تـنِ توقبـله وچشمـانِ تـوقرآنِ من اسـت..
پـایه یِ کـفرِ منی ازطرفـی ایـمانی..
فَتبارک که خداگفـت به چشـمان توگفت..
شان نازل شــدنِ آیـه ای ازقـرآنــی...
عشـقت آلوده به خونــم شده جریـان دارد..
وتـو چون روح بـه تـن مستتــری درجانـی..
همه گویند؛ چرا سربه هوایی هر شب؟
به که گویم که در ماه، تو را میبینم.
-فریدونمشیری
آدمىست ديگر
حتى در اقيانوس هم
زنده مىماند
اما گاهى در یک جرعه دلتنگى
غرق می شود...
-جمال ثریا
.ریتاء.
رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد
دلشوره ی ما بود، دل آرام جهان شد
در اوّل آسایش مان سقف فرو ریخت
هنگام ثمر دادن مان بود خزان شد
زخمی به گل کهنه ی ما کاشت خداوند
اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد
آنگاه همان زخم، همان کوره ی کوچک،
شد قلّه ی یک آه، مسیر فوران شد
با ما که نمک گیر غزل بود چنین کرد
با خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد
ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم
یعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد
جان را به تمنّای لبش بردم و نگرفت
گفتم بستان بوسه بده، گفت گران شد
یک عمر به سودای لبش سوختم و آه
روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد
یک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سر
رفت و همه ی دلخوشی ام یک چمدان شد
با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفت
مصداق همان وای به حال دگران شد
حامد عسکری