امشب
شهادتنامهی عشاق
امضا میشود!
(اگه سال بعد
تو بهشت بودی
ما رو یادت نره رفیق..)
اگه تو ایستگاه صلواتی و چایخونه هیات مشغولی زیر لب با خودت زمزمه کن؛
من چای میریزم
گناهم را بریزی..
خواهش می کنم...
برید کنار من خودم خاکش می کنم
منت میکشم...
خاکش کنم نفس راحت میکشم
شمر اگه بره، سنان نمیگذره ..
تو قتله گاهِ تو، زمان نمیگذره
حتی ازت دمِ اذان نمیگذره
تو قتله گاهِ تو زمان نمیگذره💔
یک زنِ تنهام، چطور شمرُ ازت جدا کنم..
پاشو اذون مغربه، من به کی اقتدا کنم
روی زمین رهایی و
رو خاک کربلایی و
نمیزارن ادا کنم
این واجب کفائیو . . .