دیشب خواهرم گفت :
آبجی میشه امام رضا منو دوست نداره؟
گفتم نه عزیزم چرا این حرف رو میزنی؟
گفت : چون تا حالا دوبار رفتم کربِلا ولی مَشَد نرفتم
بهش گفتم نه عزیزدلم پاسپورتمون رو امام رضا امضا کرده
حالا دیگه شروع کرد به اینکه یعنی چی و این حرفا منم دیگه هیچی نگفتم
چون اونایی که آبجی منو دیدن میدونن هیچکی حریف زبونش نمیشه :)
ماشاءلله هر چی حرف بزنی بلده حاضر جوابی کنه و از زبون کم نمیاره
برای همین ترجیح دادم سکوت کنم
اما
اصلا نفهمیدم چجوری این حرف رو زد یادمه از همون بچگی ساعت ۸ که میشد قبل از اخبار شبکه کرمون بلند میشد و همراهش صلوات خاصه امام رضا رو میخوند
امام رضا جانم من طاقت دارم ولی آبجیم نه
مگه نمیگَن
اینکه یادت نمیاد اولین باری حرم رفتی کی بوده؟
این یعنی امام رضا بزرگت کرده !
اقاجونم این بچه رو هم دعوت کن حرمت :)
#نورا_نویس
@norabano80
من نمیفهمم این بِچا (حالِ ای) بِچی ایطو درک و فهمی دارن
والا من همسِن این بودم فک میکردم پت و مت خوار،برادرن 😂
✨﷽✨
مـرگدسـتخداست
عـقببایستیـمبـرادرا
تـرسوبارمـیآیــیـم
استثناهـمنـداره..
#شهـیدحـسنبـاقـری🥀
💞سلامتی امام زمان #صلوات
ألـلَّـھُـمَــ ؏َـجِّـلْ لِوَلـیِـڪْ ألْـفَـرَج
#سلام_ودرود_برشهدا_وامام_شهیدان
#یاصاحبالزمان
https://harfeto.timefriend.net/16863201937274
بیایین منفعل نباشیم یکم تو ناشناس حرف بزنیم، نظرتون رو راجب به کانال بگید :)
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیهیچسوالیوجوابیبغلمکن...
خستهترازآنمکهبگویمبهچهعلت(:♥️🕊
تا اینجاشو میتونم بگم چجوری
از اینجا به بعدشُ میسپارم به دست استادا 😂😂
خدایا رحمی کن برا این چند تا نمره من 🥲
#منِ_خودم
@norabano80
یادش بخیر دهه فجر ...
از اول های بهمن همه در تکاپوی این بودیم که کلاسمون تو مدرسه اول بشه
هر کدوم از بچها دنبال یه وسیله میرفتن
یکی فانوس کاغذی می آورد
دیگری بادکنک های رنگی می آورد
و یکی که از همه پولدار تر بود فانوس های قرمز و سبز و زردی می آورد که ستاره و ماه بهشون وصل شده بود
از فانوس های کاغذی رنگی ، رنگی براتون بگم که بی شک همه مون یادمونه
فانوس های جمع و جوری که وقتی اونها رو باز میکردی زنجیره های پیج در پیچی داشتن که به کمک منگنه یا پونز اونها رو وصل میکردیم به دیوار
راستی یادتونه میون همه اونها یه دونه بود که از همه خاص تر بود و وقتی بازش میکردی مثل یه گل بزرگ میشد
بین همه این کلاس آرایی ها هر کسی هر هنری داشت رو میکرد
از تخم مرغ هایی که به سقف میخرد و کاغذ های رنگی ازش بیرون میریخت گرفته تا فانوس هایی که با کاغذ رنگی درست میشد
و کنار این همه زیبایی فقط بادکنک های رنگی که شبیه قلب بودن تکمیل کننده تزئین کلاسی مون بود
بادکنک های که با مغناطیس موها اونها رو به سقف می چسبوندیم و کلاسمون خاص تر میشد
اون زمان ها هیچ کتابی به غیر از کتاب های درسی نمیخوندیم اما دغدغه ذهنی مون این بود که دهه فجر یعنی چی ؟؟
چه کتابی بخونیم که خوب امام رو بهمون معرفی کنه که آخرش بین همه این خواسته ها روزنامه هایی به دستمون میرسید با یک تیتر بزرگِ ، امام آمد
و عکس هایی که جمعیت خیابان های تهران رو به تصویر میکشید
یکی با گل آمده بود و دیگری بدون ترس و با لبخند روی یک مقوای بزرگ نوشته بود مرگ بر شاه ...
و منی که آن روزها میگفتم کاش آن زمان بودم حداقل کیک و ساندیسی میخوردم¹ :)
و این روزهایی که دلم میخواهد جای عکاسی باشم که آن روزها رو به تصویر کشیده است
یادمه از کلاس سوم جزو گروه سرود بودم
همیشه از اول بهمن درگیر حفظ کردن سرود و پیدا کردن شال های سبز و سفید و قرمز بودم
(کلا بچه فعالی بودم کسی قدرمو نمیدونست)
آن روزها
علاوه بر تسلط روی سرود
پیگیر کشیدن نقاشی ای بودم که یک هواپیما بود و مرد خوش سیمایی از پله هایش پایین می آمد و دسته گل هایی که در انتظار رسیدن به دست آن بزرگ مرد بودند
روزهای زیبایی بود اما دیگر روزهایمان مثل آن وقت ها نشد ، دیگر در مدرسه ها دغدغه بچها کلاس برتر دهه فجر نبود
حتی دیگر سرود بوی گل و سوسن هم از یاد ها رفت
و هیچوقت نشد و نشد آن روزهای آمدن امام و نرفتن به کلاس و پیگیر شدن برای جشن های انقلابی مدرسه و اردو بردن ...
ولی بین همه این فراموشی ها هنوز هم
در ذهن من برج ۱۱ همان بهمن ماه است ،
ماهی از صوت :
بوی گلِ سوسن و یاسمن آید؛
عطرِ بهاران کنون از وطن آید…
جان ز تنِ رفتگان سوی تن آمد؛
رهبرِ محبوبِ خلق، از سفر آمد…
دیو چو بیرون رود؛ فرشته در آید!
¹=کنایه از اینکه میگن با یه ساندیس مردم انقلاب کردن و حتی به خاطر ساندیس پای این انقلاب و شرکت در راهپیمایی ها موندن
خواستم بگم
اره حاجی خوردن ساندیس انقلابی ارزش داره به پیتزای ضد انقلاب رو خوردن 😂
#نورا_نویس
@norabano80