خـدایا!
بجز خودت به دیگری واگذارمان نکن.
تویى پروردگار ما پس قرار دہ،
بی نیازی در نفسمان
یقین در دلمان...
بصیرت درقلبمان...
#شهید_ابوالقاسم_عبوری
🥀 @morvaridkhaky
41.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 از شیطانپرستی تا شهادت در سوریه!
🔹روایتی از شهید مدافع حرمی که با اصرار به ابومهدی المهندس راهی سوریه شد
🥀 @morvaridkhaky
#حرف_حساب
✳️ آثار درک معنای صمدیت پروردگار
🔻 هرچه روح انسان از نظر معنوی به #مبدأ_بینیازی نزدیکتر باشد، #نیازمندیاش به دیگران کمتر میشود. زندگی #موحدین_واقعی در طول تاریخ که تنها خدا را #صمد میدانند، مؤید این مطلب است. نهتنها انبیا و ائمه، بلکه کسانی که اصحاب آنان بودند نیز خود را ملتزم به این مطلب میدانستند و هنگامی که در مقابل #مظاهر_مادی و امور واهی که به گمان ما به انسان #شخصیت میدهد قرار میگرفتند، اهمیتی برای آن قائل نبودند.
👤 #آیت_الله_مجتبی_تهرانی
📚 #تفسیر_نور_مبین | ج۱
📖 صفحات ۱۹۹ و ۲۰۰
🥀 @morvaridkhaky
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
انتقـام پدر رو
از دختـر میگیـرن...
#افغانستان_تسلیت 🖤
#دشت_برچی
📌 به جمع ما بپیوندید✨👇🏻
🥀 @morvaridkhaky
مروارید های خاکی
✨ بسم الله الرحمن الرحیم ✨ 📚 #رمان #نسل_سوخته 🔥 #قسمت_صدو_پنجاه_وچهارم: کفش های بزرگ تر خبری از ا
✨ بسم الله الرحمن الرحیم ✨
📚 #رمان
#نسل_سوخته 🔥
#قسمت_صدو_پنجاه_وپنجم:چهارمین نفر
نفسم بند اومد. همون حسی رو که تا اون لحظه داشتم و تمام معذب بودنم شدت گرفت.
– ۲۱ سال
نگاهش با حالت خاصی چرخید سمت علیمرادی و من نگاهم رو از روی هر دوشون چرخوندم. می ترسیدم نگاه و چهره پدرم رو توی چهره شون ببینم.
اولین نفر وارد اتاق شد. محکم تر از اون، من توی قلبم بسم الله گفتم و #توکل کردم. حس می کردم اگر الان اون طرف میز نشسته بودم، کمتر خورد می شدم و روم فشار می اومد.
یکی پس از دیگری وارد می شدن، هر نفر بین ۲۰ تا ۳۰ دقیقه و من، تمام مدت ساکت بودم. دقیق گوش می دادم و نگاه می کردم، بدون اینکه از روشون چشم بردارم. می دونستم برای چی ازم خواستن برم. هر چند، بعید می دونستم بودنم به درد بخوره اما با همه وجود روی کار متمرکز شدم. در ازای وقتی که اونجا گذاشته بودم، مسئول بودم.
این روند تا اذان ظهر ادامه داشت، از اذان، حدود یه ساعت وقت استراحت داشتیم.
بعد از نماز، ده دقیقه ای بیشتر توی سالن و فضای بیرون اتاق کنفرانس موندم. وقتی برگشتم داشتن در مورد افراد، شخصیت ها، نقاط و قوت و ضعف و خصوصیات شون حرف می زدن. نفر سوم بودن که من وارد شدم.
آقای علیمرادی برگشت سمت من:
– نظر شما چیه آقای فضلی؟ تمام مدت مصاحبه هم ساکت بودید.
– فکر می کنم در برابر اساتید و افراد خبره ای مثل شما، حرف من مثل کوبیدن روی طبل خالی باشه جز صدای بلندش چیز دیگه ای برای عرضه نداره.
