کنار عزیز دلم یادتون کردم ...
اینقدر خوابم قشنگ بود
که به هیچ طریقی دلم نمیخواست از خواب پاشم
دوست داشتم بیشتر بخوابم،
که شاید خوابم ادامه داشت!
پروازمون که نشست رو زمین
کمربندمو نبسته بودم
خوردم زمین ، روی دستم خراشیده شد
از خواب که پاشدم همون قسمت از دستم
میسوخت و درد میکرد :))
از خواب که پاشدم
اولین چیزی که تو ذهنم پلی شد
این بود :
خوابتو دیدم ...
با رفیقام اومدمو، کربلا بودم ..