در بن بست های جنگ توسلش به مادرمان حضرت زهرا بود همانگونه که مثل مادر در وانفسای شب دفن شد 🥀💔
#آقای_قاف
@Noraphoto80
#شما_پرسیدی👇
یه مدتی هست نمازمو نمیخونم البته فقط ظهر و مغرب روی نماز صبحام حساسم ؛ میدونم کارم درست نیست و خیلی اذیتم میکنه اما هر با اراده میکنم بعد یه مدت دوباره ول میشه کمک !
-👇
خوبه نماز صبح رو میخونید..
ولی نماز ظهر و مغرب رو نه..!
اگه بگم از گناهِ ، که سست شدین
که میبینم نماز صبح رو میخونید..
پس بخاطر بیخیالی نسبت به این
دونمازه ،صبر ندارید..
صبرتون رو زیاد کنید و مدام به مرگ
فکر کنید..به این فکر کنید كِ روزی پنج
بار حضرت عزرائیل در وقت نماز به
خونه ما میاد و نگاهمون میکنه اون لحظه
که ثبت بشه ما نماز فلان موقع رو نخوندیم
و عمر کم بشه و فرصت ها کمتر!؟
صبر و فکر کردن به مرگ رو همه نیاز داریم..
مادر
ڪه نباشد..😭
نظم خانه بهم مے ریزد؛😔
نگاه ڪن،
علے نجف
حسن بقیع
حسین ڪربلا
زینب دمشق
و مهدے را نمیدانم ڪجا بیابم؟
آخ مادر💔🥀
#در_وانفسای_دلگیری_های_شبانه
با جیغ بلند خواهر کوچیکه از خواب پریدم 🙃
+پاشوووووو برف اومده❄️
_راست میگی 😳
+آره پاشوووووووووو🤩
_خوابم میاد😴
+بلند شو فک کنم مدرسه ها تعطیل باشه 🤗
+دائم جیغ میزد و خوشحالی میکرد
_ آروم باش 🤫
آنقدر دم گوشم خوند که با سختی بلند شدم لباس گرم هامو پوشیدم 🧣همراهش رفتم حیاط البته سلاحمم همراه بردم📱 شروع کردم به عکس گرفتن و شکر گذاری کردن خدا 🤲رو که بر گردوندم با علامت دست مامان روبرو شدم داشت علامت میداد بیاین داخل 🤨از ترس دویدیم سمت خانه،نگرانی را در چشم مامان میشد دید☺️ همش میگفت شما نمیگید گرده،پهلوهاتون یخ کنه مریض بشن 🙁ما هم که پروتر از این حرفا گفتیم باشه لباس گرم میپوشیم🧤 دوباره میریم یهو گفت الان مدرسه و دانشگاه تعطیل میشه تا صبح برید برف بازی کنین☃ اینقدر منو جوش ندین چشم ریزی گفتیم و نشستیم پشت پنجره و شروع به خیال بافی کردن که دوساعت دیگه میریم بیرون بعد میآییم داخل یه چایی میخوریم☕️ اما ای دل غافل که شبکه کرمون همه چی نشون میداد به غیر از اخبار تعطیلی مدارس و دانشگاه مجبور بودیم به جای خیال بافی ساعات آینده بریم آماده شیم☹️ که بریم سمت درس خوندن تو خونه ما درس اولویت داشت فلذا باید سمت 📒دانشگاه و مدرسه رهسپار میشدیم با ناراحتی فراوان از هم جدا شدیم😔او سمت مدرسه و من هم سمت دانشگاه🙂
#نو♡را
#نورا_نویس
@noraphoto80