کسی که کنار علیمرادی نشسته بود، خندید?
– اشکال نداره، حداقلش اینه که قدرت و تواناییت رو می سنجی. اگر اشکالی داشته باشی متوجه می شی و می تونی از نقاط قوتت تفکیک شون کنی.
حرفش خیلی عاقلانه بود. هر چند حس یه طبل تو خالی رو داشتم که قرار بود صداش توی فضا بپیچه
برگه ها رو برداشتم و شروع کردم. تمام مواردی رو که از اون افراد به دست آورده بودم، از شخصیت تا هر چیز دیگه ای که به نظرم می رسید.
زیر چشمی بهشون نگاه می کردم تا هر وقت حس کردم، دیگه واقعا جا داره هیچی نگم، همون جا ساکت بشم. اما اونها خیلی دقیق گوش می کردن.
تا اینکه به نفر چهارم رسید.
تمام خصوصیات رو یکی پس از دیگری شمردم، ولی نظرم برای پذیرشش منفی بود. تا این جمله از دهنم خارج شد، آقای افخم، همون کسی که سنم رو پرسیده بود، با حالت جدی ای بهم نگاه کرد.
– شما برای این شخص، خصوصیات و نقاط مثبت زیادی رو مطرح کردید. به درست یا غلط تشخیص تون کاری ندارم، ولی چرا علی رغم تمام این خصوصیات، پیشنهاد رد کردنش رو می دید؟
نگاهش به شدت، محکم و بی پروا بود. نگاهی که حتی یک لحظه هم، اون رو از روی من برنمی داشت.
#ادامه_دارد...
🥀 @morvaridkhaky
✨ بسم الله الرحمن الرحیم ✨
📚 #رمان
#نسل_سوخته 🔥
#قسمت_صدو_پنجاه_وششم:سنجش یا چالش
آقای علیمرادی خودش رو جلو کشید، طوری که دید من و آقای افخم روی هم کمتر شد.
– چقدر سخت می گیری به این جوون، تا اینجا که تشخیصش قابل تامل بوده.
افخم با همون حالت، نگاهش رو از من گرفت و چرخید سمت علیمرادی
– تصمیم گرفتن در مورد رد یا پذیرش افراد، کار راحتی نیست که خیلی راحت، افراد بی تجربه واردش بشن. قصد اهانت به ایشون یا شخص معرف و پذیرنده رو ندارم، اما می خوام بدونم چی تو چنته داره.
پام رو به پایه میز کنفرانس تکیه دادم و صندلی رو چرخوندم تا دیدم نسبت به آقای افخم واضح تر بشه.
– نفر چهارم شدید حالت عصبی داره، سعی می کنه خودش رو کنترل کنه و این حالت رو پشت خنده هاش و ظاهر شوخ طبعش مخفی می کنه. علی رغم اینکه قدرت برقراری ارتباطش خوبه، اما شخصیه که به راحتی کنترلش رو از دست میده.
شما گفتید توی پذیرش به افرادی با دقت نظر بالا نیاز دارید. افرادی که کنترل درونی و موقعیتی داشته باشن. افراد عصبی، نه تنها نمی تونن همیشه با دقت بالا کار کنن و در مواقع فشار و بحران هم دچار مشکل میشن، بلکه رفتار آشفته شون، روی شرایط و رفتار بقیه هم تاثیر می گذاره و افراد زیر دست شون رو هم عصبی می کنن.
لبخند عمیقی چهره علیمرادی رو پر کرد و سرش چرخید سمت افخم.
آقای افخم چند لحظه صبر کرد، حالت نگاهش عوض شد.
– از کجا فهمیدی عصبی بودنش موقعیتی نیست؟ طبیعتا برای #مصاحبه اومده و یکی از مصاحبه گرها هم از خودش کوچک تره. فکر نمی کنی قرار گرفتن در چنین حالتی هر کسی رو عصبی می کنه؟ و واکنش خندیدن توی این حالت می تونه طبیعی باشه؟
نمی دونستم، سوالش حقیقیه؟ قصد سنجیدن من رو داره یا فقط می خواد من رو به چالش بکشه؟
حالتش تهاجمی بود و فشار زیادی رو روم وارد می کرد. از طرفی چهره اش طوری بود که نمی شد فهمید واقعا به چی داره فکر می کنه.
