eitaa logo
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
251 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
483 ویدیو
54 فایل
ما غباریم،غباری ز نجف. آب اگر ریخت فدای سرت ای‌یار بیا "دنیامون اباالفضلِ":) #ایهاالعزیز آقای اباعبدالله،ما دوست داریم♡ بخدا از نفهمی مونه که گناه میکنیم ‹ بچه ها رَد نخ کفن‌تون رو دارید؟ › می‌شنوم ... https://daigo.ir/secret/7707286770
مشاهده در ایتا
دانلود
من یهو به خودم اومدم دیدم وسط اینکه نخلم! چطور نمیترسم ؟؟! اگه این از معجزه و لطف و عشق و محبتِ به آقام نیست ، پس چیه ؟؟؟ اگه این کار ، کاره امام حسین نیست ، پس کار کیه ... اگه اینکه فقط تو این مسیر لذت ببری ، کار خودشون نیست، پس کار کیه ؟! :)
من اگه ایران بودم هیچوقت تاکید میکنم هیچوقت حاضر نبودم نصفه شب ، تو چنین مسیری قدم بزارم
فقط و فقط عشق حسین بن علی می‌تونه اینهمه همه رو از خود بیخود کنه (:
پر حرفی کردم فکر کنم شرمنده اگه اذیت شدید .. اینجا نتم جور نیست زیاد رومینگه و دردسر های خودش... ان‌شاءالله برسم ایران حسابی براتون عکس و فیلم و حرف های نگفته دارم..☘
الان داشتم ناشناس هاتون رو میخوندم .. ماشاءالله ! چقدر زیادِ .. اسم همه رو میبرم و به نیتتون قدم برمیدارم. از این بابت خیالتون راحت. ؛) اگه پیام ها رو جواب نمیدم ، به این معنی نیست که ندیدم، همه رو میبینم چون تعداد بالاست نمیشه همه رو جواب بدم 😄🥲
13.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینم از اسامی تک تکتون... و قدم هایی که به نیت شما ها داره برداشته میشه :) قبول باشه زائرای امام حسین قبول باشه بنده های خوش روزی.. پ.ن: خیلی دیگه اسم هست که وقت نشد بنویسم ، از رو گوشی خوندم مابقی رو لا به لای بغض هاتون منم دعا کنید.
فعلا تو چنل تل دارم پیام و وویس مدح ها و.. رو میزارم نمیتونم اینور مجدد بفرسم 🌱 اگه خواستید پیام های امشب رو تو چنل تل بخونید.
هدایت شده از  هیـرش】
اول‌بار ٫ تو ازدحا‌م‌ِجمعیت تو حرم پسرای‌ِایرانی ، مردای‌ِایرانی تا ما رو می‌دیدن راه و باز می‌کردن جلو مردای‌ِعرب و می‌گرفتن که به ما نخورن . داد می‌زدن نیاین جلو مگه نمی‌بیند زن و بچه‌ی‌ِمردم داره رد می‌شه ؟ دوم‌بار ٫ رفتم لباسامونو بدم خشکشویی‌ِموکب روبرویی خیلی شلوغ بود همه‌م آقا بودن مسؤلش تا من و دید ب مردا گفت آقا برید کنار ، همه کنار ! برید تا این خانم بیاد ، لباسا رو دادم و برگشتم . سوم‌بار ٫ یه پسرِایرانی تیشرت‌ِآستین کوتاه پوشیده بود اومدم از کنارش رد شم ، دستم خورد به دستش خودشو کشید کنار گفت شرمندم خانم ببخشید چهارم‌بار ٫ تو مسیر از بابام عقب موندم و کوله دستم مونده بود آقایی تا دید خیلی بار تو دستمه ازم خواست بذارم کمکم کنه یه مسیرِطولانی کوله ها رو برد تا رسیدم به بابام کوله‌ها رو داد و رفت .. و هزاربارِدیگه که با خودم گفتم کاش این مردای‌ِناموس‌پرست‌ِغیرتی اون‌روز تو بازار بودن کاش بودن کاش بودن کاش این مردایی که می‌رن حرم‌ِآقام‌عبّاس و ازش سرمشق‌ِغیرت می‌گیرن تو شام بودن کاش بودن :)
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
اول‌بار ٫ تو ازدحا‌م‌ِجمعیت تو حرم پسرای‌ِایرانی ، مردای‌ِایرانی تا ما رو می‌دیدن راه و باز می‌کرد
چند بار میخواستم چنین متنی با چنین موضوعی بنویسم، نشد نتونستم سر هم کنم کلماتُ ... :) هیرش زحمتشُ کشیدِ ... کاش بودن کاش بودن کاش بودن ...