eitaa logo
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
252 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
483 ویدیو
54 فایل
ما غباریم،غباری ز نجف. آب اگر ریخت فدای سرت ای‌یار بیا "دنیامون اباالفضلِ":) #ایهاالعزیز آقای اباعبدالله،ما دوست داریم♡ بخدا از نفهمی مونه که گناه میکنیم ‹ بچه ها رَد نخ کفن‌تون رو دارید؟ › می‌شنوم ... https://daigo.ir/secret/7707286770
مشاهده در ایتا
دانلود
از‌محرم‌شش‌روز‌‌ش‌گذشتا . ‌. از‌قول‌و‌قرارات‌با‌امام‌حسین‌چه‌خبر؟!
حقیقتا تو روضه ها قسمت زنونه ، روضه ی مصورِ :))💔 هی نوزاد .. هی گلوی سفیدِ نوزاد .. هی صدای گریه هاشون💔 از اونور یه بچه میگه مامان تشنمه از اونور یه بچه صدا گریه ش قطع نمیشه از اونور یه مادر ایستاده داره بچه شو آغوش وار تکون میده تا آروم شه:)))
هدایت شده از  هیـرش】
بابات بریده واقعا رحمی ندیده واقعا هنوز نمی‌شه باورم ، منّت کشیده واقعا (((٫
هنوز نمی‌شه باورم ، منت کشیده واقعا 💔
امشب .. امشب جوونیمو به جوونیِ حضرت علی‌اکبر بخشیدن. نزدیک بود هم من برم رو هوا هم اون نوجوونی که پشت موتور نشسته بود :)
تا کلی وقت داشتم بهش میگفتم آقا من خوبم ،من خوبم ، آروم باش .. من چیزیم نشده ، تو خوبی؟ چیزیت نشده؟ موتورت سالمه؟ یکم آب بخور ، اینجوری حرکت نکن بدنت داره میلرزه... بشین لب جدول
چند سالش بود؟ شاید ۱۵ تازه پشت لبش یکم سبز شده بود... یه کوچولو سیبیل درآورده بود داشت می‌رفت هیئت فکر کنم لباس مشکی پوشیده بود بدنش می‌لرزید سرشو گرفته بود نمیدونست چیکار کنه ... رفتم آب گرفتم دادم بهش گفتم یکم آب بخور، بزن به صورتت چرا اینقدر تند میری ‌:)) مراقب باش ! سر چهارراه که اینقدر نباید تند بپیچی که :) هی می‌گفت ببخشید خیلی تند اومدم، حالم خوب نبود .. بهش گفتم امشب حضرت علی اکبر هواتو داشتن .. :)) و خودم اومدم تو هیئت تشکر کنم...💔
سد رضا میخونه «قربون اینهمه لطف و کرمت» و من فکر میکنم به اینکه چقدر متن مداحیش به حال الانم میخوره !!! بخدا که لطف و کرم خودشون بود :) من به جهنم، خدایی نکرده نوجوونِ مردم تو این سن درگیر میشد ... :))
امشب، شبِ «رب هب لي من لدنك ذریةً طیبتاً حسینیا»ست‌ها. .
✨ امام جعفر صادق(علیه السلام): هر کس در ایام عزای جد ما حسین (ع) بر سر در خانه‌ی خود پرچم مشکی نصب نماید مادرم حضرت زهرا (س) هر روز او و اهل خانه را دعا می‌کند. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‎‌‎‌‌‌‎‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌
مداح میگه : داشتن سر ها رو یکی یکی به عبیدالله معرفی میکردن و میگفتن این سر قاسمِ این سر علی اصغرِ این سرِ «علی‌اکبرِ» و... که یهو عبیدالله گفت این سری که اینقدر در حال درخشیدنِ سرِ کیه؟؟ گفتن این سر حسینِ .. ! مداح میگه داخل روایت میگه عبیدالله گفت دیگه چرا دستتونُ به خون حسین آغشته کردید؟ نیازی نبود حسین رو بکشید... حسین خودش از غمِ علی‌اکبرش میمرد ...💔