eitaa logo
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
323 دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
367 ویدیو
20 فایل
به نام خدای آفریننده رنگ سبز 🌱 حاوی روزمرگی های منِ خودم اگه فرصت کنم😅 دخیلک یاام البنین¹⁸⁴ مُتوَلـد‌ِ بیستُ شِشُمین روز‌ اَز هشتُمین‌ مآهِ‌ هِزآرُ چهارصدُ‌ یک عاشق نبردبا اسرائیل کارشناس الهیات
مشاهده در ایتا
دانلود
خب دیگه شبتون بخیر نگاه اخم بار این کودک همه چیز را ایفا کرد 🥲 بچه برو شعارت بده تو رو چه به عکاسی 😂 @Norabano80
52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
كُلُّ نَفسٖ ذَآئِقَةُ ٱلمَوتِۖ ثُمَّ إِلَينا تُرجَعُونَ هر كسى مرگ را مى چشد، سپس به سوى ما بازگردانده مى شود _سوره عنکبوت آیه‌ ۵۷ تولد قمری اش ، تولدی زینبی و زینب گونه ای بود که از کودکی با زینب ما بوده بغض هایمان فقط با دلتنگی ات سر می‌شود رفیق آسمانی من گاهی با خودمیگویم چه زود رفیق آسمانی پیدا کرده ام حتما حکمتی دارد که خدا آن را بهتر از ما می‌داند @Norabano80
_ پیشنهاد دانلود _
خدایا بابت تلاش هایم برای رسیدن به اهدافم شکرت ❤️ @Norabano80
فاصله بین به یاد موندن و نموندن تا یک سال پیش تولد تک تک اطرافیانم حتی رفقای دبیرستانم رو یادم بود اما امروز به خودم اومدم دیدم که حتی تولد مامانم رو هم یادم رفته همینقدر حافظه هامون داره ضعیف و ضعیف تر میشه بدون اینکه ما متوجه بشیم خلاصه که مامان عزیزتر از جانم تولدت مبارک هر چیزی که در وصف تو بگویم کم است تک یگانه خلقت مهربانی ترین مهربانان معلم فداکار الگوی نمونه هنرمند دوست داشتنی آشپز حرفه ای پرستار با معرفت @Norabano80
⎝🥲⎞ • ‏تهِ استعدادیابی زمان ما این بود که میگفتن اگه حفظ کردنیت خوبه برو انسانی بخون. نارنگی‌من
سلام علیکم با اینشات
این متن کاملا دلی و خاطره انگیز است اینجا بازار کرمان است نه عکس ، عکس با دوربین است نه قلم ، قلم ادبی نویسنده بازار جایی که اکثریت ازش خاطره داریم خاطره خرید قبل از عید نوروز و واپسین روزهای رسیدن به مهرماه و خریدن کیف و کفش و لباس مدرسه ای بازاری که ابتدایش از بازار مظفری و صدای میوه فروش هایی که برای مرغوبیت میوه هایشان داد میزنند شروع می‌شود و با رسیدن به بازارچه عطارها بوی گل گاوزبان و بابونه و سنجد و آجیل ، زیره و قووتو ادامه می یابد و حس حال آرامش بخشی در وجودت جوانه می‌زند بالاخره نوبت بازار سرپوش می‌شود که نشانه یک معماری قوی در دل کرمان است دوباره از خاطره هایش میگویم خاطره رفتن به مجموعه گنجعلی خان از حمام گرفته تا میراث فرهنگی و بازار مسگرها با صدای تق ، تق و صیقل دادن مس این فلز را به جان دارترینِ ظروف در می‌آورد سالهاست از زمان خرید کردن های اساسی از بازار ها می‌گذرد اما هنوز هم با دیدن بازار حس و حال خرید ها در قلبمان است آری همه چیز تغییر کرده است اما تنها چیزی که باقی مانده حجره های بازار سرپوش و گویش و لهجه کرمانی است حال بِل مثالی وَرشت بزنم : دایی کو وَردار یه پر به ای ، پر ترشاله ای ،یِخو قووتو بخور و این است محبت یه کرمونی ها دردات بشم پ.ن=حالا بزار برات مثال بزنم دایی یک کم (پر به خشک شده ، پر زردآلو ، قووتو) بردار بخور @Norabano80
یه چایی داغ میون سرمای روستا تصورش هم قشنگه ❤️ @Norabano80
‏سلامتی اون بسیجیانیکه اصلا اسمشون برده نمیشه و در عین گمنامی باید بزرگترین کار ها رو انجام بدن،همونایی که وقتی شهر نسبتا آرام است در تلاطم فتنه حضور دارن 🌹سلامتی همشون صلوات   🆔 @eittwitter _ saeed
شنبه های ام البنینی من 💚