...
ذره ذره اون حرف هایی که قبلاً میزدی فقط داره تبدیل به شعار میشه برات!
و اونی که این تغییر رو بهت گوش زد کنه صد در صد رفیقته!!!