eitaa logo
.ریتاء.
86 دنبال‌کننده
25 عکس
20 ویدیو
0 فایل
ریتاء؟ به معنی .مروارید. :)🤍 کپی؟ (با صلوات به آقا جانم حسین، بله) https://daigo.ir/secret/1469183730
مشاهده در ایتا
دانلود
در آنجا، بر فراز قله ی کوه دو پایم خسته از رنج دویدن به خود گفتم که در این اوج، دیگر صدایم را خدا خواهد شنیدن به سوی ابر های تیره پر زد نگاه روشن امیدوارم ز دل فریاد کردم کای خداوند من او را دوست دارم، دوست دارم! صدایم رفت تا اعماق ظلمت به هم زد خواب شوم اختران را غبار آلوده و بی تاب کوبید در زرین قصر آسمان را ملائک با هزاران دست کوچک کلون سخت سنگین را کشیدند ز طوفان صدای بی شکیبم به خود لرزیده، در ابری خزیدند ستون ها همچو ماران، پیچ در پیچ درختان در مه سبزی شناور صدایم پیکرش را شستشو داد ز خاک ره، درون حوض کوثر خدا در خواب رویابار خود بود به زیر پلک ها پنهان صدایش صدایم رفت و با اندوه نالید میان پرده های خوابگاهش -فروغ فرخ زاد
ولی آن پلک های نقره آلود دریغا، تا سحرگه بسته بودند سبک چون گوش ماهی های ساحل به روی دیده اش بنشسته بودند صدا صد بار نومیدانه برخاست که عاصی گردد و بر وی بتازد صدا فریاد می زد از سر درد به هم کی ریزد این این خواب طلایی؟ من اینجا تشنه ی یک جرعه ی مهر تو آنجا خفته بر تخت خدایی مگر چندان تواند اوج گیرد صدایی دردمند و محنت آلود؟ چو صبح تازه از ره باز آمد صدایم از صدا دیگر تهی بود ولی اینجا به سوی آسمان هاست هنوز این دیده ی امیدوارم خدایا این صدا را می شناسی: 《من او را دوست دارم، دوست دارم.》 -فروغ فرخ زاد
درد تنهایی فقط با عشق درمان می‌شود منتها این روزها دارو نمی‌آید به دست .
_
دل شکستی و کسی نیست بگویید این غم بومرنگ است شبی سوی تو بر می گردد - سعید‌ صاحب‌علم
انصاف نباشد که در این شهر درندشت؛ ضرب‌المثل سوزن در کاه تو باشی....
لحن گیرای صدایت زود عاشق میکند؛ جان من تا می‌شود با هیچ کس صحبت نکن...
خسته‌ام مثل همان دختر اصلاح طلب که شده عاشق فرمانده‌ی گردان بسیج...
آسمان می‌دود ز خویش برون دیگر او در جهان نمی‌گنجد آه، گویی که اینهمه آبی در دل آسمان نمی‌گنجد -فروغ‌فرخ‌زاد
شانه های تو همچون صخره های سخت و پر غرور موج گیسوان من در این نشیب سینه می‌کشد چو آبشار نور شانه های تو چون حصار های قلعه‌ای عظیم رقص رشته های گیسوان من بر آن همچون رقص شاخه‌ی بید در کف نسیم شانه های تو برج های آهنین جلوه‌ی شگرف خون و زندگی رنگ آن به رنگ مجمری مسین در سکوت معبد هوس خفته‌ام کنار پیکر تو بی‌قرار جای بوسه های من به روی شانه‌هات همچو جای نیش آتشین مار شانه های تو قبله گاه دیدگان پر نیاز من شانه های تو مهر سنگی نماز من -فروغ‌فرخ‌زاد
گفت: احوالت چطور است؟ گفتمش: عالی است مثل حال گل! حال گل در چنگ چنگیز مغول! -قیصرامین‌پور
قصدِمن‌ازحيات‌تماشایِ‌چشم‌توست ای‌جان‌فدایِ‌چشم‌ِتو ، باقصدِجان‌بيا .