به مناجات های شبانه
که هر شبی به یه صورته ...
به اون نماز های دو رکعتی که
نصفه شب با هم میخونیم ..
من نمیدونم فقط من اینطوریم
یا شما ها هم همینطورین.
کلا با ذکر مصیبت ها و مداحی های
قدیمی ها و پیرغلام ها بیشتر کیف میکنم :)
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
_ :)
اصن شما آخوندِ باصفا رو نگا ...
مشتی ، سینهزن، روضهخون..
باصفا باصفا باصفا باصفا
ولی نفسشون عجب حق بوده ها :)
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
_ :)
اول عمامه شونو برداشتن
از منبر اومدن پایین و شروع کردن به خوندن :)
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
_ :)
تا حالا روضه خونی این شکلی دیده بودید؟
مرحوم آیه الله احمد سیبویه ۲۰سال امام جماعت حرم حضرت ابالفضل(ع)بود.
حالات وخصائص عجیبی داشت
در ۱۰۰ سالگی مثل یک نوجوان روضه میخوند وگریه میکرد
موقع روضه می آمد لابلای جمعیت میگشت گریه کن ها رو شکارمیکرد یعنی میرفت زانو به زانوش براش روضه میخوند
بدون میکروفن صدای رسائی داشت.
یه روز توی قم بود اومد توی محراب زانو به زانوی آیه الله بهجت شد.
وسط روضه یاد جوانی کرد گفت شیخ محمدتقی یادته جوانی شبهای محرم بین الحرمین تا صبح دوتائی میخوندیم وسینه میزدیم؟
این عارف فرزانه میگفت
شیخ حسین سامرائی بمن گفت:
شبی در سرداب سامرا تنهائی گرم اشک و روضه زینب کبری(س) بودم ناگهان متوجه شدم آقائی پشت سرم نشسته که از هیبتش توان برگشتن ندارم او با زمزمه های من سخت گریه میکرد مقداری بعد از روضه که گذشت فرمود:
شیخ حسین به شیعیانم بگوئید خدا را به عمه جانم زینب قسم بدهند و برای فرجم دعا کنند
سپس من توانی در خود احساس کردم برگشتم ولی دیگرکسی راندیدم.
روحشون شاد