eitaa logo
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
323 دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
375 ویدیو
20 فایل
به نام خدای آفریننده رنگ سبز 🌱 حاوی روزمرگی های منِ خودم اگه فرصت کنم😅 دخیلک یاام البنین¹⁸⁴ مُتوَلـد‌ِ بیستُ شِشُمین روز‌ اَز هشتُمین‌ مآهِ‌ هِزآرُ چهارصدُ‌ یک عاشق نبردبا اسرائیل کارشناس الهیات
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید با خودت بگی چرا من باید عکس گوسفند بزارم چونکه من هر چیزی که درذهنم خطور میکنه رو شما هم ببینید خوبه😅🙌 @moosaaver
امروز انتقام خانوم هَلو رو گرفتم و پوست همه پیاز های بی ادب رو کندم🧅😅 @moosaaver
ولی من خیلی دوست دارم از پارت به پارت یه روضه خونگی براتون بزارم.
ما تا ابد محتاج روضه های خونگی اربابیم♥ @mosaaver
خب برق هم به مدت دوساعت از ساعت7الی9شب قطع شد علی برکت الله 😅🙌
چنین بندوبساط قشنگی برای سخنران مراسم فقط کار یک مادرخانم نمونه است😅👌 @mosaaver
به وقت حاج قاسم 🥀 ۱:۲٠
هیچوقت فکر نمیکردم یه روز توی سرچ گوگلم دنبال یکی از آهنگ های شادمهرعقیلی باشم...!:)/🖇 پ.ن: آهنگ گل یاس که در مورد حضرت زهرا خوندن خیلی قشنگه پیشنهاد میکنم گوش بدید @mosaaver
ps باشـــه...! @mosaaver
از الان منتظرم فردا بشه برم پیش شهید نژادملایری؛)/!
یه روایت متفاوت نوشتم براتون شاید برای بعضی ها مرور خاطره بشه شاید هم شیرین باشه شاید هم دوست نداشتی اما خب این روزها خاطرات دفترچه ام که در مورد روضه خونگی باباحاجیم ایناست رو برای شما نوشتم اون هم به زبان رسمی😅🖐 @mosaaver
1./ این روزها که درگیر روضه‌ی اباعبدالله(ع) هستیم، ذهنم را روی تک‌تک لحظه‌های روضه قفل می‌کنم. اولین جایی که ذهنم در آن متوقف می‌شود، همان لحظه‌ای است که با تماس مامانجون متوجه می‌شویم شب جمعه‌ی هفته‌ی بعد قرار است روضه‌ی خانگی برگزار کنیم؛ و این یعنی همه‌ی ما باید دست‌به‌دست هم بدهیم تا بساط روضه را فراهم کنیم. دایی ها برای خریدهای اصلی آبگوشت امام حسینی راهی بازار می‌شوند. مامانجونم همیشه می‌گوید: «ماشاءالله دایی‌هایت می‌دانند تُرشاله (زردآلوی خشک) و پِربه (بهِ خشک‌شده) مرغوب را از کجا باید تهیه کنند.» البته سال‌هاست مقصد اولشان برای خرید وسایل آبگوشت، خیابان امام است. آنجا دو برادر هستند؛ یکی نخود، لوبیا، ترخون و دیگر اقلام را می‌فروشد و دیگری رب گوجه، روغن، نمک و ادویه‌جات را. مامانجونم همیشه می‌گوید: «این دو برادر از جان و دل برای نذری امام حسین(ع) وسیله می‌فروشند و همیشه بهترین جنس‌هایشان سهم روضه می‌شود.» هر سال، زمانی که دور هم نشسته‌ایم و مشغول پاک کردن نخود و لوبیا هستیم و صدای چهارده نوه تمام خانه را پر کرده و حتی به گوش همسایه‌ها می‌رسد، کافی است مامان‌جون یا باباحاجی بخواهند صحبت کنند؛ هنوز خودمان ساکت نشده‌ایم که با صدای بلند دایی کوچک‌تر، همه میخکوب می‌شویم و سکوت برقرار می‌شود. آنجاست که دعای عاقبت‌به‌خیری مامانجون برای آن دو برادرِ خیابان امام آن‌قدر شیرین است که همه‌ی ما بعد از پایان صحبت‌هایش صلوات می‌فرستیم تا خداوند پدر و مادرشان را بیامرزد. @mosaaver