اینقدر به همه بچه ها سلام کردم
و باشون گرم گرفتم ..
و ارتباط خوبی بام برقرار کردن
که خانومه فکر کرده بود
یه عمریِ بچه دار نمیشم
و منتظرِ بچم!
با یه لبخندِ کمی تلخ گفت
عزیزم ایشالا قسمت خودتون :/
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
اینقدر به همه بچه ها سلام کردم و باشون گرم گرفتم .. و ارتباط خوبی بام برقرار کردن که خانومه فکر کرد
فقط یکم نگاش کردم
هیچی نگفتم..
تا اومدم حرف بزنم رفت
دیدم اونور تر
رفیقم داره خنده شو میخوره =)
آخ آخ ...
کم کم داره دلتنگیامون شروع میشه حسینجانم ..
چیکار کردین با ما ..
چیکار کنیم حسین جان
چجوری تا یه سال دیگه دووم بیاریم
این قلبامونُ چیکار کردین عزیزِ زهرا ... (:
دارم به این فکر میکنم
شب جمعه ی هفته ی قبل
بینالحرمینش بودیم ..
چرا آدم لحظاتش رو نمیفهمه .. ؟
چرا بیشتر استفاده نکردم
چرا بیشتر نفهمیدم کجام
چرا نتونستم
چرا حالم خوب نبود ..
چیکار کنم حسینم؟ :))
خودتون بگین چیکار کنیم
این قلبامونُ چیکار کنیم ..
بخدا که راسته ..
بخدا که شاعر راست گفت
بیچاره اون که حرم رو ندیده
بیچاره تر اون که دید کربلا تو .. !
بخدا که بیچاره تره .. :)
اونی که طعمِ آغوشت رو چشید
اون بیچاره تره ..💔