eitaa logo
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
323 دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
375 ویدیو
20 فایل
به نام خدای آفریننده رنگ سبز 🌱 حاوی روزمرگی های منِ خودم اگه فرصت کنم😅 دخیلک یاام البنین¹⁸⁴ مُتوَلـد‌ِ بیستُ شِشُمین روز‌ اَز هشتُمین‌ مآهِ‌ هِزآرُ چهارصدُ‌ یک عاشق نبردبا اسرائیل کارشناس الهیات
مشاهده در ایتا
دانلود
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
🔔اطلاعیه 🔰جشن تولد پاسدار شهید علی نژاد ملایری 🔸 زمان: شنبه ۱۷ مرداد، ساعت ۱۷:۳۰ الی ۱۹:۰۰ 🔸مکان
علی آقا نمیدونم چه سریه اما امروز چندها نفر بهم یادآوری کردن تولدته تولدت مبارک برادرشهید 💚
اگه کرمانید تولد پاسدار شهید ما رو فراموش نکنید
من!؟ نه بخدا من جاسوس نیستم🥺🥲 @mosaaver
سلام از تولد علی آقا نژاد ملایری @mosaaver
خوش عکس🩵🥹 @mosaaver
ادعا نمیکنم ولی هر کسی تو روز ۱۷ مرداد به دنیا نمیاد مثلا همین من بالاخره پارتی داشتم پیش خدا که همچین روزی به دنیا اومدم😂🖐 @mosaaver
ولی تا باشه از این سوپرایزا:) @mosaaver
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
اما من آدم هایی که توی این شرایط برای تولدم و خوشحال کردن من تلاش کردن رو هیچوقت یادم نمیرهههه:)/! 🫂🫀 @mosaaver
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
سرمزار حاج مهدی نشسته بودم با این تفاوت که این بار باهاش هیچ حرفی نزدم فقط نشستم و نگاهش کردم چند دقیقه ای که گذشت یه خانم وسط گلزار سرگردون بود انگار دنبال یه چیزی میگشت من همینجوری داشتم بهش نگاه میکردم رسید روبروی من با صدای بلندی پرسید میگم حاج مهدی کازرونی کجایه!؟ من لبخندی زدم گفتم کازرونی!؟ اینجاست اومد با صدای بلند قربون صدقه حاجی رفت مثل پروانه دور حاجی میگشت منم مثل این هنگی ها با حاج مهدی چشم تو چشم شده بودم و داشتم بهش میگفتم خوب زرنگی هر وقت من میام اینجا یه چیزی پیش میاری به رفاقت باهات افتخار کنم الحق که بچه زرنگی هستی خانومه انقدر از دیدن حاج مهدی خوشحال بود که نگم من دنبال یه سوال بودم اونم اینکه چرا اینقدر عاشق حاجی شده همینجوری که داشت با اسپری گلاب می پاشید اومد کنار من نشست چند دقیقه ای کامل تو صورت من زل زد خحالت کشیدم نگاهم انداختم پایین که یهو گفت بچه کرمونی!؟ گفتم بله گفت خوشبحالت همش میایی پیش حاجی گفتم میشه بهم بگید چرا انقدر دوستش داری!؟ (راستش از عشق زیادش به حاج مهدی غیرتی شده بودم🥲) گفت من مال زرندم همسایمون یه بار گفت یه شهیدی هست تو گلزار شهدا کرمون به شهید در گوشی معروفه در گوشش هر چی بگی برآورده میکنه برا همین دوسه باری اومدم پیشش و این بار هم تا خانوما زرند تصمیم گرفتن بیان گلزار سفره ام البنین بندازن سریع اومدم کرمون و خودم رسوندم اینجا گفت اولین باری نیست اومدم هر وقت میام اینجا برا خودم که دعا میکنم برای اونایی که سر مزار حاجی کازرونی هم هستن دعا میکنم اون دفعه ای اومدم یه مادرو دختری بودن مادره سرطان داشت دعاش کردم این دفعه هم فک کنم تو رو باید دعا کنم منم مثل این ذوقی ها گفتم اره اره ایشون جواب ما رو نمیدن اما شاید به حرف شما گوش دادن "اینجا دقیقا مثل اینایی که از روی لجبازی یه کاری میکنن شده بودم نگاهم به حاج مهدی بود و تو ذهنم گفتم اگه حاجتم ندی همش دیگه میگم حاجت نمیدی" یهو گفت بیا از من عکسی بگیر گوشی سامسونگ قدیمی اش رو از کیفش درآورد گوشیش خاموش بود میگفت یا اباالفضل روشن بشه یا امام حسین روشن بشه گوشیش روشن نشد گفتم من با گوشیم میگیرم برای هر کسی که خواستید میفرستم شمارش رو بهم بدید اول خواست شماره پسرش بده گفت نه پسرم نه شماره عروسم بنویس شماره عروسش رو یادش رفت شماره آقاش رو داد منم عکسم گرفتم دست برد توی کیف گوشیش آورد بیرون دید گوشیش روشن شده انقدر خوشحال شد که نگم یهو به من گفت دیگه نگی حاجت نمیده🤨 بیا از من عکسی بگیر من ازش عکس گرفتم و گوشی خاموش شد گفت دیدی تا قسمت چی باشه دخترم تا خدا چی بخواد نمیشه به زور یه چیزی بخواهی که...! خلاصه که حاج مهدی در همه لول ها رو ما رو شرمنده میکنه، دلم نیومد این روایت رو براتون نگم چون یاد گرفتم حاج مهدی شهید در گوشی گفتنم هست؛)! @mosaaver