مُرهَق؛
کیانا خوابه، و من همچنان در حال غر زدن تو پیویش:
برو بکپپپپپپپپ زن میمیریییییی
هدایت شده از 𝖵𝗂𝗏𝖺 𝗅𝖺 𝗏𝗂𝖽𝖺 ★
متاسفانه فهمیدم همیشه من باید شنونده باشم. من باید حرفای دیگرانو بشنوم و هیچکس دلش نمیخواد حرفای منو گوش بده. برای همین از امسال یه تصمیمی گرفتم: حرف نزن و زیاد با کسی صمیمی نشو.
مُرهَق؛
متاسفانه فهمیدم همیشه من باید شنونده باشم. من باید حرفای دیگرانو بشنوم و هیچکس دلش نمیخواد حرفای م
یعنی عجیبه که من اکثرا شنونده بودن رو به گوینده بودن ترجیح میدم؟!
اکثر اوقات این منم که دوست ندارم حرف بزنم و پیله میکنم که بگو.
چمدونم.
مُرهَق؛
یعنی عجیبه که من اکثرا شنونده بودن رو به گوینده بودن ترجیح میدم؟! اکثر اوقات این منم که دوست ندارم ح
منم همینم، از زیاد حرف زدن خوشم نمیآد.
امّا گاهاً نیاز به حرف زدن داریم[حتی در مورد یه موضوع خیلی ساده]، ماهم انسانیم خب!
و اون زمان میفهمی انقد شنوندهبودن رو ترجیح دادی، که دیگه نمیتونی گوینده باشی، بخوای هم شنوندهای نیست🫴🏻
-اینم اضافه کنم، منظورم مجازی نیست.
مُرهَق؛
منم همینم، از زیاد حرف زدن خوشم نمیآد. امّا گاهاً نیاز به حرف زدن داریم[حتی در مورد یه موضوع خیلی
آره خب شاید..
ولی مشکل من اینه که نمیتونم. از اول همین بودم. سخته برام. برای همین خیلی ها فکر میکنن من خودم رو میگیرم یا خُنُکم(مِشدیا مِفهمن منظورمو)
بهرحال.
البته من درست هم نمیتونم حرف بزنم؛ شاید تو مجاز خوب باشم ولی تو واقعیت نه اصلا خوب نیستم. مثل کلاس اولی میمونم که میخواد برای اولین بار انشاء بنویسه.
آدم امنی رو پیدا نکردم هنوز. البته مطمئن نیستم که دلیلم نبود آدم امن باش_
میدونم؛ مادرمم ناراحت میشه؛ میدونم. میدونم ولی نمیتونم. حتی با خودش.
مُرهَق؛
منم همینم، از زیاد حرف زدن خوشم نمیآد. امّا گاهاً نیاز به حرف زدن داریم[حتی در مورد یه موضوع خیلی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا