eitaa logo
𓍯مُصَوِرُالْخِضر𓂃
321 دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
369 ویدیو
20 فایل
به نام خدای آفریننده رنگ سبز 🌱 حاوی روزمرگی های منِ خودم اگه فرصت کنم😅 دخیلک یاام البنین¹⁸⁴ مُتوَلـد‌ِ بیستُ شِشُمین روز‌ اَز هشتُمین‌ مآهِ‌ هِزآرُ چهارصدُ‌ یک عاشق نبردبا اسرائیل کارشناس الهیات
مشاهده در ایتا
دانلود
بریم برای شروع جشن 😊 فقط حیدر امیرالمؤمنین است @norabano80
ولی حضور کودکان در مجالس هیئت خیلی حس خوبیه @Norabano80
متن نامه ای از طرف امام زمان (عج) @norabano80
وقتی این شاباش ها رو تو عروسی دیدم گفتم آخ جون پول دار شدم رفت الان دیگه چند ملیونی میشن پولی که میخواییم برا عروس دوماد بدیم در میاد همچین‌ از نزدیک دیدمشون دیدم سرکاری بود 😐😂 @norabano80
یعنی اگه برا بابات کت شلوار هم بگیری لبخندی که جوراب روی لباش میاره ، کت شلوارو‌ نمیاره 😂 ولی به نظرم روی هر هدیه ای که میخری یه جفت جورابم بخر البته زیرک باش مشکی بخر آخرش خودت هم بتونی استفاده اش کنی ✌️😎 @norabano80
تراپی من تو مهمونی😂 @norabano80
ولی من میون دو ترم بدبخت ترین آدم جهانم 😂 از یه طرف کمک‌ بابا برم ماشین بشورم از طرف دیگه مامانم میخواد خونه تکونی کنه دوباره خواهرم یادش می افته عربی بلد نیست اون یکی هم توقع دانلود فیلم داره این وسطا‌ خودمم میخوام کتاب بخونم که اصلا نظر مهمی نیست 😅 @norabano80
دو زن از قافله کربلا بعد از واقعه عاشورا عمرشان از یک، یکسال و نیم فراتر نرفت حضرت رباب، که تقریبا یکسال بعد از کربلا وفات یافت... و حضرت زینب که یک‌سال و نیم بعد از کربلا از دنیا رفت... بهتراست بگوییم از غم و غصه دق کردند... @norabano80
‏شهید محمد حسین محمدخانی: آنقدر داغ عظیم است که بر دل شده حک... سر زینب به سلامت سر نوکر به درک... س س س 🆔 @eittwitter _saeed_ir24
قدم برمیداری، قدمی پر از غم برای رسیدن به شهدا... آری رسیدن به شهید که غم نداره اما برای ما کرمانی ها درد بزرگی است دردی برای دختر کاپشن صورتی... از باب الغدیر که وارد میشوی نزدیک ترین باب است به دفن شهدا یکی ، یکی از کنار شهدا میگذری اول از شهیده پرندکام شروع می‌شود و سپس ادامه می یابد به سمت مادر و دخترها و خانواده سلطانی نژاد ... و بعد هم میروی سمت شهیدان محمدی پور و صادقی و پورشیخعلی حالا دیگر دلت تاب ندارد مگر می‌شود این مسیر را رفت ، مسیر رسیدن به مزار حاج عادل و شهید ضیاءالدینی‌ ، حال و هوای امشب گلزار شهدا کرمان درست مثل خواب هایی بود که این شب ها میدیدم‌ اما با یک تفاوت اساسی در خواب هایم همیشه دور و بر شهدا شلوغ بود طوری که من حتی مزار شهدا رو هم نمیدیدم ولی امشب خلوت بود خلوت تر از همیشه هیچ زمانی فکرش رو هم نمیکردم از گلزار رفتن فقط من باشم و دو جماعت خانواده و مامورین تامین امنیت گلزار و فروشنده های فروشگاه و یکی دو تا روحانی ... سخت بود خیلی سخت ... درد داشت خیلی درد ... ای کاش میشد بیشتر بمانم اما نتوانستم تحمل این غم نزدیک بود قلبم را از جا در بیاورد و از گلزار رفتنم فقط درد و دلی ماند با شهید کازرونی ... @norabano80
شهیدامیرحسین دهدهی @norabano80
خوشا به حال آن کسی که عضو شما در وجودش است @norabano80