eitaa logo
مروارید های خاکی
455 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
2.8هزار ویدیو
3 فایل
امت حزب الله پیرو ولایت فقیه باشید، تا برای همیشه فاتح و رستگار شوید. ولایت فقیه هست که راه کمال را به ما نشان می‌دهد. 🥀 #شهید_اسکندر_بهزادی ارتباط با ما ← کانال دوم با موضوعی بسیار متفاوت ← @Safir_Roshangari @ye_loghmeh
مشاهده در ایتا
دانلود
8.02M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این خاطره از زبان یکی از سربازان شنیدنی است ... خاطره‌ی ساعتی که نزدیک بود نماز صبح حاج قاسم قضا بشه ولی... 🥀 @morvaridkhaky
✳️ روز جایزه‌ها... 🔻 شب و روز عید فطر به‌عنوان «لیلة الجَوائِز» یا «یومُ الجَوائِز» است. روز عید است و من مانده در این تدبیرم كه دهم حاصل سی روزه و ساغر گیرم كسانی كه روز‌ه‌ی این ماه را گرفتند و توفیق انجام وظیفه داشتند، بر می‌گردند، جایزه‌ی خود را از خدای سبحان دریافت می‌كنند. از طرفی آغاز سال برای سالكان صالح، است. كسی كه اهل است، ذخیره‌ی یك ساله را از ماه مبارك رمضان فراهم می‌كند. هم مشكل ماه مبارك رمضان را تأمین می‌كند، هم مشكل یازده ماه دیگر را! بنابراین باید جایزه‌ای كه در شب و روز عید فطر می‌گیریم، آن‌قدر قوی و زیاد باشد كه بتواند مشكل یازده ماه دیگر ما را هم حل كند. 👤 📝 🥀 @morvaridkhaky
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بایــــد ڪمے ڪنم با حــال زارم😭 مــن از هــرآنچــه غــیر تــو، دلشــوره دارم😢 بــاید ڪمے در آوار گــردم تــا تــو بــسازے هــرچــه را در سیــنه دارم😔 🥀 @morvaridkhaky
🌷شهید حمیدرضا دادخواه 🍃 قسمتی از وصیتنامه: پیام من به دوستانی است که مشتاقانه و از روی رضا پای به پایگاههای بسیج مستضعفان این عبادتگاه عشق و ایثار و شهادت و پایداری میگذارند این است که هیچگاه سنگر را خالی نگذارید و همیشه پر توان و مقاوم با گامهای بلند و استوار پرچم ال اله اال اهلل را مردانه بر دوش بکشید تا انشاء اهلل با نثار جان خویش به بارگاه قدس باری تعالی به جهانیان و به منافقان این کوردالن فرومایه و مزدوران وطن فروش به استکبار جهانی بفهمانید که حق پیروز است . و روزی سپاه محمّد تمام بتها را فرو می ریزد و پرچم ال اله االاهلل و محمّد رسول اهلل را به بلندترین قلّه پیروزی خواهد کوبید به امید آن روز و از دوستانی که همدیگر را کامال می شناسیم تقاضا دارم که بیهوده اوقات خود را صرف عالیق و وابستگی های دنیا نکنند زیرا دنیا تا کنون برای هیچ کس وفادار نبوده و دنیا محل گذر می باشد و حقیر به این نتیجه رسیدم که خدا را فقط در سنگر می توان یافت. در پایان که شاید پایان زندگی من باشد از خداوند بزرگ می خواهم که گناهان ما را ببخشد و ما را در ردیف شهیدان و علمای خویش قرار دهد. 🥀 @morvaridkhaky
10.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 شهید مدافع‌ حرم اهل سنتی که موجب اشک ریختن رهبر انقلاب شد 🥀 @morvaridkhaky
مروارید های خاکی
✨ بسم الله الرحمن الرحیم ✨ 📚 #رمان #نسل_سوخته 🔥 #قسمت_صدو_پنجاه_وششم:سنجش یا چالش آقای علیمرادی خ
✨ بسم الله الرحمن الرحیم ✨ 📚 🔥 :چند مرده حلاجی حدود ساعت ۸ شب، بررسی افراد مصاحبه شده تمام شد. دو روز دیگه هم به همین منوال بود. اصلا فکر نمی کردم بین اون افراد، جایی برای من باشه، علی الخصوص که آقای افخم اونطور با من برخورد کرده بود. هر چند علی رغم رفتارش با من، دقت نظر و علمش، به شدت من رو تحت تاثیر قرار داد. شیوه سوال کردن هاش، و برخورد آرام و دقیق با مصاحبه شونده ها… از جمع خداحافظی کردم، برگردم که آقای افخم، من رو کشید کنار: – امیدوارم از من ناراحت نشده باشی. قضاوت در مورد آدم ها اصلا کار ساده ای نیست و با سنی که داری، نمی دونستم به خاطر توانایی اینجا بودی یا … بقیه حرفش رو خورد. – به هر حال می بخشی اگر خیلی تند برخورد کردم، باید می فهمیدم چند مرده حلاجی. خندیدم? – حالا قبول شدم یا رد؟ با خنده زد روی شونه ام – فردا ببینمت ان شاء الله از افخم دور شدم در حالی که خدا رو شکر می کردم. خدا رو شکر می کردم که توی اون شرایط، در موردش قضاوت نکرده بودم. آدم محترمی که وقتی پای حق و ناحق وسط می اومد، دوست و رفیق و احدی رو نمی شناخت. محکم می ایستاد. روز آخر، اون دو نفر دیگه رفتن. من مونده بودم و آقای علیمرادی، توی مجتمع خودشون. بهم داد، پیشنهادش خیلی عالی بود. – هر چند هنوز مدرک نگرفتی ولی باهات لیسانس رو حساب می کنیم. حیفه نیرویی مثل تو روی زمین بی کار بمونه. یه نگاه به چهره افخم کردم، آرام بود اما مشخص بود چیزهایی توی سرش می گذره، که حتما باید بفهمم. نگاهم برگشت روی علیمرادی با احترام و لبخند گفتم: – همین الان جواب بدم یا فرصت فکر کردن هم دارم؟ به افخم نگاهی کرد و خندید: – اگه در جا و بدون فکر قبول می کردی که تشخیص من جای شک داشت. از اونجا که خارج می شدیم، آقای افخم اومد سمتم. – برسونمت مهران – نه متشکرم، مزاحم شما نمیشم. هوا که خوبه، پا هم تا جوانه باید ازش استفاده کرد. خندید? – سوار شو کارت دارم. حدسم درست بود. اون لحظات، به چیزی فکر می کرد که حسم می گفت: – حتما باید ازش خبر دار بشی. سوار شدم، چند دقیقه بعد، موضوع پیشنهاد آقای علیمرادی رو کشید وسط – نظرت در مورد پیشنهاد مرتضی چیه؟ قبول می کنی؟ – هنوز نظری ندارم، باید روش فکر کنم و جوانب رو بسنجم. نظر شما چیه؟ باید قبول کنم؟ یا نه؟ ... 🥀 @morvaridkhaky
✨ بسم الله الرحمن الرحیم ✨ 📚 🔥 :خارج از گود حس کردم دقیق زدم وسط خال. می خواستم مطمئن بشم در همون جهت، بحث ادامه پیدا می کنه. – در عین اینکه پیشنهاد خوبیه، فکر می کنم برای من که خیلی بی تجربه ام ورود تو این زمینه کار درستی نباشه. ماشین رو کشید کنار و خاموش کرد. – من بیست ساله مرتضی رو می شناسم. فوق العاده قبولش دارم. نه همین طوری کاری می کنه نه همین طوری تصمیم می گیره. نقاط ضعف و قوت افراد رو می سنجه و اگر طرف، پتانسیل داشته باشه دستش رو می گیره. اینکه بهت چنین پیشنهادی داده، شک نکن که مطمئنه از پسش برمیای. سکوت کرد. – به نظر حرف تون اما داره. چند لحظه بهم نگاه کرد: – ولی تو به درد اونجا نمی خوری، نه اینکه پتانسیل و استعدادش رو نداشته باشی. اتفاقا اگر بخوای کار کنی جای خیلی خوبیه، ولی استعدادت مهار میشه. تو روحیه تاثیرگزاری جمعی داری. می تونی توی محیط و اطرافت تغییر ایجاد کنی و اون رو مدیریت کنی. بودن کنار مرتضی بهت جسارت و قدرت عمل میده، مخصوصا که پدرانه حواسش به همه هست. اما بازم میگم اونجا جای تو نیست. خیلی آروم به تک تک جملات و حرف هاش گوش می کردم. – قاعدتا انتخاب همیشه بین دو گزینه است. فکر می کنید کجا جای منه؟ – فقط با بچه مذهبی ها می پری؟ یا سابقه فعالیت با همه قشری رو داری؟ ناخودآگاه خنده ام گرفت. – رزومه ای بهش نگاه کنید؛ نه، سابقه فعالیت با همه قشر رو ندارم. مثل همین جا که عملا این اولین سابقه رسمی مصاحبه من بود. اما نبوده که فقط با بچه مذهبی و هیئتی هم صحبت باشم، نون گندم هم خوردیم. بلند خندید – اون رو که می گفتی صفر کیلومتری، این شد. این یکی رو که میگی هم نبودی. حالا مرد و مردونه، صادقانه می پرسم جواب بده. وضع مالیت چطوره؟ چند لحظه جدی بهش نگاه کردم. مغزم داشت همه چیز رو همزمان محاسبه می کرد. شرایط و موقعیت، چیزهایی رو که ممکن بود ندونم و … اونقدر که حس کردم الان می سوزه. داشتم قدم هایی بزرگ تر ظرفیتی که فکرش رو می کردم، برمی داشتم. – بستگی داره به اینکه سوال تون واسه کار فی سبیل الله باشه یا چیزی که من اهلش نباشم. ... 🥀 @morvaridkhaky
💚سلام امام زمانم💚 اِلهى عَظُمَ الْبَلاء ... نبودنت ، همان بلایِ عظیم است ؛ که زمین را تنگ کرده! و اینک... بـــــهار و... یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَار... با تحول قلبهایمان به أَحْسَنِ الْحَال ...🍃🌸 از میله‌های غربت هزار ساله رهایت می‌کنیم! و زمین را ؛ از بلایِ هزار لایه... 🥀 روزمان را با تو ؛ نو می‌کنیم ...❤️ ❀ 🥀 @morvaridkhaky
گردشِ خون در رگ‌هایِ زندگی شیرین است اما ریختن آن در پایِ محبوب شیرین‌تر است و نگو شیرین‌تر بگو بسیار بسیار شیرین‌تر..❤ 🌿🕊 🥀 @morvaridkhaky