eitaa logo
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
324 دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
368 ویدیو
20 فایل
به نام خدای آفریننده رنگ سبز 🌱 حاوی روزمرگی های منِ خودم اگه فرصت کنم😅 دخیلک یاام البنین¹⁸⁴ مُتوَلـد‌ِ بیستُ شِشُمین روز‌ اَز هشتُمین‌ مآهِ‌ هِزآرُ چهارصدُ‌ یک عاشق نبردبا اسرائیل کارشناس الهیات
مشاهده در ایتا
دانلود
من جوانم گناه کردم خطا کردم ببخش مادر کم آوردم یا_اُماه💔🥀 صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا🖤
نفسم رفت 😢 به قول آقای دارابی ایتا را خدا آزاد کرد😂
هر شب جمعه مادری دست به پهلو کنار پسرش،امشب پسری بی سر کنار قبر بی نشان مادر است💔🥀
برای خودم انار‌ دان کردم و کتاب خواندم کتابی از جنس بهشت و بانوی بهشتی☺️ @noraphoto80
یکی‌ از‌ اساتید گفتن : +این‌ شهید‌ بزرگوار‌ پایه‌‌ اول‌ و‌ دوم‌ حوزه‌ رو شاگردم‌ بودن ؛ بهشون‌ گفتم‌‌ آقا‌ آرمان‌ به‌ نظرم‌ اسمت‌ رو‌ عوض‌ کن! دو روز‌ دیگه‌ که‌ میخوان‌ صدات‌ بزنن‌ یا‌ اسمت‌‌ رو به عنوان‌ سخنران‌ بگن.. زیاد‌ جالب‌ نیست‌ که‌ بگن‌ حجت‌ السلام‌ آرمان‌ علی‌ وردی..!' شهید‌ بزرگوار‌ میگن : - حاج‌ آقا‌ اون‌ روز‌ نیستم‌! هیچ‌ وقت‌ اون‌ روز‌ نمیاد ؛ اگر‌بودم... چشم! ‌گویا‌ می دانست‌ روزی‌ نامش‌ می شود‌ رمز‌ جوانان‌ سرزمینش‌ ، برای‌ دفاع‌ از‌ آرمان‌ هایشان :) بچها همه این عکس های داداش آرمان نشون میده که اهل مطالعه بوده پس بیشتر اهمیت بدیم به کتاب و کتابخوانی @noraphoto80
بسی زیبا🥀💔
- چه شده ؟ چرا انقدر بیتابی ؟ + خالد ، تو حارث را میشناسی ؟ - کدام حارث ؟ + حارث بن سجیه - حارث بن سجیه .. نمیشناسم ، کیست ؟ +‌ حارث ، همانیست که بساطِ شرابش هرشب بپا بود . همانیست که بر صورتِ علی در جنگ آب دهان انداخت. حارث همانیست که به شانه ی علی ضربه ای وارد کرد که تا همیشه زخمش باقی ماند خالد !‌ او همانیست که سی سال پیش برای سوزاندنِ دربِ خانه ی علی هیزم آورد و در میان ناله ی فاطمه قهقه میزد - نمیفهمم ، از این دست دشمنانِ علی کم نیستند ! چه چیز تو را چنین بیتاب کرده ربیع ؟ +‌ تو هیچ میدانستی علی در مقابلِ این همه نیشی که حارث به او زد چه کرد ؟ -‌ چه کرد ؟! + خودم با چشم های خودم دیدم خالد ! تا همین چند روز پیش که آخرین روزهای عمرش بود .. هرگاه حارث را میدید ،‌ به رویش لبخند می زد و میگفت سلام حارث ! حارث نیز با خشونت به او می نگریست و میگفت تو اسمِ مرا از کجا میدانی ؟ -‌ و علی چه می گفت ؟ +‌ می گفت ، من نام تمام کسانی که با حُب به علی ‌بمیرند را می دانم ! -‌ حارث مگر محبِّ علی بود ؟!! حارث که اگر زورش می رسید علی را در دم میکشت ! +‌ من هم همین را می گفتم ، هرگاه میدیدم علی چنین می کند، با خود می گفتم علی هم گاهی حرف هایی میزند که آدم شاخ در میاورد ! اما .... باورت نمی شود خالد .... -‌ حرف بزن دیگر ! چه بر سر حارث آمد ؟! +‌ حارث وقتی فهمید ابنِ ملجم فرق علی را با ضربت شمشیر شکافته ، سرگردان در کوچه های کوفه به دنبالِ کسی می گشت که جانش را بگیرد ، گویی از این زندگی خسته شده بود .. اما هیچ کس قبول نکرد -‌ و بعد ؟ + رفت به خانه ی علی ، همین چند روزی که علی در بستر بود ... راهش ندادند اما علی گفت بگویید داخل بیاید ، حارث داخل رفت ... نمیدانم بین او و علی چه گذشت .. فقط دیدم وقتی حارث بیرون آمد دیگر آن حارث نبود ! سجده می کرد و توبه می کرد ، ناله می زد و اشک می ریخت .... باید میدیدی خالد ... - علی از کجا میدانست حارث با حب به او میمیرد !!! +‌ من نمیدانم خالد ! فقط میدانم علی را دیر شناختم !! - ربیع .. می گویند ابن ملجم وقتی علی داشت نماز صبح میخواند ، به فرق سرش ضربه زده ... ربیع .. مگر علی نماز هم می خواند ؟! +‌ چه می گویی خالد !!! من می گویم علی از سی ، چهل سال بعدِ حارث خبر داشت !‌ غیر از این است که با خدایش سَر و سِری دارد ؟!! کم خودت را گول بزن ! وای بر ما .. چه کردیم با علی ... !! -‌ چه کردیم با علی ؟! درست است که مقابل  دشمنانش در نیامدیم ، اما به روی او شمشیر هم نکشیدیم ! + آری .. سکوت کردیم .. و این از شمشیر کشیدن بر علی هم بدتر است ! - کاش علی را زودتر میشناختیم ... 😭💔🥀 @noraphoto80
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین @noraphoto80
دوستان تاحالا چیزی در مورد مصحف حضرت زهرا شنیدید؟
بیایین باهم در موردش کمی صحبت کنیم؟