نهال زیتون|آبرنگ
ایران کجاست؟
بیا بگو که خبرها دروغ بود همه ،
بیا بگو به کریمی بخوانَد « ای ایران » ..
#آبرنگ
#هنر_دست
بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است
شعر هم بی تو به بغضی ابدی زنجیر است
https://eitaa.com/mahla110
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باید برخاست ...
https://eitaa.com/mahla110
هدایت شده از زمزمههای کهنه:)
از کوی حسین آماده این لاله ی پرپر
ماییم همه مشت گره کرده رهبر
نهال زیتون|آبرنگ
بی تو اینجا همهچیز بویِ غریبی دارد ، این محرم ، عجب حالِ عجیبی دارد ..
کشتند تو را ولی نمیدانستند ،
با نامِ شهید ، زندهتر خواهی شد ..
هدایت شده از اتاقِ آبی!
همیشه بود دل ما برای تو نگران
تمام شد نگرانی، شروع شد هجران!
قرار بود که ما پیشمرگِ تو باشیم!
تو رفتهای و چرا زنده ماندهایم ای جان؟
بیا بگو که خبرها دروغ بود همه
بیا بگو به کریمی بخوانَد «ای ایران»
بیا برای نماز جماعت و افطار
به صرفِ چای و غزل، باز آمده مهمان
چه خاطراتِ قشنگیست خاطراتِ وصال
عجب نسیمِ خوشی داشت لحظههای اذان
فدای لحنِ دلانگیزِ آفرینهایت!
در آن دَمی که رسیدم به مصرعِ پایان
چه نذرها...چه دعاها...که شاید امسال...آه!
تو رفتی و نرسیدم به نیمهٔ رمضان
شدی شهید تو با خانواده روز دهم
شبیهِ جدّ غریبت، گرسنه و عطشان
صدای هلهلهٔ دشمنِ تو ثابت کرد
که نسلِ آلِ زیادند و نطفهٔ مروان
قسم به جملهٔ آخر که گفتهای دیماه:
کسی شبیهِ تو با او که شد یزیدِ زمان،
چه بیعتی و چه حرفی و چه مدارایی
جداست تا به ابد راه کفر از ایمان
اگرچه بعدِ تو اُفٍّ علیکِ یا دنیا
اگرچه بعد تو دلهاست کلبهٔ احزان
اگرچه قامتمان خم شده در این ماتم
اگرچه نیست برای فراق تو درمان
به انتقامِ تو برخاستیم چون طوفان
شبیهِ کوه مقاوم، چو رود در جریان
همیشه رهبر و فرماندهٔ دل مایی
بیا به لشکرِ جاماندهات بده فرمان
امید ماست به رجعت که زود برگردی
کنارِ خیلِ شهیدان و با امامِ زمان
شاعر: خانم عارفه دهقانی