شیفت خادمیم بود داشتم گلدان های حرم رو تمیز میکردم رفتم سراغ گلدان های بالای ایوون طلا داشتم باخودم دعا میکردم و نجوا وگریه که ناگهان یکی از گلدان ها افتاد و خورد تو سر یکی از افرادی که تو صف ایستاده بودن تا برسن به حرم امام رضا(ع) صدای جیغ داد یکی از زن ها رفت بالا رفتم سریع پایین دیدم ای داد و بیداد گلدان خورده تو سر یکی از خانم ها که دختر همون فردی بود که داد و بیداد میکرد باخودم گفتم یا امام رضا خودت کمکم کن
اون مادر با دخترش رفتن سمت بیمارستان امام رضا چند ساعت بعد مادر همون دختر اومد ترسیدم گفتم الان دنبال بازخواست کردن منه با ترس و خجالت رفتم جلوش دیدم که
شروع کرد از من تشکر کردن گفتم چی شده خانم گفت که آقا من دخترم لال بود از شهرستان اومده بودم پیش امام رضا که دخترم رو شفا بده وقتی که گلدان خورد تو سر دخترم، دخترم صدام زد و گفت آخ مادر
همونجا فهمیدم که امام رضا دخترم رو شفا داده
و من همانجا فروریختم و گفتم دمت گرم امام رضای گرفتارها و درماندگان💔😭
_داستان از زبان یکی از خادمان حرم امام رضا میباشد....
پ.ن=امیدوارم تحریف نکرده باشم داستان رو🥲
بازم من وشکلات های سبزولادتی💚
اون شکلات وسطی افتاده بود وسط مجلس یواش پاشدم رفتم برش داشتم دیدم همه دارن بهم نگاه میکنن رو کردم به مامانم گفتم مامان با لباسم ست بود خب سبز خیلی دوست دارم مامانم یه نگاه ریز بهم انداخت گفت میدونم خودم بزرگت کردم ولی فکر نکردی جلو بقیه زشته به خاطر یه شکلاتی اینهمه راه رفتی🥴
از همون موقع به بعد هر کی شکلات پرت میکرد دور و اطرافیان میگفتن بیا شکلات سبز تازه یکی برگشت به کناریش گفت اون شکلاتی که از جلسه خونه فلانی آورديم رو هم بده به این دختر خانم 😅
دیگه از خجالت آب شدم گفتم من فقط شکلات رنگ سبز دوست دارم🤥
خلاصه که یه جاهایی باید از علایقی که داری دست بکشی و چیزی نگی🤓
پ.ن=چرا کودک درون من غیرفعال نمیشه خدایادیگه بسه تازه دارم به روزهای بیست سالگی هم نزدیک میشم دیگه فک میکنم یکم زشته 🥲
#هیئت_محبوب_من
#سبز_طوری
@Noraphoto80
میدونید چیه؟!
من به دوری از امام رضا عادت دارم
شما چکار میکنید با دلتنگی 💔🥺
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کربلا چشمم به حرم افتاد گفتم امام رضا خونه ات آباد 🍃❤️
#امام_رضا_خیلی_دوست_دارم
اخرین روز کلاس های من هم با شهدای گمنام به پایان رسید
اومدم بگم شاید یه روزی این زندگی رو ترک کردم و رفتم یه جایی که فقط خدا باشه و من و تنهایی....
ختم هایی که برای زینب جان میزارم رو میخونین ؟؟؟؟؟
تا چهلم بزارم یا نه؟!
اگه میشه جواب بدید من ببینم نظرسنجی چجوری پیش میره🍃🙂
https://harfeto.timefriend.net/16686760354016
چکاره ای این روزا......
+غمگینم از غصه امتحانات و دردهایی که یه جوان میتونه داشته باشه✌️😷
_چه دشمنی باخودت و جونت داری؟
+از دست خودم خسته شدم
_برای چندمین بار؟
+شاید بشه گفت بار هزارم
_چرا اینکار رو میکنی؟
+حس میکنم خیلی وقته گریه نکردم
_تو که همش گریه میکنی!
+اره ولی این بار فرق میکنه دلم شکسته و دل شکستم
_خب این که نگرانی نداره براش دو رکعت نماز بخون و بگو اون حواسش نبود خدایا تو ببخشش
+دلی که شکستم رو چجوری جبران کنم
_برای دلش و بخشیدنت ذکریونسیه بخون
+جواب میده 🤔
_اره صددرصد دختر مهربون من🥺
+مامان میشه دعام کنی
_نه خیلی دختر خوبی هستی😅
+مامان......
_خل خب عاقبت بخیر شی دختر
مکالمه ادبی و کتابی من و مامانم میون حال بدی هایم
البته مامانم امروز واسه من کلی یزدی حرف زد فکر نمیکردم انقدر یزدی حرف زدنش خوب باشه این اینترنتا همه چی یاد ماها میدن البته که مامانم اَ یکی از اشناهامون یاد گرفته منم اربعین از یکی از کسانی که همراهمون از مرز تا نجف بود یاد گرفتم😎✋
پ.ن=خدایا نشونه ای برای این روزهایم نمیفرستی💔🍃
#نوشته_هام
#حال_و_روزم
#منِ_خودم
@Noraphoto80