eitaa logo
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
251 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
483 ویدیو
54 فایل
ما غباریم،غباری ز نجف. آب اگر ریخت فدای سرت ای‌یار بیا "دنیامون اباالفضلِ":) #ایهاالعزیز آقای اباعبدالله،ما دوست داریم♡ بخدا از نفهمی مونه که گناه میکنیم ‹ بچه ها رَد نخ کفن‌تون رو دارید؟ › می‌شنوم ... https://daigo.ir/secret/7707286770
مشاهده در ایتا
دانلود
عُنوانُ العَقلِ مُداراةُ النّاسِ نشانه خردمندى، مدارا كردن با مردم است .. • مولا علی(؏) • غررالحکم ، ح ۶۳۲۱
لذت بردن از عبادت🌱 جوان :حاج آقا يه سوال داشتم؟🌱 آقاي بهجت با خوشرويي فرمودند: بفرماييد جوان. گفت: حاج آقا چيکارکنم که از عبادت لذت ببرم؟ آقا با همون لبخند زيباشون فرمودند: شما نميخواد کاري بکني که از عبادت لذت ببري! شما لذت هاي ديگه رو ترک کن لذت عبادت خودش مياد سراغت✨؛)
اینم عکس ارسالی از رفقا..😁 بهونه و.. هم نداریم... کلا ۷ ، ۸ دقیقه وقتتو میگیره...
اینو اشتباه اینجا فرستادممممم😁😂 ولی دیگه رزقتون بوده دیگه...❤️ بخونید..😁
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
اینم عکس ارسالی از رفقا..😁 بهونه و.. هم نداریم... کلا ۷ ، ۸ دقیقه وقتتو میگیره...
این برای گروهِ کمک میکنیم معنوی تر شی مون بوده... اشتباه اینجا فرستادم...😅
همینقدر پایه😄 ببینید خدا چجوری براتون میخواداااا پس برین بخونین دیگه... کلا ده دقیقه هم وقت نمیگیره...😅❤️
من از عالم تو را تنها گزیدم؛ روا داری که من غمگین نشینم؟ آقای امام حسین...:)
ساقیا،ارثِ‌پدر‌بوده‌که‌سقاشده‌ای...
الان اونجا ام که فریدون مشیری میگه: رک بگویم از همه رنجیده‌ام! از غریب و آشنا ترسیده‌ام.. بی‌خیالِ سردیِ آغوش‌ها، من به آغوشِ خودم چسبیده ام...
شهادت بابابزرگت رو تبریک و تسلیت میگم طهورا جانم..:)) @pichideh ۴۰ سال کم نیست... ۴۰ سال خوابیدن کم نیست... ۴۰ سال خاطره ی روز مجروح شدن رو مرور کردن کم نیست... بخدا کم نیست که الان سر یه روسری پوشیدن همه ی اینا رو یادمون بره...:)) قول میدیم یادمون بمونه... همه تلاشمونو میکنیم جلوشون شرمنده نشیم..💔 همه تلاشمونو میکنیم که حداقل با کارامون‌ بتونیم ذره ای از خوشی هایی که میتونست براشون تو این چهل سال باشه و نبود رو جواب بدیم... ! حداقل قدرشو بدونیم !! ان‌شاءالله...
هدایت شده از - ضاقَ‌صَدری -
برای بار چندم و چندم، به لحظه‌ی تیر خوردن محبوبش فکر میکرد... - چی شد؟ تیر خورد، کجا..؟ کجا خورد؟ چشمانش را بست.. -ک..کنار...ستون...ف...فقرات بعد بغض کرد و چهل سال گذشته را مرور کرد.. هیچ وقت گله نکرد از اینکه مثل بقیه‌ی زن‌ها نه حق بازار رفتن دارد، نه حق مهمانی رفتن دارد، نه حق گردش و تفریح دارد... حتی او حق نداشت دست همسرش را بگیرد و دوتایی باهم بروند زیارت... در دلش مانده بود یک بار هم که شده شانه به شانه‌ی همسرش به سی‌وسه‌پل بروند و شب‌های زاینده‌رود را تماشا بکنند... صدای اذان او را به خود آورد... امروز دیگر صدای اذان محبوبش را نمی‌شنود:) شهادتتون مبارک... پ.ن: او ۴۰ سال آزادیش را بخشید تا تو امروز آزاد باشی.‌. برای شادی روح بابا بزرگ طهورا یه فاتحه میخونبد؟
هدایت شده از  هیـرش】
یه فاتحه برای‌ِ‌پدربزرگ‌ِشهیدم