پرسید حضورش به چه ماند ؟ گفتم به شنیدنِ صدای آدمی که در غربت ، به زبانِ مادریت سخن بگوید ..
زندگی نیست به جـز دیدن یار
زندگی نیست به جـز عشـــق
به جـز حرف محبت به کسی
ورنه هر خار و خسی زندگی کرده بسی
هدایت شده از - کافهماه .
دوستت دارم ولی میترسم از رسوا شدن ،
هرچه از زیباییت گفتند ، حاشا میکنم .