توی اون لحظات کوتاه، مغزم داشت شرایط رو بالا و پایین می کرد و به جواب های مختلف، متناسب با دریافت های مختلفی که داشتم فکر می کرد، که یکی از اون افراد، سکوت کوتاه بین ما رو شکست.
– حق با این جوانه. من، نفر چهارم رو از قبل می شناسم، باهاش برخورد داشتم. ایشون نه تنها عصبیه، که از گفتن هیچ حرف زشتی در قالب کلمات شیک، هیچ ابایی نداره. ولی چیزی که برام جالبه یه چیز دیگه است.
چرخید سمت من:
– چطور تونستی اینقدر دقیق همه چیز رو در موردش بفهمی؟
نمی دونستم چی بگم.شاید مطالعه زیاد داشتم،
اما علم من، از خودم نبود. به چهره آدم ها که نگاه می کردم، انگار، چیزی برای مخفی کردن نداشتند.
چند دقیقه بعد، سری بعدی مصاحبه ها شروع شد.
#ادامه_دارد...
🥀 @morvaridkhaky
○•🌹
💚سلام امام زمانم💚
هر صبح،
به شوق عهد دوباره با شما
چشمم را باز میکنم🌿
#عهدمیکنمباشما،
هر روز که میگذرد،
عاشقانه تر از قبل
چشم به راهتان باشم...🧡
✨السَّلاَمُ عليكَ يا وَعْدَ اللهِ الَّذِى ضَمِنَهُ✨
الّلهُمَّعَجِّلْلِوَلِیِّکَالْفَرَج
🥀 @morvaridkhaky
اگر او یک نفر بود؛
با رفتنش...
یک مملکت بهم نمیریخت؛ 😔
او یک راه بود...
یک نماد بود...
او یک دنیا از دنیا دور بود؛
و چه زیبا فرمود عزیزِ ما؛
"حاج قاسم یک مکتب بود"
#سرداردلها 💔🕊
7.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#استوری
🌤 جان جهان کجاستی ؟
#توئیت
✍️ خاک بر سر دنیاست ... و ما هنوز نمیفهمیم اینهمه درد از کجاست؟
#جان_جهان_کجاستی ؟
#Afghanistan
#ایران_غم_شریک_افغانستان
🥀 @morvaridkhaky
#حرف_حساب
✳️ ادبِ در محضر قرآن بودن
🔻 ازجمله سفارشات مؤکد #علامه_حسنزاده این بود که اهتمام داشته باشید حتما زمانی که #قرآن میخوانید، #رو_به_قبله و گاهی #ایستاده آن را تلاوت کنید و اگر نشسته میخوانید، تکیه ندهید و چهارزانو ننشینید تا احساس #حضور و #ادب در محضر #قرآن_کریم برای شما حاصل شود. البته این در صورتی است که ایستاده خواندن موجب جلب توجه دیگران نشود. مثلاً جایی که انسان تنهاست یا زیارتگاهی است که مردم ایستادهاند و زیارت میخوانند، شما میتوانید این ادب را رعایت کنید.
👤 #استاد_محمدرضا_عابدینی
📚 #رفیق_روزهای_بندگی
📖 ص ۳۹
🥀 @morvaridkhaky
🌹 #سلامامامزمانم
سلام بر تو
ای مولایی که دستگیر درماندگانی.
بشتاب ای پناه عالم
که زمین و زمان درمانده شده!
🌼 السَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا العَلَمُ المَنصوبُ
🌼 ...وَ الغَوثُ وَ الرَّحمَةُ الواسِعَةُ و
🌼 سلام بر تو اي پرچم برافراشته
🌼 سلام بر تو ای فريادرس
🌼 و ای رحمت گسترده
🌹 اللهم عجل لولیک الفرج
🥀 @morvaridkhaky